به گزارش گروه فضاي مجازي ايرنا، اين مطلب برگرفته از گزارشي است كه امروز ( شنبه ) با عنوان «ما مي توانيم، شعاري كه دوباره زنده شد» در روزنامه ايران منتشر شده است.
متن كامل اين گزارش به شرح زير است:
«توجه به هويت ملي و خودباوري» از جمله شاخصه هاي گفتماني دولت محمود احمدي نژاد بود كه مخالفان و معاندان آن را از گزند بدبيني و تخطئه خود در امان نگذاشتند و سعي كردند تا با ايجاد يك فضاي كاذب تبليغاتي و منحرف كردن اصل مبحث مطرح شده، اين نكته قوت ومثبت دركارنامه كاري رئيس جمهور دولتهاي نهم و دهم را به نقطهاي تاريك و منفي تبديل كنند. خواستهاي كه البته به مقصد نرسيد.
روزنامه ايران در بخش هاي قبلي از سلسله گزارشهاي بررسي شاخصه هاي گفتماني دولت احمدينژاد به شاخصههايي چون عدالت، ساده زيستي، مهدويت، احياگري ارزشها، عزتمداري جهاني، مردمي بودن، تلاش و پركاري، روحيه تحول گرايي و اصلاح حقيقي، مهرورزي و مبارزه با فساد پرداخته است. در قسمت يازدهم به شاخصهاي به نام «توجه به هويت ملي وخودباوري» ميپردازيم. شاخصهاي كه نماد آن را بايد در شعار «ما ميتوانيم» محمود احمدي نژاد جست وجو كرد؛ شعاري كه به مذاق بسياري خوش نيامد!
نكاتي درباره علاقه به ايران
امام خامنهاي در ديدار هيات دولت در سال ۰۹ و در حالي كه بحث هويت ملي و خودباوري با عناويني چون «مكتب ايراني» و «مليگرايي» از سوي مخالفان مطرح و با تمسك به آن دولت مورد هجمههاي شديد قرار گرفته بود، نكاتي را درباره علاقه به ايران مطرح كردند. ايشان خاطرنشان كردند:
« مسائل گوناگوني مطرح مي شود. توصيه من اين است كه در زمينه علاقه به ايران، علاقه به كشور و گرايش به ايران، چند نكته را توجه داشته باشيد. يكي اين كه مهمترين بخش مربوط به كشور ، زبان و ادبيات است. علاقه به ايران، اينجوري تحقق پيدا ميكند. ما در كشور زبان هاي مختلفي داريم؛ اما زبان ملي، فارسي است. آن كساني كه زبانهاي مختلف دارند، خودشان جزو مروّجين درجه يك زبان فارسي هستند. بهترين مقالات را در زمينه زبان فارسي، ترك زبان ها نوشتند؛ اين را من از روي اطلاع دارم عرض ميكنم.... ان شاء الله كردها هم مينويسند؛ حرفي نيست، ما استقبال مي كنيم. محققين برجسته تركزبان كشور، در طول دهههاي گذشته، بهترين و قويترين مقالات را در زمينه زبان فارسي نوشتند. بنابراين نبايد تصور شود كه زبان فارسي نماد مليت ايران نيست؛چرا، هست. روي اين موضوع تكيه شود.
يا روي ايرانِ بعد از اسلام تكيه شود. افتخاراتي كه ايرانِ دوره اسلامي دارد، در هيچ دوره ديگري از دورههاي تاريخي ما اين افتخارات وجود ندارد؛ من اين را با استدلال به شما عرض مي كنم واين قابل اثبات است. گسترش كشور، پيروزيهاي بزرگ نظامي كشور، پيشرفتهاي عظيم علمي كشور در زمينههاي گوناگون، همهاش مال دورههاي بعد از اسلام است. نه اين كه قبل از اسلام از اين چيزها ندارد؛ چرا، اما نسبت به دوره اسلامي، آن ها ناقص است، كم است. البته يك چيزهايي به عنوان گفتهها مطرح ميشود، اما چيزهايي نيست كه مستند باشد و كسي بتواند آنها را اثبات كند؛ اينها قابل اثبات نيست. اما آنچه كه در دوره اسلامي واقع شده، قابل اثبات است؛ روشن است. شما نگاه كنيد ببينيد پيشرفت نظامي و علمي و فرهنگي ايران در دوره ديلميها، در دوره سلجوقيها، بعدها در دوره صفويه و حتّي در اين وسط، در بخشي از دوره حاكميت مغول چگونه است. مغولها به ايران كه آمدند، ايراني شدند و تحت تاثير فرهنگ ايران قرار گرفتند؛ كمااينكه به هند كه رفتند،هندي شدند.چه كارهاي برجسته وعظيم علمي و فرهنگي و هنري در اين دوره انجام گرفته. اگر كسي ميخواهد از ايران و ايراني گري حمايت كند، خب، ايران دوران اسلامي، هم مدون تر است، هم مستندتر است، هم قابل قبول تر است، هم جلوي چشم است ؛ كتابش جلوي چشم است، معمارياش جلوي چشم است، نشانههاي علمياش جلوي چشم است؛ تاريخش تدوين شده و روشن است.»
