محمود عباس زاده مشگيني ۴۲ ساله از استانداران جوان دولت به شمار مي رود، وي را بدون تعارف بايد از استانداران پركار و پر انرژي دولت هاي نهم و دهم ناميد، شايد اين ويژگي را از دكتر احمدي نژاد آموخته همان مقطعي كه در استانداري اردبيل به عنوان مديركل امور شهري و روستايي انجام وظيفه مي كرد.
كسب رتبه نخست استان در حوزه جذب تسهيلات و اجراي طرح هاي توسعه بخش كشاورزي كشور، راه اندازي ۱۴ طرح مهرماندگار از جمله طرح پرحرف و حديث پتروشيمي ايلام، تعيين تكليف طرح هاي صنعتي مشكل دار استان و برگزاري بي حاشيه و همزمان سه انتخابات مهم (رياست جمهوري، ميان دوره اي مجلس و شوراهاي اسلامي شهر و روستا) در استان و ارتقا ايلام در تقسيم هاي كشوري از جمله موفقيت هايي است كه همگي را بايد به نام وي نوشت.
كار در مشاغل مديركل سياسي وزارت كشور، روزنامهنگاري، دبير كمسيون ماده ۱۰ احزاب، عضويت در ستاد حقوق بشر جمهوري اسلامي ايران و فعاليت هاي برجسته سياسي و رسانه اي در ساليان گذشته از او چهره اي سياسي و تحليل گري تيزبين ساخته است؛ از اين رو مي توان عباس زاده مشگيني را از معدود استانداران دولت معرفي كرد كه هم در حوزه سياست داخلي و هم خارجي تحليل هاي دسته اول، قابل اعتنا و جامع ارائه مي دهد.
خبرگزاري جمهوري اسلامي براي بررسي بيشتر تحليل انتخابات ۲۴ خرداد، اوضاع و احوال و تحولات داخلي و خارجي از جمله مسائل منطقه اي و بحران مصر و سوريه به سراغ عباس زاده مشگيني رفته تا ديدگاه هاي وي را جويا شود، آنچه در پي مي آيد مشروح مصاحبه اختصاصي ايرنا با استاندار ايلام است.
از: جلال اسكندري
** موفقيت ها و ناكامي هاي دوران هشت سال رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد از ديدگاه حضرتعالي بيشتر در چه زمينه هايي بوده است؟
- بستگي دارد نسبت به كدام گزاره ارزيابي كنيد؛ عملكرد يك دولت را مي توان با دولت هاي پيشين، كشورهاي منطقه و كشورهايي كه شرايط مشابه ما دارند مقايسه كرد، يا با انتظارهاي مردم، شعارهاي دولت و يا با برنامه.
صرف نظر از اين كه مبناي ارزيابي شما كدام يك از گزاره هاي مورد اشاره باشد، مي توان گفت موفقيت هاي دولت در تمام حوزه ها در مقايسه با ناكامي ها بسيار بيشتر بوده است.
توفيق هاي دولت براي توده مردم ملموس تر است، براي خواص منصف نيز همين گونه است.
مطابق فرمايش مقام معظم رهبري اين دولت موفق ترين دولت پس از مشروطه از حيث خدمت گزاري و توسعه و پيشرفت بوده است.
** به نظر مي رسد گفتمان دولت در حوزه سياسي، اجتماعي و تا حدودي فرهنگي با آنچه اصلاح طلبان مي گويند تشابه هاي زيادي دارد، آيا مي توان پيوندي فكري و ايدئولوژيك ميان اين دو جريان قائل شد و ادعا كرد كه هر دو از يك آبشخور سرچشمه مي گيرند؟
- مردم ايران در طول تاريخ اصلاح مستمر بر پايه اصولي كه به آن اعتقاد دارند را دنبال كرده اند؛ مشروطه و يا خود انقلاب اسلامي حركتي اصلاحي بر مبناي اصول است.
