به گزارش روز سه شنبه ايرنا، ادبيات كودكان و نوجوانان با توجه به اهميت سني اين گروه هميشه از جايگاه خاصي برخوردار بوده است و اغلب نويسندگان اين حوزه كوشيده اند با ايجاد پيوند ميان قصه ها و داستانها با كودكان و نوجوانان به گونه اي به عمق احساسات اين قشر رخنه كنند و تأثير بگذارند.
در ميان تمام نويسندگان فعال در اين حوزه،مهدي آذريزدي توانست با گردآوري و بازنويسي متون كهن و عاميانه، مجموعه اي را با عنوانقصّههاي خوب براي بچّههاي خوب تهيه كند و از اين طريق شهرت و اعتباري ديرپا به دست آورد.
امروز بچه هاي خوب ديروز ايران كه حالا خيلي از آنها پدران و مادران خوبي براي بچه هايشان هستند، خود را مديون تلاش فردي درس ناخوانده مي دانند و كودكان ايراني امروز نيز تشنه تر از والدين خود، آذر يزدي را در بين صفحه هاي كتاب هايشان مي جويند.
از همين رو ۱۸ تير به مناسبت درگذشت مهدي آذريزدي نويسنده قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب بعنوانروز ادبيات كودك و نوجوان نامگذاري شده و به همين منظور انيميشني جذاب به روايت زنده ياد آذريزدي از شبكه پويا در حال پخش است.
اين مجموعه داراي ۲۶ قسمت ۱۵ دقيقهاي است و فيلم نامه آن برگرفته از كتابهاي آذريزدي است كه توسط محمد جلائيان برومند نوشته شده است.
با توجه به اينكه حكايتهاي كهن كشور ريشه در فرهنگ و تمدن ايراني دارد و كتابهايقصههاي خوب براي بچههاي خوب داراي محتواي فرهنگي و تربيتي براي كودكان و نوجوانان است، از اين رو ۲۶ عنوان از فهرستهاي اين مجموعه به صورت انيميشن سه بعدي رايانهاي براي استفاده كودكان و نوجوانان تهيه و توليد شده است.
مدير توليد اين پروژه گفت: در توليد اين مجموعه از كاراكتري شبيه زندهياد مهدي آذريزدي استفاده شده است تا علاوه بر زنده نگاه داشتن نام اين استاد گرانقدر، براي پيشبرد قصهها نيز بعنوان راوي از او استفاده شود.
عليرضا رضاييانزاده افزود: اين مجموعه از دو فضاي رئال و فانتزي تشكيل شده است و در فضاي رئال كاراكتر آذر يزدي قصه را شروع ميكند و در مواقع حساس وارد فضاي فانتزي قصهها شده و آن را به پيش ميبرد.
به گفته وي، تهيه اين مجموعه بيش از دو سال طول كشيده است.
مهدي آذر يزدي نويسنده معروف داستان هاي كودكان در سال ۱۳۰۰ در خرمشاه حومه يزد متولد شد.
وي در سال ۱۳۲۲ به تهران آمد و مقيم تهران شد.
تحصيلات او بيشتر در حوزه ي علمي و ديني قديم انجام شده است و قبل از آنكه به كار نگارش داستان هاي كودكان بپردازد، به مشاغل گوناگون از جمله عكاسي و كتابفروشي اشتغال داشت.
روزگار كودكي او در سختي و فقر سپري شد.
آذر يزدي اصلاً به مدرسه نرفته و رنگ كلاس درس را نديده بود، تا جايي كه وقتي در ۵۰ سالگي براي نخستين بار يك كلاس درس را ديد نتوانست جلوي گريه خود را بگيرد.
او الفباي زبان فارسي را از پدرش آموخته بود، پدري كه معتقد بود مدرسه آدم را فاسد مي كند و مي گفت بايد به فكر آخرت خود بود.حساسيت ديگر پدر بخاطر اين بود كه مدرسه محله آنها متعلق به زرتشتي ها بود كه پدر با آنها ميانه اي نداشت.
آذر يزدي بعد از مدتي در يك جوراب بافي و سپس در يك كتابفروشي مشغول كار شد كه معبر او بود به دنياي جديدش كه خلاصه مي شد در كتاب، همدم تمام تنهايي هايش.
وقتي با كتاب آشنا شد، فهميد دنيا از خرمشاه هم بزرگتر است. آن روزها دكتر
محمدعلي اسلامي ندوشن در سال چهارم دبيرستان ايرانشهر درس مي خواند و از اين كتابفروشي كتاب مي خريد.
آذريزدي متوجه شد كه راه ديگري ندارد جز اينكه خود را با كتاب بسازد.
۲۱ساله بود كه راهي تهران شد و در آنجا در چند انتشاراتي مشغول به كار شد و به كار تصحيح و ويرايش پرداخت.
