پير مرد قصه گويي كه بنيانگذار ادبيات نوين كودك ونوجوان نام گرفت
کدخبر : 80730156(3413522)
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
زمان مخابره : ۱۰:۱۸
سرویس خبر : فرهنگی- فرهنگ و ادب-
تهران - راز ماندن و ماندگاري پير مرد قصه گويي كه بنيانگذار ادبيات نوين كودك ونوجوان نام گرفت، در سه واژه «سادگي»، «صميميت» و «صداقت» خلاصه مي‌شود.

ساده زيستي باعث شده بود تا قلم و انديشه‌هاي استاد «مهدي آذر يزدي» نيز به همين اندازه تحت تأثير واقع شود، بگونه‌اي كه كمتر اثري از او مي‌توان سراغ گرفت كه «سادگي»، «بي‌پيرايگي» و «پرهيز از حاشيه» در آن رعايت نشده باشد.
ماندن در فضاي كودكي به طرزي عجيب، حرف‌ها و نگاشته‌هاي او را دلنشين و همه ‌فهم كرده بود، تا جاييكه پنج دهه بعد از نخستين تلاش استاد در نگارش «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب» هنوز كودكان ونوجواناني كه با انواع و اقسامِ فيلم‌ها، لوازم آموزشي مدرن، فضاهاي پرجاذبه مجازي و بازي‌هاي سراسر هيجان و انگيزش آشنايي ملموس دارند نيز از خواندن چندين‌باره آن لذتِ كافي مي برند، حتي نوجواناني كه فضاي پررمز و راز اينترنت را به خوبي مي‌فهمند، در ساعت‌هايي خاص و براي فرار از تنهايي و در خود فرورفتگي داستاني از داستان‌هاي نگاشته‌شده به قلم تواناي آذر يزدي، آنها را به آرامشي مثال‌زدني مي‌رساند.
هجدهمين روزِ تابستان چهار سال پيش، مردي در پي جدال «هشتاد و هشت‌ ساله» با زندگي بر سر نخواستن آن چيزهايي كه براي خيلي‌ها اميد بود، براي هميشه رفت.
پيرمرد قصه گو مي گفت، بچه دور وبرش نبوده و هرچه نوشته، تجربيات و مروري بر دوران كودكي خودش بوده است.
او به كتابهاي امروزي كه با يك ورق زدن در كتابفروشي خواندنش تمام مي شود، انتقاد مي كرد.
اين نويسنده معروف داستان هاي كودكان در سال ۱۳۰۰ در خرمشاه حومه يزد متولد شد.
بنيانگذار ادبيات نوين كودك ونوجوان ما، روزگار كودكي خود را در سختي و فقر گذراند و اصلاً به مدرسه نرفت و رنگ كلاس درس را نديد، تا جاييكه وقتي در ۵۰ سالگي براي اولين بار يك كلاس درس مي بيند نمي تواند جلوي گريه خود را بگيرد.
الفبا را از پدر ياد گرفت و خود را با «كتاب» ساخت.
پدرش معتقد بود، مدرسه آدم را فاسد مي كند(!) و مي گفت، آدم بايد به فكر آخرت باشد. عقده مدرسه نرفتن و بچه ها را با كيف و لباس مدرسه ديدن هميشه براي مهدي آذريزدي باقي ماند.
۲۱ ساله بود كه راهي تهران و مشغول به كار تصحيح و ويرايش در چند انتشاراتي شد.
استاد از جلسه روزهاي سه شنبه كه در انتشارات يزدان واقع در بلوار كشاورز برگزار مي شد، به عنوان دوران خوشمزه زندگي خود ياد مي كرد و دوستي و آشنايي با اسلامي ندوشن، حميدي شيرازي، زرين كوب، اقبال، مستوفي و حسين مكي را از خوشي ها و لذت هاي زندگي خود مي دانست كه با بسياري از اينها در چاپخانه انتشارات علمي و اميركبير آشنا شده است.
سال ۷۳ آذر يزدي دوباره به يزد بازگشت. ديگر پول اجاره خانه در تهران را نداشت. به خانه پدري رفت كه با آرامش بنشيند و بنويسد؛ پشيمان شد، ولي ديگر توان جابجايي نداشت.
زندگي در شهرستان را دوست نداشت و مي گفت، همه چيز براي مركزنشين هاست؛ «هرچه هست در تهران است، نمايشگاه، كتابخانه و ... پل عابر پياده هم كه پله برقي شده. آن وقت مي گن تهران شلوغ شده، خوب مردم از ولايات مي رن تماشا و ماندگار مي شن!»
او براي بچه ها دعا مي كرد كه با خريدن كتابهايش خرج او را مي دهند و از خدا مي خواست بچه ها را زياد كند، البته «كتابخوانهاشان را نه بچه هاي فوتباليست را».
پيرمرد قصه گوي ما در انتهاي عمر خود كه همه آن را مجرد زيست، يادگاران فراواني از دوران كودكي همه ما برجا گذاشت.
«قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب»، «قصه هاي كليله و دمنه»، «قصه هاي مرزبان نامه»، «سندبادنامه و قابوسنامه»، «قصه هاي مثنوي مولوي»، «قصه هاي قرآن»، «قصه هاي شيخ عطار»، «قصه هاي گلستان و ملستان» و «قصه هاي چهارده معصوم» تنها گزيده اي از آثار خواندني استاد مهدي آذر يزدي است.
روز ۱۸ تير ماه سالروز درگذشت مهدي آذر يزدي به عنوان «روز ادبيات كودكان ونوجوانان» در تقويم رسمي كشور ثبت شده است.
فراهنگ(۵) ** ۱۴۹۷ ** ۱۰۷۱

آخرین اخبار