من اعتقاد دارم انتخاب مردم در دوم خرداد سال ۷۶ نيز در همين راستا بوده است، اما شناسنامه اي كه طيف سياسي معروف به اصلاح طلبان بر حركت و انتخاب مردم صادر كردند و به تعبير ديگري لباسي كه اين طيف به اين حركت و مولود آن پوشاندند، شناسنامه و لباس متناسب با هويت و خواست مردم نبود، دقت كنيد مقام معظم رهبري از دوم خرداد به عنوان حماسه ياد كردند اما يك جريان سياسي آن را حركتي در راستاي دور شدن از ارزش هاي انقلاب اسلامي و نزديك شدن به ارزش هاي غربي معرفي كرد و درست تضاد از همين جا آغاز شد و سرانجام مردم همين لباس تنگ و نامتناسب تحميل شده بر قامت اصلاح طلبي حقيقي را پس از انتخابات شوراي شهر دوم پشت سر هم دريدند و دور ريختند.
به نظر من در همان شرايط احمدي نژاد زودتر از ديگران به ماهيت حركت ملت ايران و مطالبه هاي آنان پي برد و به مرور نشان داد كه خواست بحق مردم را درك مي كند و آن اصلاح امور بر مبناي اصولي است كه ريشه در فطرت انساني دارد كه در چارچوب اسلام تعريف شده است.
فراموش نبايد كرد كه ارزش هاي دين اسلام ريشه در فطرت خداجوي انسان ها دارد. البته اصلاح اگر در چارچوب حرف و نظر محدود باقي بماند به ضد خودش تبديل مي شود؛ احمدي نژاد اصلاحات را بر همين مبنا در ساحت عمل آغاز كرد كه همان آرمان انقلاب اسلامي است. بنابراين مي شود، گفتمان احمدي نژاد را اصلاح طلبي پايبند به اصول در سپهر عمل تعريف كرد كه با گفتمان اصلاحات به مفهوم سياسي كشور، هم از حيث مشرب و سرچشمه و هم از لحاظ ماهيت و آرمان و هم از نظر روش شناسي در عرصه اجرايي و آثار به طور كلي متفاوت است و جذابيت گفتمان اصلاح طلبي احمدي نژاد ريشه در همين ماهيت متفاوت دارد.
** چرا اصولگرايان هميشه در انتخابات بزرگ و مهم مانند انتخابات رياست جمهوري بازنده بوده اند و به نظر شما چه عواملي در اين دوره كه نامزدهاي اصلي و درجه يك اصلاح طلبان و دولت در ميدان رقابت حاضر نبودند و اين بهترين شرايط را براي پيروزي طيف اصولگرايان فراهم كرد آنان در نهايت بازنده شدند؟
- در كشور ما اصولگرايي شكست نمي خورد، شايد نامزدهايي كه شعار اصولگرايي مي دهند راي نياوردند، خوشبختانه ملت ايران از معرفت عمومي پيشتازي برخوردار است و ميان رسم ها و اسم ها جدايي قائل اند، در سال ۸۴ نامزد رسمي اصولگرها راي نياورد و احمدي نژاد راي آورد آيا اين شكست اصولگرايي است!
اصولگرايي در بدنه اجتماعي كشور ريشه دارد و به تعبيري داراي سنگين ترين بدنه اجتماعي است؛ مشكلي كه وجود دارد اين است كه اصولا بايد اين راس، بدنه را نمايندگي كند در حالي كه اين گونه نيست.
يك عده خود را به جاي اصول گذاشته اند و خود را ميزان حق تلقي مي كنند، خوب طبيعي است كه آحاد مردم معتقد به نظام و ارزش هاي اسلامي و اصول اين شيوه را نمي پسندند، مردم شاخص هاي اصولگرايي و حتي اصلاح طلبي را از زبان مقام معظم رهبري گرفته اند و آن را ميزان قرار مي دهند.
