بسياري از علماي اخلاق معتقدند كه روزه داران از نظر نيت افطار و سحري به چند دسته تقسيم مي شوند و مرحوم ملكي تبريزي درباره انواع نيت افطاري و سحري مي گويد: عده اي - مانند كساني كه به طور معمول غذا مي خورند- فقط جهت رفع گرسنگي و لذت تغذيه، افطاري و سحري مي خورند.
به اعتقاد وي گروهي علاوه بر اين، قصد استحباب و نيرو گرفتن براي عبادت را ضميمه آن مي كنند و گروه سوم، كساني هستند كه هدف آنان از افطاري و سحري فقط اين است كه مطلوب آقا و مولايشان بوده و كمكي براي عبادت اوست و بهمراه اين نيت، آداب مطلوب آن را نيز از قبيل ذكرها و چگونگي خوردن رعايت كرده و اعمال مستحبي كه شامل خواندن قرآن و دعا و حمد خداست را قبل و بعد و در اثناء افطار و سحري انجام مي دهند.
صاحب كتاب المراقبات روزه داران را از نظر تغذيه به چند دسته تقسيم كرده و مي گويد: تغذيه برخي از راه حرام است كه اين گروه مانند باربرهايي هستند كه بار مردم را به منزلشان مي رسانند. بهمين جهت پاداش، مربوط به صاحب غذا بوده و روزه دار فقط از گناه ظلم و غصب خود بهره مند مي شود و به عبارت ديگر كار اين دسته مانند كار كسي است كه سوار بر چهارپاي غصبي شده و خانه خدا را با آن طواف كند.
از ديدگاه آيت الله ملكي تبريزي تغذيه گروهي ديگر از روزه داران، شبهه ناك است كه اين دسته به دو گروه تقسيم مي شوند؛ دسته اول كساني هستند كه اين مشتبه به حرام واقعي، در ظاهر براي آنان حلال است و دسته دوم حتي در ظاهر نيز براي آنان حلال نيست.
دسته اول حكم كسي را دارد كه تغذيه او حلال است؛ گرچه يك درجه از او پايين تر است و دسته دوم حكم كسي را دارد كه غذاي حرام مي خورد؛ گرچه يك درجه از او بالاتر است.
سومين گروه از تغذيه روزه داران مربوط به آن كساني است كه تغذيه حلال دارند ولي سفره آنان رنگين بوده، از چند نوع غذا استفاده كرده و پرخوري مي كنند كه اين دسته مانند انسان هاي پستي هستند كه در حضور دوست خود، به كارهايي مي پردازند كه او خوشش نمي آيد و دوست، انتظار دارد كه آنان از چيزي جز ياد و نزديك شدن به او لذت نبرند.
از ديدگاه اين استاد اخلاق چنين بنده اي لياقت مجلس دوستان را نداشته و بايد او را با چيزي كه دوست دارد؛ تنها گذاشت و شايسته است او را بنده شكمش بدانيم نه بنده پروردگارش.
عده اي نيز از دسته فوق تجاوز كرده و كارشان به اسراف و ريخت و پاش و تلف كردن رسيده و حكم اين دسته مانند كساني است كه غذايشان حرام است و بهتر است به جاي اين كه او را مطيع تلقي كنيم؛ چنين شخصي را گناهكار بدانيم.
پنجمين گروه شامل كساني كه است كه هم كسب و كار، و هم تغذيه آنها حلال بوده و از خوشگذراني و اسراف دور هستند و براي خدا تواضع كرده و در مقدار خوردني و آشاميدني به مقدار حلال و غيرمكروه بسنده مي كنند.
آنان غذاي خوشمزه نخورده و به يك خورش اكتفا نموده، يا بعضي از چيزهاي زيادي و لذت ها را ترك مي كنند. درجات آنان پيش پروردگاري كه مراقب تلاش ها و مراقبت هاي آنان است؛ محفوظ مي باشد؛ شكرگزار آن بوده و پاداش آن را مي دهد.
مرحوم ملكي تبريزي معتقد است: اين گروه در هنگام گرفتن پاداش، باندازه سر سوزني به آنان ظلم نشده و خداوند پاداشي بهتر از عمل آنها، به آنان داده و بي حساب و با فضل خود به آنان مي بخشد و كسي نمي داند چه نعمت هاي گرانقدري براي آنان ذخيره شده كه به ذهن كسي خطور نكرده است.
فراهنگ(۲)**۱۰۰۳**۱۵۸۸
