در كنار وجوه مشترك نمايش ها و خرده نمايش هاي آييني و سنتي مانند نوع دوستي، تاكيد بر صلح طلبي، رعايت حقوق مردم و احترام به بزرگان قوم، طايفه و فاميل داراي وجوه برجسته تفارقي است كه هر كدام بازتاب دهنده خصوصيات فرهنگي اقوام مختلف ايران را شامل مي شود.
در اين ميان ذكر اين نكته ضروريست كه شكل و ريشه برخي آيين ها در چهار گوشه كشور پهناورمان داراي اشتراكات متعددي است اما هر كدام از آن آيين ها در فرم، اجرا و محتوي بنا بر ذات فرهنگي و قومي هر اقليم به شاخه هاي مختلفي بدل مي شوند كه بازتاب دهنده شناسنامه هويتي اقوام مختلف فرهنگي در كشور است.
يكي از نواحي داراي تمدن غني فرهنگي و اجتماعي منطقه سيستان و بلوچستان و اقوام غيور «بلوچ»، «لر - كرد» و «سيستاني» است كه بنا به اقليم و منطقه جغرافيايي گرم و خشك خود داراي آيين هاي متعددي نمايشي، مذهبي و خرده روايت هاي نمايش سنتي و آييني هستند كه گل سر سبد آنها كه به ثبت جهاني نيز رسيده است؛ «رقص چوب» يا همان دعاي ريزش باران است.
اما اين قوم متمدن در كنار آيين هاي مختلف اجتماعي و فرهنگي در مناسك مذهبي نيز داراي اشكال متنوعي از سنن و مناسك نمايشي هستند كه بارزترين آنها در ماه مبارك رمضان «سحري خواني» و سنت «آرَك» و «بَرَك» است.
يكي از اصلي ترين اشكال آييني اين منطقه با وجود زيست اقوام تشيع و تسنن در كنار يكديگر، ارتباط نزديك پيروان دين مبين اسلام از دو شاخه مختلف اما دوشادوش و همراه يگديگر است كه بازتاب دهنده شكوه و تجلي عنصر وحدت ميان مسلمانان ايران است.
** از اهداي هدايا و نذورات تا برپايي آيين هاي دستجمعي
مردم منطقه سيستان همه ساله قبل از فرا رسيدن ماه مبارك رمضان با غبار روبي مساجد و بقاع متبركه و هديه دادن فرش به اماكن متبركه، نقش موثري در آماده سازي اين اماكن براي استقبال از روزه داران و عبادت كنندگان در اين ماه پر بركت دارند.
سيستاني ها بر اطعام فقرا و نيازمندان، توزيع نذورات و همچنين حضور حداكثري در محافل مذهبي و قرآني در اين ماه مقيد هستند و برگزاري آيين هاي محلي و باشكوهي از جمله مراسم سحرخواني را در راستاي ايجاد شور معنوي و مذهبي برپا مي كنند.
سحرخواني يكي از آيين هاي مهم منطقه سيستان در ماه مبارك رمضان است كه قدمتي بسيار ديرينه دارد.
در گذشته در روستاهاي منطقه سيستان بر اساس سنتي ديرينه، هنگام سحر، صداي سحرخواني ريش سفيدان به گوش ميرسيد كه با خواندن دعاهاي ويژه، اقدام به بيدار كردن مردم براي خوردن سحري و انجام واجبات اعمال سحر مي كردند.
بر اساس برخي شنيدهها، آيين سحرخواني از بيش يكهزار و ۴۰۰ سال پيش يعني از اوايل اسلام نزد ساكنان سيستان مرسوم بوده است.
در آيين سحرخواني ريش سفيدان و معتمدان روستاهاي سيستان پيش از آغاز سحر از خواب بيدار شده و با رفتن به پشت بام منازل خود با خواندن اشعار محلي و مذهبي مردم روستا را از فرا رسيدن وقت سحر با خبر مي كردند.
اين افراد اشعار مذهبي و سرودههاي شاعران كشور از جمله «خواجه عبدالله انصاري» و «بابا طاهر» را با صداي بلند بر روي پشت بام خانه ميخوانند.
در گذشته هر روستا با توجه به وسعت و بزرگي آن، يك يا دو سحرخوان داشت كه با رفتن به پشت بام منزل خود و خواندن اشعار محلي و مذهبي مردم روستا را از فرا رسيدن وقت سحر با خبر مي كردند و اعضاي خانواده نيز با لذت خاصي دور يكديگر جمع شده و پس از خوردن سحري، نماز صبح را به جماعت در منزل اقامه مي كنند.
در گذشته در برخي روستاها نيز يك نفر طبال و آواز خوان خوش صدا داشت كه در كوچه ها حركت مي كرد و فرياد مي زد «برخيز كه وقت سحر» است.
در جوامع كوچك تر، «ريش سفيد»، «كدخدا» و يا معتمد محله كساني را بيدار مي كرد و چراغي را به دست آنان مي داد تا در خانه مردم بروند و همه را بيدار كنند.
در اين ميان كساني كه از دانش ستاره شناسي بهره مند بودند با تعقيب ستاره ها زمان افطار و سحر را مشخص مي كردند و علاوه بر همه اينها از تابش شعاع نور بر كاهگل نيز تشخيص مي دادند كه افطار و سحر چه زماني است.
** سنت «آرَك» و «بَرَك»
ذكر اين نكته لازم است كه در كنار آيين هاي نمايشي مردم مختلف ايران اسلامي همواره برخي سنت هاي اجتماعي نيز وجود داشت كه انجام و اداي آنها در حقيقت مكمل و قوام دهنده اجراي آن آيين ها به شمار مي رود.
يكي از سنت هاي قديمي و پسنديده مردم سيستان در گذشته اين بود كه از هر اجاقي كه دود بلند مي شد و تا هر شعاعي كه دود مي رفت، خانواده ها مقيد بودند هر كس يك كاسه اي از غذا را براي ديگران ببرد بنابراين سنتي به نام «آرك» و «برك» يعني «آوردن و بردن» رواج داشت.
بسياري از خانواده ها به خويشاوندان خود، پدر و مادر، همسايه ها و افراد فقير و مسكين غذا مي رساندند و هنوز هم اين سنت با پخش نذورات و توزيع غذاهايي مانند شله زرد، نان برك و يا شيربرنج ادامه دارد.
در اين منطقه رسم است ماه رمضان، هر خانه اي كه براي افطار خانواده خود غذاي گرم مثل گوشت و امثال آن تهيه مي كند كه به اصطلاح محلي به آن «ديگ بار» مي گويند، و هنگام افطار مقداري از آن را در كاسه يا بشقابي مي گذارد و به در خانه همسايگاني كه «ديگ بار» نگذاشته اند مي فرستد و هديه مي دهد.
اهالي هر محله پيش از اذان مغرب در حد توان و وسع خود مواد غذايي، خرما، چاي، آش، شله زرد و غيره به مسجد مي برند و پس از اقامه نماز مغرب به پذيرايي از روزه داران مي پردازند.
اهالي سيستان وبلوچستان شركت در مراسم ختم قرآن، افطاري دادن، ديد و بازديد از بزرگترها و همچنين عيادت از افراد مسن و بيمار را در اين ماه مبارك وظيفه هر مسلمان و انسان آزاده، و خود را به انجام چنين اعمالي مقيد مي دانند.
فراهنگ(۵) ** ۹۲۶۶ ** ۱۰۷۱