به اعتقاد اينجانب در انتخابات رياست جمهوري اين بدنه سنگين نماينده اجماعي خود را در ميان نامزدها پيدا نكرد و بخشي از اين بدنه حتي آقاي روحاني را ترجيح دادند. واقعيت اين است كه برخلاف بدنه اصلاح طلبان، بدنه اصولگرايان ترجيح مي دهند خودشان تصميم بگيرند و به نمايندگي احزاب اصولگرا اعتماد ندارند، شوربختانه برخي ها نمي خواهند علت اين پديده را تجزيه و تحليل كنند و واقعيت را بپذيرند.
** با توجه به ديدگاه و شعارهاي آقاي روحاني تركيب كابينه دولت يازدهم به نظر شما چگونه خواهد بود، گمانه زني هايي كه در زمينه افراد و گزينه هاي پيشنهادي دولت آينده شنيده مي شود، آيا مي توانند تغييرهاي اثربخش مطابق با انتظارها و شعارهاي رييس جمهوري برگزيده ملت در حوزه هاي مختلف ايجاد كنند؟
- به باورم ساده انگاري است كه تصور كنيم تركيب كابينه دولت يازدهم تيمي متشكل از ژنرال هاي دولت هاي سازندگي و اصلاحات باشد، به باور بنده اكثريت اعضاي دولت آقاي روحاني را چهره هاي جديد نزديك به فكر رييس جمهوري برگزيده تشكيل خواهند داد؛ چرا كه تا زماني نيروهاي سياسي به جايگاه هاي تراز عالي مديريت دست نيافته اند اغلب در سايه ديگر نيروها تعريف مي شوند ولي وقتي خودشان به آن جايگاه مي رسند نيازي نمي بينند كه ديگر زير گفتمان و ياران دولت هاي ديگر تعريف شوند، بنابراين از اين فرصت استفاده مي كنند تا گفتمان اختصاصي خود را طرح كنند و حاملان گفتمان اختصاصي خودشان را به كار گيرند و مطرح كنند.
چون قرار است پس از پايان دوران رياست جمهوري هم در جامعه سياسي كشور زيست كنند از اين رو براي خودشان وزن، جايگاه و كاركرد قائل اند.
اين كه چقدر به شعارها عمل مي كنند بايد بگويم شعارها و برنامه هايي كه در فصل تبليغات عنوان مي شود، بيشتر ماهيت تبليغاتي داشته و اغلب براي جلب راي است. بايد ببينيم امكان عملياتي و اجرايي شدن اين شعارها و برنامه ها چقدر است، اما با توجه به اينكه محوريت وعده هاي نامزدها در حوزه اقتصاد بوده بايد عرض كنم اقتصاد كشور به ميزان قابل توجهي متاثر از شرايط بين المللي است، برخي اين تصور را طرح كرده اند كه عقب نشيني از مواضع اصولي زمينه گشايش در فضاي بين المللي ايجاد مي كند ولي خود همين ها نيز اطمينان ندارند كه عقب نشيني باعث گشايش در فضاي بين المللي شود؛ شايد عقب نشيني شرايط كشور را به پنجاه سال پيش برگرداند.
** نقش چهره هاي مطرح و حمايت آنان از آقاي روحاني را چگونه ارزيابي مي كنيد، آيا اعلام حمايت افرادي نظير آقايان خاتمي و هاشمي در پيروزي ايشان موثر بود؟ به چه ميزان؟
- نقش آقايان هاشمي و خاتمي را در پيروزي آقاي روحاني نمي شود انكار كرد، اما تمام عوامل پيروزي ايشان حمايت آنها نبود، بالاخره بايد مجموعه شرايط مهيا مي شد براي تاثيرگذاري حمايت آنها، نكته اين است كه برخي از اين شرايط را جريان ها، خواص و نامزدهاي اصولگرا ايجاد كردند، اگر اين رقابت انتخاباتي را به بازي فوتبال ميان دو تيم تشبيه كنيم، آقاي هاشمي و خاتمي مانند مهاجماني بودند كه بايد توپ مقابل دروازه به پاي آنان رسانده مي شد تا گل بزنند؛ طبيعي است در رسيدن توپ به پاي مهاجمان، بازي درست هم تيمي ها و بد پاس دادن تيم مقابل موثر است.
