يادنامه سخن عشق(۳۳)
قوچاني و تقرب به خدا
کدخبر : 80743275(3431681)
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۴/۲۹
زمان مخابره : ۱۱:۰۹
سرویس خبر : پژوهش- اجتماعی - فرهنگی-
گروه اسناد و اطلاع رساني - شهيدان با نثار جان خود در راه عشق به خدا گام بر مي دارند و فرمانده مبارزي چون علي قوچاني زندگي را در عزت و قرب به خدا توصيف مي كند و مردان شايسته خداوند را آناني مي داند كه سر تعظيم در برابرغير او فرود نمي آورند.

مقام شهادت اوج بندگي و سير و سلوك در عالم معني است و ما خاكيان محجوب چه مي دانيم كه اين ارتزاق عند رب الشهدا چه است؟ امام خميني(ره)
هرازگاهي چند از آناني بنويسيم كه عشق را در مسير رسيدن به معبود يافتند و اين راه را به سبكي بال پرندگان طي كردند. آنان كه روشني انديشه پاك شان در دل تاريكي هاي زمان، مسير هدايت و سخن شان پاسخ همه سوالات بي جواب است. دفتر پژوهش و بررسي هاي خبري به منظور پاسداشت مقام شهيد با ارائه سلسله گزارشهاي يادنامه سخن عشق همراه مي شود با عاشقان حقيقي كه معرفت الهي را به حق درك كردند.
و امروز همراه با شهيد علي قوچاني
علي قوچاني در اول تير سال ۱۳۴۲ در شهر اراك در خانواده اي متدين پاي بر اين دنياي فاني گذاشت. وي در دوران كودكي از اراك به اصفهان رفت و توانست در آن شهر تحصيلات مقدماتي را سپري كند.
علي قوچاني در سنين نوجواني با حضور در كنار مردم، توانست در پيروزي انقلاب اسلامي نقش موثري ايفا كند.
او بعد از انقلاب به جرگه نظامياني پيوست كه در راستاي پيشبرد اهداف والاي نظام، فعاليت مي كردند. پس از آغاز درگيري ها در كردستان، وي به همراه انقلابيون ديگر، به كردستان رفت و شاهد درگيري ها و خيانت هاي مدعيان طرفداري از خلق يعني دمكرات ها و چپ گراها بود و در آنجا توانست نقش بارز و موثر خود را در غائله كردستان به خوبي ايفا كند.
هنگامي كه جنگ تحميلي آغاز شد، علي قوچاني در كنار ديگر رزمندگان پاي به جبهه هاي نبرد گذاشت و با حضور در جبهه هاي جنوب، توانست زندگي حماسي خود را اينگونه با فداكاري و ايثارگري آغاز كند.
او در نخستين عمليات به عنوان فرمانده يكي از گردان ها توانست در كنار همرزمانش، به عنوان الگويي فداكار در عرصه هاي نبرد ظاهر شود. وي در بيشتر عمليات ها، توانست نقش حياتي و موثري را از خود نشان دهد.
در عمليات تاريخي ثامن الائمه به عنوان فرمانده اي شجاع و رشيد، با ايفاي نقش حياتي و حساس به عنوان معاون لشگر امام حسين(ع)، نحوه پايداري و مبارزه را به همگان نشان داد.
سال ها شركت فعالانه و مستمر او در جبهه هاي خون و آتش در جنوب و غرب از او فرمانده اي ساخته بود، شجاع و صبور به گونه اي كه وي در طول شش سال دفاع مقدس، بيش از دوازده بار زخمي شد و تا مرز شهادت پيش رفت.
در عمليات والفجر ۸ و حمله به فاو به عنوان مديري شايسته، فرماندهي بخشي از نيروها را بر عهده گرفت و در منطقه اقتصادي و استراتژيكي منطقه يعني كارخانه نمك از خود رشادت هاي فراوان نشان داد، سرانجام علي قوچاني، كه مسئوليت محوررا در اين عمليات بر عهده داشت در روز چهارم عمليات كه حملات شيميايي و بمباران هاي دشمن بسيار شدت يافته بود در هنگام كمك به فرمانده گردان حضرت ابوالفضل(ع) براي استقرار نيروها در موقعيت جديد، پس از شش سال، حضورفعال و جانبازي در عرصه نبرد، در سن بيست و دو سالگي، با ايثار تمام، به مقام والاي شهادت نايل آمد.
در بخشي از وصيت نامه اين شهيد گرانقدر مي خوانيم:
...تمام انسانها رفتني هستند تمام انسانها چه خوب و چه بد و چه ضعيف و چه غني با هر وضعيتي كه هستند مي روند. در اين راه، عده اي با عزت و سرنهادن به قرب خدا زندگي مي كنند و بعضي براي زندگي خود بنده غير خدا و بنده بنده خدا مي شوند و از خود هيچ عزت و سر افرازي ندارند ولي دسته اول چون راه خدا را مي روند همواره با مشكلاتي رو به رو مي شوند، بعضي اوقات انسان خود را در راهي مي بيند كه در آن راه يا بايد كشته شدن در راه خدا را انتخاب كند يا سر تعظيم در برابرغير خدا فرود آورد. مردان خدا اولين راه را انتخاب مي كنند...
اطلاع**۹۱۲۸**۱۷۱۷

آخرین اخبار
۲۰ دقیقه پیش قوچاني و تقرب به خدا