معظم له در ديدار با جامعه مدرسين حوزه علميه قم، در سال ۸۹ نيز در پاسخ به انتقادات و اظهار نگراني هايي كه نسبت به اين موضوع ميشود، با بيان اين كه «دولتمردان فعلي حرف حق و حرف نظام و حرف انقلاب را ميزنند و جاي نگراني نيست» ميفرمايند:«من با طرح مكتب ايراني مخالفم و نسبت به اين موضوع به آقايان تذكر هم دادم ولي برداشتم اين نيست كه منظور آنها مقابل قرار دادن ايرانيت دربرابراسلاميت باشد و بنده هم همين اعتقاد را دارم كه آقاي احمدي نژاد واقعاً نميخواهد ايران را مقابل اسلام و برتر از آن قرار دهد؛ چرا كه هيچ رئيس جمهوري به اندازه او از اسلام و آرمانها و ارزشهاي اسلامي در سازمان ملل سخن نگفته و بنده با آنكه همواره به مسئولان انتقاد كردهام اما انصافاً او بود كه نام امام زمان(عج) و حضرت زهرا(س) را در محافل بينالمللي احيا كرده كه البته اين شرط كافي براي مسئولان نظام اسلامي نيست اما شرط لازم است.»
سم مهلك «نمي توانيد»
امام خامنهاي در ديدار جمعي از پژوهشگران و مسوولان شركتهاي دانشبنيان در سال ۱۹، ضمن توجه و تاكيد بر هويت ملي و احساس خودباوري طي بياناتي تصريح ميكنند :
« وقتي يك كشوري احساس كرد كه با علم خود، با دانش خود مي تواند زندگي خود را و ملت خود را اداره كند و به ديگر ملتها خدمت برساند ، احساس هويت ميكند، احساس شخصيت ميكند؛اين درست همان چيزي است كه ملتهاي مسلمان امروز به آن احتياج دارند.
ملت ما قبل از انقلاب، سالهاي متمادي اسير تضعيف روحيه خودباوري در ميان خود بوده است. از آن وقتي كه اول مسوولان دولتي، بعد بتدريج آحاد مردم چشم باز كردند و در مقابل پيشرفت خيره كننده علمي غرب مبهوت شدند،بتدريج احساس كمبود، احساس حقارت، احساس خودكمبيني در اين كشور ودر ميان ملت ما ترويج شد. خوشبختانه انقلاب همه چيز را دگرگون كرد؛ از جمله اين حالت و اين روحيه را دگرگون كرد. بنابراين بنيانگذاري كارهاي اقتصادي بر پايه دانش، هم موجب تقويت روحيه و شخصيت و هويت ملي است، هم قدرت سياسي. خود استقلال و خوداتكايي در يك كشور، قدرت سياسي ميدهد؛ علاوه بر قدرت اقتصادي كه خب، طبيعي است و وجود دارد.»
ايشان همچنين در ديدار گروهي از مخترعان و نوآوران جوان كشور در سال ۴۸ به ذكر نكاتي پيرامون مسأله خودباوري و اعتماد به نفس ميپردازند. «آن روزي را بايد دنبال كنيم كه اگر در دنيا دانشمندي خواست يك نظريه علمي را بفهمد، بشناسد، حل كند و با يك اختراع آشنا شود،مجبور شود زبان فارسي را ياد بگيرد.... اين كه منفي بافي كنيم و بگوييم «نمي شود، آقا نمي گذارند، آقا فايدهاي ندارد»، سم مهلك اين حركت است. يك روز آمدند اين سَم را ساختند و در آب فرهنگي اين ملت تزريق كردند. يك روز آمدند صريحاً گفتند « ما نميتوانيم».
زمان جواني من، اين حرف جزو حرفهاي رايج بود كه ايراني حتي نمي تواند لولهِنگ بسازد! شايد شماها ندانيد لولهنگ چيست. لولهنگ يعني آفتابه؛ آن هم آفتابه گِلي. اين، نگاه سياستمداران و سررشته داران امور دانشگاهي آن روز بود. خيلي از سياستمدارانِ آن روز عناصر دانشگاهي بودند؛ اسمهايشان هم مشخص است؛ آنها ميگفتند ايراني نميتواند! نخير، ايراني ميتواند. ايراني ميتواند مرز دانش را - كه امروز خيلي پيشرفته و افق بسيار بلندي است - بشكند و پيش برود و مرز جديدي درست كند؛ منتها ما توقع نداريم اين كار را در طول مثلاً پنج سال و ۰۱ سال انجام دهيم.»