به نظرم خواص اصولگرا در اين بازي كم پاس اشتباه ندادند، حتي به دروازه خودي هم گل زدند. اينجا ديگر پيروزي حق تيمي است كه از تاكتيك تيمي و تكنيك فردي عقلايي برخوردار باشد و حقيقت اين است كه در سمت راست نه از تاكتيك منطقي گروهي خبري بود و نه از تكنيك هاي فردي.
** مهمترين چالش دولت آينده به نظر حضرتعالي چه خواهد بود؟ با توجه به اينكه به نوعي مردم اقبال خوشي به برنامه ها و ديدگاه هاي نامزد مورد حمايت جبهه پايداري نشان ندادند، پيام اين رد چيست و آيا اين مي تواند باعث تغيير در حوزه تيم مذاكره كننده بلندپايه هسته اي كشورمان باشد؟
- هر انتقاد و مطالبه عمومي خارج از ظرفيت قانوني و ظرفيت هاي كشور به طور طبيعي يك چالش است؛ به باورم سهم خواهي جريان ها و گروه هايي كه به نوعي خود را پيروز انتخابات رياست جمهوري دانسته يا در اين پيروزي موثر مي دانند، در عمل ظرفيت تبديل به چالش را دارد.
انتخابات رياست جمهوري عرصه رقابت گفتمان هاي غالب است؛ به نظرم با وجود اين كه اعضاي جبهه پايداري دوستاني خوب و اغلب داراي انگيزه خير هستند، اما هنوز در فضاي سياسي كشور تبديل به گفتمان غالب نشده اند، بنابراين درست نيست موفقيت يا عدم موفقيت اين جبهه را به مذاكره هاي هسته اي پيوند داد، واقعيت اين است كه مردم دستيابي به دانش هسته اي را حق خود مي دانند و انتظار دارند مسوولان مسيري مدبرانه براي دستيابي به آن را با كمترين هزينه طراحي و اجرا كنند؛ البته اگر لازم باشد هزينه نيز پرداخت مي كنند.
** موضع حضرتعالي در شرايطي كه به نظر مي رسد دوران جديدي در مناسبت هاي سياسي به ويژه در حوزه سياست بين الملل و روند ديپلماسي خارجي با عنايت به انتخابات ۲۴ خرداد در حال شكل گيري است، آيا زمان آن فرا نرسيده تغييري در تيم مذاكره كننده هسته اي كشور با توجه به نتيجه انتخابات انجام شود؟
- طبيعي است كه رييس جمهوري جديد در خصوص تيم مذاكره كننده نظر خواهد داشت، حتي در روش ها، اما راهبرد اصلي در پي گيري مذاكره هاي هسته اي تنها در قوه مجريه تعيين نمي شود.
** موضع اصولگرايان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ از يك سو آنان حتي تا آخرين روزهاي انتخابات از نامزدهايي مانند قاليباف، ولايتي و جليلي آشكارا حمايت مي كردند و روحاني را شبه هاشمي يا هاشمي ديگر معرفي مي كردند، اكنون كه بازنده شده اند در چرخشي ۱۸۰ درجه اي روحاني را اصولگرا مي دانند، اين موضع عجيب و پارادوكس را چگونه مي توان ارزيابي كرد؟ دلايل اين دوگانه چيست؟
- بنده به شخصه آقاي روحاني را شخصيتي معتدل و معتقد به اصول مي شناسم، اما وقتي احزاب و جريان ها و جناح ها با تابلو و برنامه از پيش طراحي شده وارد رقابت مي شوند و راي نمي آورند بهتر است شكست را بپذيرند و دستكم به نقد درون گفتماني و بررسي نقاط ضعف و آسيب هاي خود بپردازند، اين كه بدون رعايت اصول تيراندازي، تيري پرت كنند و به هر جايي بخورد دور آن خط بكشند و بگويند وسط هدف زده ايم منطقي نيست.