وي از سال ۱۳۳۶ با توجه به زمينه و مطالعات وسيع قبلي خود شروع به نوشتن داستان هاي گوناگون براي كودكان كرد.
رهبر معظم انقلاب در ديدار با نخبگان استان يزد در۱۵دي ۱۳۸۶ فرمودند: نكته دوم درمورد آقاي آذريزدي است كه الآن اطلاع دادند ايشان در اين جلسه نشستهاند و ظاهراً بيمار هم بودند و با حال بيماري زحمت كشيدهاند و آمدهاند.من چندي پيش در يك برنامهي تلويزيوني ديدم كه از ايشان تجليل كرده بودند.من با اينكه وقتم هم كم است، از وقتي تلويزيون را روشن كردم و ديدم كه از ايشان دارد تجليل ميشود، پاي آن برنامه نشستم، صحبتهاي خود ايشان را هم گوش كردم. ايشان در آنجا ميگفتند كه در طول آن سالهاي پيش از انقلاب هيچكس كمترين تشكري، تقديري از اين مرد زحمتكش و خدوم نكرده. آن برنامه را كه من ديدم، نكتهاي در ذهنم بود و دلم خواست كه آن را يك وقتي به ايشان بگويم، فكر ميكردم ديگر امكان ندارد و عملي نيست؛كجا حالا ما آقاي آذريزدي را زيارت كنيم! حالا تصادفاً امشب ايشان اينجا هستند. آن نكته اين است كه من خودم را از جهت رسيدگي به فرزندانم، بخشي مديون اين مرد و كتاب اين مرد ميدانم. آن وقتي كه كتاب ايشان درآمد- اول هم به نظرم دو جلد، سه جلد، تا آن وقتي كه من اطلاع پيدا كردم، از اين كتاب درآمده بود؛«قصههاي خوب براي بچههاي خوب»-من رفتم تورق كردم. بچههاي ما داشتند به دوران مُراهقي- يعني نزديكي به بلوغ- ميرسيدند، دوره هم دورهي طاغوت بود و همهي عوامل در جهت گمراهسازي ذهن و دل جوان حركت ميكرد. من دلم ميخواست چيزي باشد كه جوانهاي ما با او هدايت شوند و جاذبه هم داشته باشد.خب،كتاب خوب كه خيلي بود.بنده فهرست پيشنهادي كتاب مينوشتم و بين جوانهاي دانشجو و دانشآموزهاي سطوح بالاي دبيرستانها پخش ميشد، اما براي بچههاي كوچك، دستمان خالي بود،تااينكه كتاب ايشان را من پيدا كردم. نگاه كردم ديدم اين از جهات متعددي، از دو سه جهت، همان چيزي است كه من دنبالش ميگردم. به نظرم دو جلد يا سه جلد آن وقت چاپ شده بود، خريدم. بعد هم دنبالش گشتم تا اينكه جلد پنجم به نظرم يا ششم- حالا درست نميدانم، يادم نيست- درآمد؛ بتدريج چاپ شد و من رفتم تهيه كردم و براي فرزندانم خريدم. نه فقط فرزندان، بلكه در سطح شعاع ارتباطات فاميلي و دوستانه، هرجا دستم رسيد و فرزندي داشتند كه مناسب بود با اين قضيه، اين كتاب ايشان را معرفي كردم. خواستم اين حق شناسي را من به نوبهي خود كرده باشم. ايشان يك خلئي را در يك برههي از زمان براي زنجيرهي طولاني فرهنگي اين كشور پر كردند. اين كار، با ارزش است. خداوند از شما- آقاي مهدي آذريزدي!- اين خدمت را قبول كند و مأجور باشيد.اين ستايشهاي زباني و اينها، اجر كارهايي كه با اخلاص انجام گرفته باشد، نميشود؛ اجر كار مخلصانه را خدا بايد بدهد و خدا هم خواهد داد.
اسامي تعدادي از نوشته هاي اين نويسنده گرانمايه بدين قرار است:
قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب، قصه هاي كليله و دمنه، قصه هاي مرزبان نامه، سندباد نامه و قابوسنامه، قصه هاي مثنوي مولوي، قصه هاي قرآن، قصه هاي شيخ عطار، قصه هاي گلستان و ملستان، قصه هاي چهارده معصوم.
قصه هاي تازه از كتابهاي كهن خير و شر، حق و ناحق، ده حكايت، بچه آدم، پنج افسانه، مرد و نامرد، قصه ها و مثل ها، هشت بهشت، گربه ناقلا، شعر قند و عسل، مثنوي بچه خوب، خاله گوهر، فالگير، مكتبخانه، قصه هاي ساده، گربه تنبل، چهل حديث و غيره. ك/۳
۷۵۴۶/۱۹۶۸
