به گزارش ايرنا ، بولتون در ارزيابي تحولات مصر هر چند به دلايل واقعي تضعيف جايگاه محمد مرسي در مصر از جمله دور شدن از محور مقاومت در منطقه و كنار آمدن با رژيم صهيونيستي اشاره نمي كند، اما به درستي اذعان مي كند كه سقوط مرسي در مصر به معناي شكست اسلامگرايي (بيداري اسلامي) در مصر نيست .
بولتون عضو انديشكده امريكن اينترپرايز مي نويسد: تمام رژيم هاي پس از رژيم هاي اقتدارگرا الزاما از رژيم هاي قبلي بهتر نيستند. بهار عربي تا حد زيادي ناشي از عوامل سياسي و اقتصادي منطقه بود و نه اقدامات قدرتهاي خارجي . با اين وجود ، در سال ۲۰۱۱ كلي گويي ها و حرف هاي دوپهلوي باراك اوباما رئيس جمهوري آمريكا در نهايت منجر به حمايت از بركناري مبارك از قدرت شد كه اين امر بدون شك پيامدهايي منفي براي مصر و كل منطقه در بر داشت.
وفاداري و عمل به تعهدات كالاهاي باارزشي در روابط بين المللي هستند حتي اگر رژيم مورد نظر مطابق با معيارهاي دموكراتيك ما نباشد. اما وفاداري دو طرفه است و احساسي كه اوباما ايجاد كرد اين بود كه آمريكا بطور يك طرفه انتظار وفاداري از متحدان خود را دارد. آمريكا بهاي اين برداشت از خود به عنوان دوست دوران خوشي و مگس به دور شيريني را خواهد پرداخت. مبارك يك دموكرات نبود اما به غرب هشدار داده بود كه چنانچه دولت او سقوط كند اخوان المسلمين بلافاصله قدرت را به دست مي گيرد. مبارك كشور خودش را بهتر از عقل كل هاي غرب مي شناخت. هنگامي كه اوباما مبارك را رها كرد ، ارتش مصر نيز چنين كرد چرا كه ارتش نيز پيش از اين به دليل برنامه همسر و فرزند مبارك - جمال - براي جايگزيني جمال به جاي حسني مبارك، اعتماد به مبارك را از دست داده بود. جمال آشكارا فاقد اعتبار نظامي پدرش بود و يك جانشيني فرعوني در قرن ۲۱ براي ژنرال هاي ارتش نيز مانند مردم مصر ناگوار بود.
ارتش مصر كه تمايلي براي حكومت كردن آشكار نداشت به سمت دموكراسي با برگزاري انتخابات حركت كرد.
در انتخاباتي كه به اذعان ناظران خارجي انتخاباتي آزاد و عادلانه بود ، اسلامگراها تقريبا يك سوم كرسي هاي مجلسين مصر را به دست آوردند و محمد مرسي از حزب اخوان المسلمين در رقابتي نزديك با چهره اي از دوران مبارك به رياست جمهوري رسيد.
بولتون مي افزايد: حاميان مرسي در مدت يك سال زمامداري او در تلاش براي تثبيت او در قدرت اقدام به بازنويسي قانون اساسي مصر كردند و در اين حال مشكلات شديد اقتصادي كشور را ناديده گرفتند.
تركيبي از ويراني اقتصادي و دنبال كردن برنامه هايي براي تحكيم قدرت در دست اخوان المسلمين موجب شد كه تظاهركنندگان دوباره به خيابان ها بيايند. البته با بهبود شرايط اقتصادي و ظهور مقامات شايسته تر و كارآمدتر بسيار محتمل است كه بسياري از اين تظاهركنندگان بار ديگر از برنامه هاي اسلامگرايانه در مصر حمايت كنند. در واقع اختلاف بر سر اولويت ها و نه عشق به دموكراسي الهام بخش بسياري از تظاهركنندگان تابستان امسال در ميدان التحرير بود.
جان بولتون در ادامه مي نويسد: درس تحولات مصر براي آمريكا اين است كه آمريكا بايد اولويت را به منافع خود بدهد و نه تئوري هاي انتزاعي دموكراتيك. مهم تر از همه اينكه پايبندي مصر به پيمان صلح كمپ ديويد اساس و بنياد سياست خاورميانه اي آمريكا و امنيت اسرائيل است، و مبارك هرگز در پايبندي به اين معاهده تزلزلي به خود راه نداد. اما در انتخابات سال ۲۰۱۲ مصر، اين تنها محمد مرسي نبود كه مشروعيت كمپ ديويد را مورد ترديد قرار داد بلكه سياستمداران سكولار نيز به عنصر اساسي اين معاهده يعني زمين در برابر صلح حمله كردند و به تلويح گفتند كه خروج نهايي (اسرائيل از اراضي فلسطيني) مي تواند يكي از راهكارها باشد.
بعلاوه باز نگاه داشتن كانال سوئز براي اقتصاد جهان بسيار مهم است. يك مصر بي ثبات نگراني هاي جهاني درباره اقدام تروريست ها و خرابكارها براي بستن اين كانال را به همراه دارد . افزايش قيمت نفت در هفته گذشته بازتاب دهنده اين واقعيت مهم ژئوپلتيك بود.
آمريكا بايد بر پايبندي مصر به تعهدات بين المللي اين كشور تاكيد كند و كمتر نگراني درباره دوران گذار دموكراتيك در مصر را داشته باشد.
به گزارش ايرنا ، بولتون هفته گذشته نيز در گفتگو با شبكه فاكس نيوز در مورد واكنش كاخ سفيد به تحولات مصر گفت: شواهدي حاكي از وجود يك سياست مشخص آمريكا در مورد مصر وجود ندارد. دولت آمريكا پس از صدور يك بيانيه بي بو و خاصيت اكنون تقريبا غير فعال شده است.
بولتون تاكيد كرد آنچه در مصر روي داده يك كودتا است و تصميم اوباما اين بوده حقيقت را نگويد و اين دليل ديگري است كه آمريكا نمي خواهد واقعيت هاي موجود را ببيند.
بولتون در عين حال خواستار ادامه كمك هاي آمريكا به ارتش مصر شد.
* جان بولتون عضو ارشد انديشكده امريكن اينترپرايز ، از اوت ۲۰۰۵ تا دسامبر ۲۰۰۶ نماينده دائمي آمريكا در سازمان ملل ، و از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ معاون وزير امور خارجه آمريكا در امور كنترل تسليحات و امنيت بين المللي بود.
اسرائيل در دوران مسووليت بولتون در سازمان ملل پيوسته از او به عنوان يكي از ديپلماتهاي خود ياد مي كرد.
اروپام / ۱۰۷۸ /۱۵۷۵