** تحولات مصر به كدام سمت خواهد رفت؟ ارزيابي شما از دخالت ارتش و رخدادهاي پس از آن چيست؟ به نظر شما سقوط مرسي و كودتاي ارتش در مصر چه پيامدهايي در اين كشور و منطقه خاورميانه بر جاي خواهد گذاشت؟
- دولت مرسي ميوه يك انقلاب مردمي در مصر بود كه از ساليان گذشته منطقه در انتظار آن بود، چون مصر مردمي با فرهنگ و تمدن كهن دارد، اما آنچه مسلم بوده اين است كه نظام سياسي محصول هر انقلاب مانند نوزادي است كه بشدت آسيب پذير و نيازمند مراقبت است؛ بنابراين آنچه در مصر اتفاق افتاد از سال گذشته چندان هم غيرقابل پيش بيني نبود، آقاي مرسي و مشاوران وي بايد از ماهيت انقلاب مردم تحليل دقيق تري مي داشتند و از عواملي كه منجر به انقلاب شد، درس مي گرفتند و همچنين از تجربه هاي انقلاب هاي موفق دنيا از جمله در منطقه نيز مي توانستند استفاده هاي بهتري ببرند.
وقتي رژيم هاي مرتجع و كشورهاي منطقه كه در خدمت منافع امريكا هستند، روي درخت انقلاب مردم مصر لانه ساختند، اين وقايع قابل پيش بيني بود؛ هيچ مجموعه اي بدون پشتوانه مطمئن نمي تواند در كشوري مانند مصر براحتي دولت قانوني را ساقط كند، به باور بنده كار در مصر به همين راحتي هم پايان نخواهد يافت، اين را مي توان پيش بيني كرد. كما اينكه ملت ايران از تابعي مانند انقلاب مشروطه به عنوان تجربه استفاده كرد و سرانجام كار حساب شده اي در سال ۵۷ رقم زد كه با زيركي آن را حفظ كرد. مردم مصر هم بايد از اين تجربه ها استفاده مي كردند اما اميدوارم فاصله كار پاياني ملت مصر با اين وقايع به اندازه فاصله مشروطه تا انقلاب اسلامي ايران نباشد.
اخوان المسلمين يك مدعي سنتي جنبش هاي اسلامي و بنيادگراي جهان اسلام است كه نقاط قوت و ضعف دارد؛ واقعه اخير مصر جدي ترين آزمون اين جريان در حوزه نظري و عملي بود و مي تواند تجربه موثري براي ترميم ضعف هاي آن باشد.
** به نظر شما در دوره رياست جمهوري آقاي روحاني سوريه به كدام سو خواهد رفت؟ آيا موضع جمهوري اسلامي ايران در قبال تحولات و حوادث سوريه دچار چرخش اساسي خواهد شد؟
- سوريه عمق استراتژيك جمهوري اسلامي ايران در منطقه است؛ ملت و دولت سوريه و ايران پس از انقلاب در هر شرايطي كنار هم بوده اند، سوريه امروز بخشي از محور مقاومت است. هدف جبهه غرب و رژيم صهيونيستي از دست اندازي به سوريه تضعيف اين محور است، بنابراين بعيد مي دانم با تغيير دولت ها تغييري در سياست هاي راهبردي جمهوري اسلامي ايران در پيوند با سوريه حاصل شود.
** چرا آقاي احمدي نژاد با اين همه زيركي و شرايطي كه گمان مي رفت از بيشترين حمايت مردمي برخوردار باشد در عرصه انتخابات رياست جمهوري تمام تخم مرغ هاي خود را در يك سبد گذاشت و با وجود اين كه خوشبين ترين تحليل گر مسائل سياسي هم احتمال احراز صلاحيت آقاي رحيم مشايي را در حد صفر مي دانست رييس جمهوري تمام قد وي را مطرح كرد و از گزينه هاي آلترناتيو نظير آن چه طيف اصلاح طلبان و آقاي هاشمي كردند استفاده نبرد و در عمل با رد مشايي دست دولت از همه جا خالي و بسته شد؟ چرا اين اتفاق افتاد؟
- اگر به نكته اي در خصوص زيركي احمدي نژاد باور داشته باشيد پس اصولا بايد بپذيريد كه قدرت پيش بيني ايشان ضعيف تر از قدرت پيش بيني ديگر تحليل گران نيست و شايد بهتر از ديگران وقايع سياسي را پيش بيني مي كند، احمدي نژاد سياست مداري است مانند كوه يخ كه فقط بخش ناچيزي از نماي آن را كه بيرون از سطح آب است مي بينند، اما بخش بزرگ اين كوه يخ زير آب است؛ هيچ كس تاكنون دست احمدي نزاد را نخوانده است.
