ماه مبارك رمضان در ميان مردم روزه دار ايراني همواره ماهي سرشار از آداب و سنت هاي معنوي بوده كه اين آداب و رسوم همزمان با پيچيدگي در تار و پود لايه هاي زندگي افراد جامعه در اشكال مختلف اجرايي و روايتي نيز براي تكرار و استمرار در اجراي آن آداب مورد استفاده قرار مي گرفته است.
اينچنين است آيين هاي معنوي و مذهبي زيارتي، اداي نذر، پرستش و راز و نياز با خداوند سبحان و بسياري ديگر از موارد كه علاوه بر جريان داشتن در بطن زندگي عادي و روزمره مردم، به اشكال مختلف بازتاب آنها را در روايت ها و خرده آيين هاي نمايشي شاهد هستيم.
** «شاهنامه» و «رستم» نماد ايستادگي در برابر دشمنان و حق طلبي مظلومان
در زمان هاي دور پهلوانان و قلندران در هر جامعه اي وظيفه دستگيري از مستمندان و مظلومان را در برابر ظالمان و حاكمان جبار بر عهده داشتند و به هر نحوي سعي مي كردند تا حقوق بر حق اما ضايع شده آنها را از كام اربابان جور بازستانند و به سفره اهل آن و نيازمندان واقعي برسانند.
بر همين اساس آيين هاي نمايشي و عياري كه تجلي آنها را در مراسم «نقال» و «پرده خواني» مي توان مشاهده كرد با بهره گرفتن از اسطوره ها و شخصيت هاي اساطيري باستاني به بازتاب رسوم پهلواني، مرام و رسم جوانمردي و فتوت مي پرداختند و در خلال اجراي اين آيين هاي نمايشي سعي مي كردند تا راه و رسم درست زيستن و دستگيري از مظلومان را در جامعه و ميان عموم مردم توسعه و اشاعه دهند.
بر همين اساس نقل و روايت اصلي نقالان و پرده خوانان برداستان هاي شاهنامه و شخصيت «رستم» به عنوان نماد ايستادگي و مبارزه در برابر دشمنان و ياور نيازمندان استوار بود و كار اين پيشه وران هنرهاي نمايشي و آييني نيز سبقت گرفتن از يكديگر در شرح روايت داستان هاي شاهنامه با آب و تاب و قدرت اثرگذاري بالاتر بر مخاطبان معطوف بود.
اما با ورود اسلام آيين ها، خرده آيين ها، كهن الگوهاي نمايشي (آركي تايپ ها) و اجراگران «برخواني» و «روايتي» سعي كردند براي زنده ماندن و تداوم امر انتقال مفاهيم معنوي و آييني مستتر در بطن داستان هاي برگرفته شده از شاهنامه حكيم طوس، نقبي به داستان هاي اسلام و حماسه هاي قافله سالاران آن از پيامبر اكرم(ص) گرفته تا ائمه معصومين بزنند، تا با اين كار علاوه بر استمرار حضور در بين مردم و در فراز و فرود زندگي اجتماعي آنها، رسالت ذاتي و غايي خود كه همانا ارشاد و هدايت مخاطبان براي حركت در مسير رستگاري و بندگي خداوند منان بوده است را ادا كنند.
نقل شاهنامه و روايت پرده خوانان دوران پيش از اسلام نيز بر راه، رسم و مرام پهلواني استوار بود كه تمام قهرمانان اين داستان ها توفيق خود را طبق كتاب مرجع و مورد استناد خود (شاهنامه) از همراهي «يزدان كردگار»، «ايزد بخشنده» و «خداوند دادار و جهان آفرين» كسب مي كردند.
اينچنين بود كه هنر راويان و نمايشگران آييني در نقل پرده ها و نقالي هاي حماسي، رويكرد مذهبي گرفت و اين بار داستان محوري آن راويان بر ائمه معصومين و روايت هاي صدر اسلام استوار شد كه بار ديگر تاكيد و همراهي مخاطب بر پرستش خداوند يگانه و گام برداشتن در راستاي اوامر و فرمايش خالق زمين و آسمان كه در كتاب هدايتگر قرآن ذكر شده است، بار ديگر در صدر نقل مجالس نقالان قرار گرفت.
** «نقاله خواني» سنتي از بطن تاريخ در مسير مجدد احيا
ايرانيان فرهنگ دوست و متكي بر آيين ها و سنن ملي، قومي، مذهبي و نمايشي با آغاز ماه هاي مذهبي خاص چون محرم، صفر، ماه حج و ماه مبارك رمضان، سعي مي كردند تا روايت ها و نقل آيين ها و خرده روايت هاي نمايشي خود را با آداب ومناسك اين ماه ها و حوادث و رخدادهاي جاري در آن تطبيق دهند.
اينچنين بود كه آيين نمايشي و مذهبي «نقاله خواني» در شب هاي ماه مبارك رمضان با استناد به سنت هاي «نقالي» اما با محوريت داستان هاي مذهبي صدر اسلام و زندگي ائمه معصومين و روايت هاي قرآني جاي خود را در زندگي عموم مردم ايراني باز كرد.
«نقتاله خواني» اغلب در شب هاي ماه مبارك رمضان و در فاصله افطار تا سحر در قهوه خانه ها، حياط خانه هاي بزرگ و ميادين اصلي روستا و شهرها توسط نقالان و پرده خوانان خوشنام و خوش صدا اجرا مي شد و روزه داران براي سپري كردن ساعات خود تا رسيدن به زمان سحر پاي روايت هاي مذهبي و نمايشي «نقاله خوانان» مي نشستند و همپاي داستان هاي روايت شده از صدر اسلام و ائمه معصومين، پند مي گرفتند و پا به پاي مصيبت اهل بيت گريه مي كردند و نوحه و مرثيه سر مي دادند.
آيين سنتي و نمايشي «نقاله خواني» امروزه بيشتر شكل موزه اي به خود گرفته و حتي در زادگاه اصلي خود (شهر و روستاهاي سمنان) نيز كمتر مورد وثوق مردم قرار مي گيرد، هر چند اين آيين طي دو سال اخير با حمايت مركز هنرهاي نمايشي و اجراي نمايشگران پيشكسوت در ويژه برنامه هاي مناسبتي ماه مبارك رمضان آرام آرام راه خود را براي بازگشت مجدد از دل تاريخ به ميان مردم ازسر گرفته است.
فراهنگ(۵)**۹۲۶۶**۱۵۸۸
