يكي از بازي هاي نمايشي و سنتي مخصوص شب هاي ماه مبارك رمضان كه بين ايرانيان و به خصوص پايتخت نشينان و مركز نشينان كشور از محبوبيت فراواني برخوردار بود، «ترنا بازي» بود.
در سالهاي نه چندان دور كه ميدان گاههاي شهرها و روستاها قرق گاه معركه گيران و نمايشگران بود و قهوه خانه ها جولانگاه نقالان و راويان داستان هاي شاهنامه، در ايام ماه مبارك رمضان كه انجام برخي از نمايش ها به دليل لايه هاي طنز و سرورآميز خود كمتر اجرا مي شد، آن مكانها به محلي براي گروه ترنا بازان و علاقه مندان اين آيين نمايشي بدل مي شد.
** از مرشد و كارگزار تا داوطلبان و نذر و صلوات ميانداران
به دليل آنكه زمان انجام نمايش ترنا بازي بعد از اذان مغرب و ضيافت افطار بود،عموما طرفداران اين بازي در قهوه خانه ها جمع مي شدند و در خلال اين بازي قهوه چي در گوشه اي چاي مي ريخت و گاهي به نذر و اداي دين يكي از بازيگران تمامي افراد حاضر در قهوه خانه ميزبان كلام و حرف يكي از بازيگران ترنا مي شدند و در ادامه ذكر فاتحه اي بود كه بر روان درگذشتگان به صورت جمعي قرائت مي شد.
آيين نمايش ترنا بازي با ضرب مرشد و مداحي اهل بيت توسط او كه عموما فردي خوش صدا و خوش الحان بود شروع مي شد و در اين ميان يار همراه مرشد كه به «كارگزار» معروف است از مردم مي خواست كه به داخل دايره وارد شوند و با نيتي قلبي كف دست چپ يا راست خود را پيش روي وي بگشايند تا «كارگزار» با «ترنا» به دستان آنها تازيانه اي را به دلخواه و عددي كه فرد نذر ادا مي كند وارد سازد و در اين ميان مخاطبان كه به «مياندار» معروف هستند با لفظ «بشمار...!» تعداد ضربات وارد شده را شمارش مي كنند.
در اين ميان تنها افرادي كه از خانواده سادات هستند با اعلام آنكه «سيد» هستند از
«كارگزار» مي شوند كه دست شان بسته و گره كرده باشد و دليل آن نيز اينگونه عنوان شده كه اين افراد به دليل نزديكي و قرابت اجدادي به خانواده اهل بيت لازم است تا با عموم مردم تفاوتي داشته باشند.
در اين ميان هر بار با خواندن و صداي كارگزار داوطلب بعدي به ميان ميدان مي رود و نيت خيري مي كند «ترنا» مي خورد و با ذكر صلوات از مخاطبان و تماشاچيان (ميانداران) از ميدان بازي خارج مي شود.
** «ترنا بازي» يادآوري كوچكي مخلوق در مقابل خالق بزرگ
ترنا بازي يكي از آيين هاي قديمي قهوه خانه هاي سنتي ايران است. با پيدايـش نهاد اجتماعـي قهوه خانه در جامعـه ايران در دوره صفوي و تجمع مردم از گروه ها و صنف هاي گوناگون در آن، اين بازي به فضاي قهوهخانهها راه يافت. قهوه خانه هايي كه پاتوق پهلوانان، ورزشكاران و زورخانه كاران متدين و خوش نام بود و از سرگرمي هاي قهوه خانه نشينان، به ويژه در شب هاي دراز زمستان و شبهاي ماه رمضان شد.
در «دايرهالمعارف بزرگ اسلامي» درباره شيوه اين بازي آمده است: در اين بازي، بازيكنان حلقه وار مينشينند، چنان كه فضايي در ميان آنها باز باشد. ريش سفيدان، بزرگان و سادات در صدر جايگاه بازي مي نشينند. كارگزار بازي، يعني «قاپ» و «ترناگردان» و «تاوان گير» با طلب صلوات از حاضران، قاپ را به يكي از پيشكسوتان يا ريش سفيدان يا سادات حاضر در ميان جمع ميدهد تا بيندازد. پس از او ديگران يكي پس از ديگري قاپ مياندازند.
در ادامه اين منبع توضيح مي دهد كه چگونه با انداختن قاپ مسوول بازي و دستيارش و «دزد» انتخاب ميشوند: در مجازات «دزد» تنبيه هاي گوناگوني به كار برده مي شود كه شلاق زدن با «ترنام بر كف دست يا به پشت بازيكن، نوعي از اين تنبيه ها است.
اگر بازيكني كه نقش دزد ميآورد صدايي خوش و نيكو داشته باشد، به «غزلخواني» وادار ميشود.خريدن شيريني و ميوه و زولبيا و باميه در ماه رمضان و دادن چاي به تعداد كساني كه در قهوهخانه نشستهاند و فرستادن صلواتهاي مكرر از ديگر حكمها است. وقتي قاپ سادات يا بزرگان و محترمان محل دزد مينشست، معمولا به احترام آنان، همه يك صدا صلوات ميفرستادند. اين افراد در بازي ترنا به «آدم صلواتي» معروف بودند. گاهي از مجازات و تنبيه كسي هم كه كار نيك و ايثارگري و جوانمردي كرده بود، چشم ميپوشيدند.
اين بازي هر چند با برچيده شدن رسوم قهوه خانه هاي سنتي در جامعه مدرن آرام آرام گرد فراموشي به خود گرفته اما طي يكي، دو سال گذشته با برگزاري محافل و مجالس «مهر و ماه» كه توسط معاونت امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ومركز هنرهاي نمايشي در شب هاي ماه مبارك رمضان در مقابل تئاترشهر برگزار مي شود بار ديگر در حال احيا شدن است و علاقه مندان و به ويژه جوانان با حضور در اين مكان مي توانند با بخشي از يادگارهاي آييني و سنتي نمايش كشورشان بيش از گذشته آشنا شوند.
فراهنگ(۵)**۹۲۶۶