پيروز اين انتخابات ملت ايران بود و چون احمدي نژاد خود را متعلق به ملت مي داند، پيروزي ملت را پيروزي خودش مي داند؛ آينده اين حقيقت را خيلي روشن خواهد كرد.
** شما در جايي گفته بوديد كه احمدي نژاد خواهد ماند، همان گونه كه ماهاتير محمد (نخست وزير مالزي) ماند لطفا منظور خود را از اين مقايسه بيشتر بيان كنيد؟
- جامعه ايران و سامانه مديريتي كشور ما از حيث سياسي و اجرايي بسيار پيچيده تر از مالزي است؛ احمدي نژاد ارزش سياسي، مديريتي و اجتماعي انقلاب اسلامي را از سطح شعار، حاشيه و فراموشي زنده كرد و به متن جامعه آورد و در عمل نيز لذت اجراي آن را به كام مردم ريخت. وي اثبات كرد با تمام محدوديت هاي تحميلي خارجي و داخلي مي شود راه پنجاه ساله را در هشت سال پيمود و با اين كار خود تراز انتظارهاي مردمي را بالا برد، ملت ما از اين پس عملكرد دولت ها را با معيار عملكرد احمدي نژاد مي سنجند.
آنچه باعث ماندگاري نام ماهاتير محمد در مالزي شده كارهاي بزرگ و اساسي اوست كه مشابه آن را در دامنه گسترده تري احمدي نژاد انجام داد.
** آينده سياسي احمدي نژاد را چگونه مي بينيد؟ شما با توجه به اينكه از كساني هستيد كه از همان آغاز فعاليت اجرايي و سياسي ايشان با وي در استانداري اردبيل همراه بوديد بيشتر با خصوصيات و ويژگي هاي احمدي نژاد آشنايي داريد و اين همكاري و همراهي نيز در سمت هاي مختلف تاكنون ادامه داشته است، ايشان را چگونه تعريف و توصيف مي كنيد؟
- آينده سياسي احمدي نژاد جدا از آينده سياسي كشور نيست؛ احمدي نژاد در طول سه دهه گذشته متناسب با ظرفيت و تجربه خودش در عرصه سياسي و مديريتي به شكل مستقيم و غيرمستقيم تاثيرگذار بوده است و منحني تاثيرگذاري او پيوسته روندي صعودي داشته است، امروز احمدي نژاد؛ احمدي نژاد بيست سال پيش، ده سال پيش و حتي چهارسال پيش نيست بلكه پخته تر و باتجربه تر است و به يك بازيگر و چهره فراملي تبديل شده است آن هم با ويژگي هاي منحصر به فرد.
به باور بنده كشور و نظام از اين ظرفيت و سرمايه استفاده مطلوب خواهد كرد، چون عقلانيت سياسي همين را ايجاب مي كند، احمدي نژاد هم اهل خانه نشيني و بي تفاوتي و مشغول شدن به زندگي شخصي نيست؛ ايشان انسان صبوري است.
شما هم بايد كمي حوصله كنيد تا با ظرفيت هاي جديد اين سرمايه در نقش ها و كاراكترهاي ديگر آشنا شويد.
** به نظر حضرتعالي آيا احمدي نژاد به آن هدفي كه در اين هشت سال دنبالش بود، رسيد؟ آيا هدف يا اهداف ديگري بود كه نتوانست آنها را محقق و اجرايي كند؟ اشتباه هاي وي چه بود؟
- به طور طبيعي هم، احمدي نژاد هدف هاي كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت دارد؛ به نظرم ايشان به بخش زياد و قابل قبولي از هدف هايي كه در هشت سال اجرايي بود، رسيد.
