به گزارش گروه فضاي مجازي ايرنا، اين مطلب بخشي از يادداشت «سعيد يوسفي پور» با عنوان «هوشمندي احمدي نژاد در تحولات منطقه» است كه در روزنامه ايران منتشر شده است.
متن كامل اين يادداشت بدين شرح است:
منطقه نزديك به مرزهاي جمهوري اسلامي امروز در مسير تحولات بسيار سريع و پيچيدهاي قرار دارد كه غفلت از ارزيابي دقيق آنها و عدم توجه به ارتباط برخي از اين موضوعات با مسائل داخلي ايران عزيز، اشتباهي استراتژيك و جبران ناشدني است.
موضوع از اين جهت حائز اهميت بسزا است كه از چند جنبه با منافع ملي كشورمان به هم آميخته است. اهل تأمل ميدانند ارتباط وقايع منطقه با جمهوري اسلامي بايد از دو منظر مورد بررسي قرار گيرد: الف) تاثير تحولات داخل ايران بر روند كنشها و واكنشها در منطقه و ب) تاثير تحولات منطقه بر روند تغييرات سياسي در داخل ايران؛ از اين منظر امروز بايد به چند نكته مهم در خصوص مسائل منطقه توجه ويژه داشت:
اول) شرايط لحظه به لحظه جبهه مقاومت در منطقه، شايد مهمترين موضوعي است كه بايد دائماً مورد رصد و تحليل كارشناسان و سياستمداران قرار گيرد. در اين راستا و با فرسايشي شدن بحران سوريه كه مقامات ارتش امريكا آن را تا ۱۰ سال ديگر ادامهدار ميدانند (تحليل قابل تأملي كه اخيراً از زبان يكي از مقامات ارشد ستاد مشترك ارتش امريكا مطرح شد و نشان از برنامهريزي بلند مدت براي جنگ داخلي در سوريه دارد) اين كشور به عنوان يكي از اركان جبهه مقاومت را با مشكلات و آسيبهاي سخت و غيرقابل انكاري روبهرو كرده كه در مختصات آرايش سياسي منطقه بي تاثير نخواهد بود.
از سوي ديگر بايد تاكيد نمود طراحيهاي صهيونيستي – آمريكايي در منطقه، منجر به آن شده كه حزب الله لبنان به عنوان ديگر بازيگر موثر جبهه مقاومت با به خطر افتادن عقبه استراتژيك خود در سوريه و مواجهه با گروههاي تكفيري و سلفي در شمال لبنان در وضعيت خاصي قرار بگيرد.
البته هوشمندي حزب الله در عدم رويارويي مستقيم با گروههاي تكفيري شمال لبنان اين توطئه را تا حدودي خنثي نموده اما ورود رزمندگان غيور مقاومت به بحران سوريه و كمك به ارتش بشار اسد در مواردي همچون آزادسازي شهر القصير، امروز حزب الله را در وضعيت خاص و حساسي قرار داده كه بسيار حائز اهميت است.
انفجارهاي چند روز گذشته در منطقه ضاحيه بيروت كه از لحاظ امنيتي عمق استراتژيك حزبالله محسوب ميشود نيز نشان از طراحي صهيونيستها براي فشار بيشتر بر خط مقاومت دارد.
از منظري ديگر بايد توجه كرد دشمن در يك سال اخير تلاش نموده با جنگ اقتصادي تمام عيار و استفاده از حربه تحريمها، محور مقاومت در منطقه يعني جمهوري اسلامي را زمينگير و درگير مسائل داخلي نمايد و در كنار آن با تاثيرگذاري در انتخابات رياست جمهوري ايران به دنبال نتايج مطلوب خود باشد.
ايران عزيز البته تا به امروز به بركت هدايتهاي داهيانه امام خامنهاي( حفظه الله) و تلاش و كوشش دولت خدمتگزار و همراهي ملت غيور، در اين طراحي پيچيده گرفتار نشده اما بايد دقت كرد تا با كنار رفتن محمود احمدينژاد از قدرت به عنوان نماد خط مقاومت در منطقه و جهان، اين جبهه الهي و توحيدي از لحاظ استراتژيك و رواني دچار آسيب نشود.
اين مهم البته بر عهده رييس جمهوري منتخب است تا با اخذ سياستهاي دقيق و متعهدانه، خواب دشمنان در خصوص آسيب جدي به خط مقاومت را نقش بر آب كند . انشاءالله
دوم) دكتر احمدينژاد از مدتها قبل مكرراً هشدارهاي خاصي را در مورد نحوه مديريت تحولات منطقه بيان كرده بود.
ايشان اخيراً نيز طي سفر مهم به روسيه و در گفت و گو با شبكه راشا تودي در پاسخ به اين سوال كه تحولات صورت گرفته در كشورهاي عربي غيرقابل پيشبيني بود و هيچ كارشناس مسائل سياسي فكر نميكرد كه نظام هاي موجود در اين كشورها به اين سرعت تغيير كند، آيا به نظر شما نظام ايران در اين راستا از امنيت برخوردار است؟ گفت: «اين موضوع بايد در دو فصل مورد بررسي قرار گيرد يكي از جنبه اتفاقاتي است كه در كشورهاي منطقه رخ داده و مردم اين كشورها به سرعت به دنبال عدالت، آزادي، رفاه و تغيير شرايط هستند و جنبه دوم اينكه همه اين اتفاقات پشت سرهم و در فاصله زماني كوتاه رخ داده، اين نميتواند به طور كامل مردمي باشد، بلكه مطمئناً مديريتي پشت اين وقايع وجود دارد.»