ايران دوستان هم به نظام اعتماد دارند
امام خامنهاي در ديدار پرشورهزاران نفر از قشرهاي مختلف مردم قبل از برگزاري انتخابات يازدهم رياست جمهوري حضور حداكثري در پاي صندوقهاي رأي را مهمترين و نخستين توصيه و خواست خود اعلام و تاكيد كردند: «اين حضور عمومي، از هر چيز ديگر براي كشور مهمتر است و به همين علت حتي كساني كه فقط دلبسته به ايران هستند، بايد در انتخابات حضور يابند.»
ايشان بعد از برگزاري انتخابات ۴۲ خرداد در ديدار مسئولان قضايي كشور در ۵ تيرماه نيز خاطرنشان ميكنند: « جالب اينجا است كه ما به مردم عزيزمان عرض كرديم كه خب مردم نظامشان را دوست ميدارند، ميآيند رأي ميدهند؛ اما اگر احياناً كسي هم هست كه با نظام اسلامي خيلي دل صافي ندارد، اما براي كشورِ خودش و منافع كشور اهميت قائل است، او هم بيايد. لابد بعضيها از اين مجموعه بودند و آمدند. اين نشاندهنده چيست؟ نشاندهنده اين است كه حتّي كساني كه طرفدار نظام هم نيستند، به نظام اعتماد دارند؛ آنها هم ميدانند كه نظام جمهوري اسلامي منافع كشور را و عزت ملي را ميتواند حفظ كند و از آن دفاع كند. مشكل دولتها در كشورهاي مختلف اين است كه در مقابل هجمههاي جهاني، در مقابل طمعورزان بينالمللي، قادر نيستند از ملتشان، از منافعشان، از عزتشان دفاع كنند. جمهوري اسلامي، استوار و مستحكم مثل شير در مقابل دشمنان ايستاده، از منافع ملت دفاع ميكند؛ اين را حتي آن كساني هم كه احياناً آمدند رأي دادند، اما به نظام اعتقادي هم نداشتند، با اين كارِ خودشان تصديق كردند؛ نشان دادند كه اعتماد به نظام جمهوري اسلامي، عمومي است. اين هم يك نكته، كه خيلي مهم است.»
«ما ميتوانيم»، شعاري كه دوباره زنده شد
محمود احمدينژاد، مردي كه با شعار «ما ميتوانيم» بار ديگر روحيه خودباوري و اعتماد به نفس ايرانيان را زنده و تقويت كرد، معتقد است كه در كنار اين روحيه راهحل مشكلات عالم بازگشت به اسلام است. وي در مراسم نمازجمعه گامبيا در سال ۵۸ خاطرنشان ميكند: «تنها راه نجات بشريت بازگشت به اسلام است. اسلام همه انسانها را برابر قرار داده است. اسلام با ظلم، تجاوز و تحميل فقر بر ملتها مخالف است. ظاهراً بعضي از قدرتهاي زورگو حاضر نيستند به خداپرستي، توحيد و اسلام تن بدهند. آنها نميخواهند عدالت را بپذيرند. راه حل اين است كه كشورهاي اسلامي با هم متحد بشوند. مسلمانها با هم متحد بشوند. كشورهاي مظلوم با هم متحد بشوند. كشورهاي آفريقايي با هم متحد بشوند. اگر ما با هم متحد بشويم، هم سرزمين به اندازه كافي در اختيار داريم، هم ذخاير و معادن كافي براي اداره كشورهاي خودمان داريم و هم دانشمند، عالم و متخصص به اندازه كافي در اختيار داريم. آينده از آن توحيد و عدالت است. آينده از آن انسانهاي موحد، مؤمن و عدالت طلب است. با نداي توحيد و عدالت قدرتهاي زورگو از بين خواهند رفت. ان?شاء?الله عدالت، توحيد و برادري در جهان حاكم خواهد شد. داريم نشانههاي آن را به وضوح ميبينيم.»
رئيسجمهور در ديدار با نخبگان ايراني مقيم امريكا در سال ۴۸ با اشاره به اهميت هويت و دو عنصر اصلي آن تاكيد ميكند: «هويت از كجا حاصل ميشود؟ به نظر من هويت حاصل دو عنصر است: يك، گذشته تاريخي؛ دو، توانمنديهاي فعلي. اين دو دست به دست هم ميدهند و هويت را تشكيل ميدهند. ما بيريشه نيستيم كه يك دفعه از خاك بيرون آمده باشيم. ما ادامه يك ملت هستيم و يك ملت، يك حركت و جريان است كه در طول تاريخ ادامه دارد. مثل يك موجود زنده است.