به طور طبيعي ناكامي ها و نارسايي هايي نيز بوده است و صد البته ايشان به وضعيت موجود راضي نمي شود چون رضايت به وضع موجود يعني توقف؛ احمدي نژاد اهل توقف نبوده و نخواهد بود.
البته نمي شود گفت دولت اشتباه نداشته است؛ چرا ضعف هايي هم بود و نقدهايي هم وارد است، چون كار زيادي شده است بنابراين نقد زيادي هم وارد خواهد بود؛ اما ضعف هاي اين دولت در سايه بزرگي كارهاي انجام شده در همه حوزه ها قابل توجه نيست.
مقام معظم رهبري نيز نقاط قوت بسيار دولت در كنار نقاط ضعف موجود را مورد تاكيد قرار داده اند، البته نقطه قوت و ضعف را نيز بايد در بستر تاريخ تحليل كرد.
به اعتقاد بنده وجدان هاي منصف به مرور زمان به حقانيت دولت بيشتر پي خواهند برد و به اين موضوع اذعان خواهند كرد.
** به نظر مي رسد يكي از نقاط ضعف آقاي احمدي نژاد اتكا صرف او به مردم بود بدون اينكه بدنه تشكيلاتي و سياسي وفادار نظير هم سلكان خويش (هاشمي و خاتمي) ايجاد كند، برخي معتقدند احمدي نژاد تنها به مردم فكر مي كرد و برخلاف روساي پيشين هيچ گاه دنبال كادرسازي نبود تا در بزنگاه ها تمام قد از وي و گفتمان او حمايت كنند آيا اين موضوع را مي پذيريد؟ چرا اين كار را نكرد؟
- اين نكته اي كه شما از آن به عنوان ضعف ياد مي كنيد از نظر مردم نقطه قوت احمدي نژاد بود؛ به نظرم تمام مصيبت بشر از آنجا ناشي شده است كه به جاي منافع عمومي و مردم به منافع شخصي و گروهي و مانايي خود و باندش در قدرت مي انديشد.
به باور اينجانب احمدي نژاد حقيقي ترين تشكيلات را رقم زد؛ تشكيلاتي كه قاطبه مردم عضو آن هستند آن هم در شرايطي كه تمام احزاب و گروه هاي رسمي كشور از بيماري نداشتن بدنه اجتماعي و پشتوانه مردمي رنج مي برند.
احزاب دولت ساخته، خود پديده اي ضد تحزب و برخلاف توسعه سياسي است، بنده درشگفتم از كساني كه توسعه سياسي و احزاب دولت ساخته را در كنار هم مي پذيرند در حالي كه پديده حزب دولت ساخته ضد توسعه سياسي است.
** موفقيت ها و ناكامي هاي دولت احمدي نژاد به نظر شما چه بود؟
- به نظرم مهمترين توفيق احمدي نژاد شكستن حلقه بسته اليگارشي راست و چپ به نفع نخبگان سيال در متن مردم متدين بود؛ گرفتن ظرفيت دولت به معني عام كلمه يا ظرفيت قدرت از دست عده اي معدود و توزيع آن ميان مردم از موفقيت هاي احمدي نژاد است كه نتيجه آن منجر به تقويت پشتوانه مردمي و پايه هاي اقتدار نظام شد.
احمدي نژاد اثبات كرد كه عدالت شعاري ناممكن و كالايي ويتريني نيست، بلكه عصاره و جان مايه اسلام در حوزه اجتماعي است كه راهبردي ممكن و عملياتي است.