احمدي نژاد پيشتر نيز در يك جمع دانشجويي تاكيد كرده بود: « اينكه ملتها و ملتهاي مسلمان در شرايط كنوني به دنبال عدالت و پاكي، آزادي و عزت هستند، در آن شكي نيست و اين منحصر به ملتهاي مسلمان هم نيست. همه ميدانستيم، تمام آن كساني كه مسائل منطقه و دنيا را رصد ميكردند، آگاهي داشتند كه جنبشها، خيزشها و حركتهايي در آستانه وقوع است.
اين يك چيز ظاهري است، مهم هم اين نيست كه مردم ميخواهند انقلاب كنند يا تغييرات ايجاد كنند. مهم اين است كه مديريت تغييرات دست كيست. در همين انقلاب خودمان اگر مديريت الهي امام نبود، انقلاب ملت ايران به دست ليبرالها، منافقين و ماركسيستها له ميشد. امام بود كه كشاند، آورد و رساند به هدف.
بايد بين اصل تحولات و مديريت تحولات تفكيك كرد. مهم اين است كه ببينيم كي دارد مديريت ميكند؟ بايد تفكيك كنيم بين مديريت تحولات با اصل تحولات و الا زمين ميخوريم، دچار تناقض ميشويم، نميتوانيم جواب بدهيم. به ما ميگويند چرا اين تحولات را در فلان كشور صددرصد تأييد كرديد، در فلان كشور تأييد نميكنيد؟ نميتوانيم مواضعمان را توجيه كنيم. اما اگر تفكيك كرديم مديريت را با اصل حركت و خواستههاي واقعي مردم، اولاً ما ميتوانيم خواستهها را مديريت كنيم، ثانياً دچار تناقض در مواضع نميشويم.»
اين هشدارهاي چند باره نشان ميدهد كه رئيسجمهوري اسلامي ايران به عنوان نماد محور مقاومت در منطقه و جهان از ابتدا در خصوص پشت پرده مديريت تحولات منطقه ملاحظاتي جدي داشته است. ملاحظهاي كه حقانيت آن امروز و با رقم خوردن اتفاقات پيچيده و سريع در مصر، به خوبي اثبات شده است.
امروز بايد از تمام كارشناسان و تحليلگراني كه در داخل كشور دائما بر اسلامي و ضد صهيونيستي بودن تحولات منطقه و به خصوص مصر تاكيد ميكردند و بر سر كار آمدن چهرهاي همچون محمد مرسي را جشن ميگرفتند پرسيد آيا اكنون نيز همان نظر قبلي را دارند و امروز واكنششان در برابر تحولات جديد چيست.
تحولات چند هفته اخير البته يك نكته مهم ديگر را نيز به خوبي هويدا ميكند، دشمن همواره يك اصل كلي را در منطقه دنبال كرده و ميكند. اين اصل عبارت است از: «لزوم عدم ثبات و امنيت در اين منطقه».
بنابراين اصل كلي مصر و هر كشور ديگر انقلاب كرده نبايد به مرحله ثبات و امنيت داخلي برسد و ناامني و التهابات سياسي دائماً بايد دامنگير آن باشد. اصلي كه به خوبي در وضعيت يك سال اخير اين كشورها قابل اثبات است. اما نكتهاي كه به هيچ وجه نبايد بار ديگر مورد غفلت قرار گيرد، همزماني اتفاقات مصر با انتخابات رياست جمهوري ايران است. مسئولين سياست خارجي دولت جناب روحاني البته بايد بيش از همه به اين نكته توجه و دقت داشته باشند تا مبادا اين احساس در منطقه و دنيا ايجاد شود كه به واسطه برخي تغييرات داخلي در ايران امكان مهندسي تحولات منطقه هموارتر شده است. اين نكته مهمي است كه البته حتماً مد نظر رئيس جمهور محترم و منتخب كه خود يك ديپلمات كاركشته است قرار دارد.
سوم) دشمن قطعاً در اين ايام درصدد است ورق وضعيت در منطقه و جهان را با استفاده از يك فن بدل به صورت غير منتظره بازگرداند. وضعيت سوريه و حزب الله، تحولات اين روزهاي مصر، شرايط ليبي و يمن، تغيير تاكتيكي در مديريت كشور قطر، تحولات قابل تامل در تركيه، وضعيت سياسي و امنيتي عراق، تشديد درگيريهاي مذهبي و قومي در پاكستان و افغانستان، موج اخراجهاي غير منتظره ايرانيان از امارات و البته همزماني تشديد اين تغييرات با انتخابات رياست جمهوري ايران در حالي كه جمهوري اسلامي علاوه بر درگيري با مشكلات تحميلي اقتصادي در فضاي بينالملل نيز با پرونده هستهاي روبهرو است كه به تعبير رهبر حكيم انقلاب امريكا به دنبال كش دار كردن آن است، همه و همه نشان از طراحي جديد براي منطقه دارد.
در همين راستا به نظر ميرسد علاوه بر لزوم هشياري و تدبير دولت جناب روحاني و ملاحظه اين مهم كه به هيچ وجه نبايد به تلقي ايجاد شده مبني بر تضعيف خط مقاومت در منطقه كمك كرد، برخي تدابير همچون استفاده از ظرفيتهاي افرادي همچون دكتر احمدينژاد به عنوان نماد خط مقاومت ميتواند به بر هم ريختن طراحيهاي دشمن كمك كند.
احمدينژاد نشان داده درك بسيار بالايي از تحولات بينالمللي و منطقهاي دارد و در ضمن او يك شخصيت كاريزماتيك در ميان ملتهاي آزاديخواه جهان است. امروز بايستي از اين ظرفيت در مواجهه تمام عيار با جبهه شيطاني عالم استفاده كرد كه فرمود: «ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم»