درست است كه تك تك ما يك شخصيت و هويت فردي داريم، اما ايران و ملت ايران هم يك هويت و روح جمعي دارد كه در طول تاريخ شكل گرفته است. گذشته تاريخي به علاوه توانمنديها؛ اگر كسي توانمنديهاي خودش را هم نشناسد، نسبتهايي كه با محيط برقرار ميكند، نسبتهاي واقعي نيست. بنابراين نميتواند از همه امكاناتش به سمت پيشرفت استفاده كند.»
ضرورت استفاده از الگوهاي اسلامي ايراني در اداره كشور
رئيسجمهور در سال ۶۸ با اشاره به استفاده از الگوهاي ايراني – اسلامي در اداره كشور ميگويد: «ما بايد سراغ الگوي اسلامي و ايران بياييم. اين بسيار مهم است. ما نميتوانيم با فرمولهايي كه ديگران براي اقتصاد خودشان طراحي كردهاند، مشكل اقتصاد ايران را حل كنيم، بايد بومي باشد. من گفتم حاصلش واقعاً همين است. من نميخواهم واردش بشوم. ما آمديم گفتيم آقا سازمان مديريت و برنامهريزي اسمش كه مهم نيست. ما نيازمند كانوني هستيم كه به مسائل كلان كشور فكر كند، همه جاي كشور را ببيند، نخبهترين و زبدهترين آدمها آنجا باشند و از بالا نگاه كنند. برنامههاي كلان كشور را تدوين كند و نظارت كلان و راهبردي بكند. اين حرف حرف درستي است. چرا اين حرف را نفي ميكنند. من نميدانم دليلي براي نفي دارند؟ اصلاً سازمان مديريت با اين عنوان درست شد. اما اين قدر دركارهاي اجرايي ريز شد كه يك وزيري كه طبق قانون اساسي مسئول است همه اختياراتش سلب و در اختيار يك كارشناس در سازمان مديريت است. به وزير ميگوييم چرا؟ ميگويد دست من نيست.»
خودباوري، بزرگترين سرمايه ملت ايران
احمدينژاد خودباوري را از دستاوردهاي بزرگ انقلاب ميداند و خاطرنشان ميكند: «امام آمد، عوامل تحقير تاريخي ملت ما و سلطه استعمار، استبداد، انسانهاي بيلياقت و خودباخته را كنار زد و ملت ما را به خود باوري رساند. اين خودباوري بزرگترين سرمايه ملت ما در حركت روبه جلو بود و اتفاقاً بزرگترين ضربه به نظام سلطه بود. نظام سلطه از هيچ چيز به اندازه خودباوري ملتها هراس ندارد. اصلاً شبكه تبليغي نظام سلطه كه هزاران رسانه و ميلياردها دلار را پشت سر خود دارد، در محور كار خودش تحقير ملتها را قرار داده است؛ يعني گرفتن خودباوري از ملتها و هر جايي كه اين خودباوري تجلي ميكند، مورد بغض و كينه دشمنان است. دشمنان ما سالها است تبليغ ميكنند كه ملت ايران نميتواند. ملتي كه دنبالهروي اسلام و نهضت عاشورا است، نميتواند و امروز كه ميبيند اين ملت به دست جوانان خودش به بالاترين سطوح دانش و فناوري دسترسي پيدا كرده است، اين را برنميتابد. اين فشارهايي كه ميبينيد به ما ميآورند، به خاطر همين است. آنها نميخواهند باور كنند كه ملتي خارج از حوزه سلطه آنها و مستقلاً و با اتكاي به توانمنديهاي خود، بالاترين سطوح دانش و فناوري روز را در اختيار گرفته است...
???
غلامحسين الهام درخصوص بحث هويت ملي و موضعگيري مخالفان در اين خصوص ميگويد: ما كشورمان اسلامي است. انديشههايمان هم اسلامي است. ولي ۸ سال در جنگي نابرابر و سخت، ايران را حفظ كرديم كه در هيچ كدام از دورههاي تاريخي چنين دفاعي انجام نشده است. امام(ره) ميگفتند «ميهن از جان عزيزتر ما» ما حفظ ايران را وظيفه جدي خود ميدانيم. از عنوان خليجفارس هم كوتاه نميآييم.
هويتها و قوميتهاي ايراني را هم كنار هم جمع كرديم كه همه داراي اشتراك اساسي هستند. هم مسلمانند و هم ايراني! اين دو مقوله ظرفيتهاي كاملاً مثبتي است و ارزشهاي غلطي نيست كه بخواهيم تخطئهاش كنيم. احمدينژاد ايران را دوست دارد، نقاط مثبت فرهنگهاي ايراني هم دوست داشتني است. حضرت آقا هم در بحث ساختن كشور و پيشرفت از الگوي اسلامي – ايراني اسم بردند»
سيام**۹۱۸۷**۱۶۴۷