احمدي نژاد اثبات كرد كه قدرت ملي در پيوستگي با مردم است و ارزش هاي انقلاب وقتي روي دوش مردم قرار گيرد، حفظ مي شود؛ از سوي ديگر حقيقت اين است كه انسان وقتي به تكليف عمل مي كند ناكامي برايش نامفهوم است، ناكامي در قدرت براي كساني معنا دارد كه دنبال كام گيري از قدرت به نفع شخص خود هستند، كسي كه كام و لذت را در خوشبختي مردم مي داند اين مفاهيم در قاموس او بي معناست.
** دولت آينده در شرايطي زمام امور را در دست خواهد گرفت كه كشور با مشكلات و چالش هاي زيادي از جمله موضوع گراني، تحريم ها، سقوط ارزش پول ملي و مقوله هسته اي رو به روست، آيا تغييري در اين وضعيت و كاهش مشكلات اقتصادي و سياسي روي خواهد داد؟
- به طور طبيعي رويكردها و شيوه هاي دولت ها كم و بيش متفاوت است، اما بخش زيادي از مسائل اقتصادي كشور ما زيربنايي است و انتظار تغييرهاي يك شبه نبايد داشت.
رسانه ها بايد كمك كنند فضاي كشور از ادبيات انتخاباتي دوران رقابت به ادبيات عقلايي و علمي منتقل شود.
مشكلات اقتصادي يك شبه درست نشده است كه يك شبه حل شود، بسياري از مسائل و مشكلات اقتصادي ما بر مي گردد به تبعات منفي اقتصاد متكي به درآمد فروش يك محصول يا همان اقتصاد تك محصولي و اين مقوله اي نيست كه يك شبه حل شود.
در دولت نهم و دهم براي اصلاح زيرساخت هاي اقتصادي كارهاي پايه اي و زيربنايي انجام شد؛ در عمل بايد با اصلاح نقاط ضعف همين مسير ادامه پيدا كند؛ يك ملت رو به جلو در طول تاريخ هميشه از صفر آغاز نمي كند.
** به نظر حضرتعالي انتخابات ۲۴ خرداد و گزينش آقاي روحاني با ارائه گفتمان اعتدال كه مورد استقبال ملت واقع شد، چه پيامي داشت؟
- مردم؛ كشور را متعلق به خودشان مي دانند و انتخابات را حق خود مي دانند، ملت ايران در اصل هر وقت پاي حقوق خود به ميان مي آيد، حساس مي شوند و واكنش نشان مي دهد، حقوق مردم در عرصه هاي گوناگون بيشتر و پررنگتر و به نوعي جدي تر در ادبيات آقاي روحاني پژواك داشت و مجموعه رخدادهايي هم كه رقم خورد اين حس را تقويت كرد و به نظر من علت رويكرد مردم به ايشان تا اندازه زيادي به اين موضوع پيوند دارد.
** مناسبات جمهوري اسلامي ايران با گروه ۵+۱ در دولت آينده به چه شكل خواهد بود، آيا احتمال تغيير در رويكرد جمهوري اسلامي ايران در قبال برنامه صلح آميز هسته اي وجود دارد؟ آيا توافقي شكل مي گيرد؟
- عاقلانه ترين راهبرد در مساله هسته اي همين است كه جمهوري اسلامي در پيش گرفته است؛ البته ظرفيت هوش، فراست و كياست ايراني بيشتر از اين نيز است.
در اصل ما در موضوع هسته اي بيشتر راه را پيموده ايم و در واقع به مقصد رسيده ايم و برگشت از اين مسير بي معناست.
كوهنوردي كه قله اي را فتح مي كند از قله هم پايين بيايد فاتح محسوب مي شود، مشكل غرب با ما به هيچ وجه هسته اي شدن نيست؛ هسته اي شدن بهانه اي است كه اگر آن هم نباشد بهانه ديگري خواهند تراشيد، آنها فضا و ظرفيت هاي اين كره خاكي را براي خود مي خواهند و ديگران بر پايه منطق آنان فرمانبرداري بيش نيستند.
جمهوري اسلامي ايران صدايي متفاوت است كه اصل را بر كرامت انسان گذاشته است و مي خواهد ذلت نپذيرد، بنابراين مشكل غرب با ما همين است. ك/۳
۵۶۵
