به گزارش ايرنا، فتواي اخير اين شيخ سلفي تكفيري مبني بر واجب بودن بازگشت مرسي به قدرت نه فقط موجب كنار رفتن پرده اختلافات ميان سران قطر و قرضاوي شد، بلكه موجب ناراحتي و واكنش پسرش نيز قرار گرفت.
ميدل ايست آنلاين در اين زمينه نوشت: موضع قرضاوي كه سال ها در فتواها و تفسيرهايش تجلي موضع رسمي قطر بود، اينك به نقطه مقابل موضع قطر در قبال تحولات اخير مصر تبديل شده، زيرا قطر رسما تغييرات مصر را تاييد كرده است.
قرضاوي كه اكنون شناخته شده ترين مرجع اخواني به شمار مي آيد ۳ روز پيش طي فتوايي اعلام كرد كه من از صميم قلب، از طيف هاي مختلف جامعه مصر مي خواهم متحد و يك صدا به حفظ دستاوردهاي انقلاب از جمله آزادي و دموكراسي و رهايي از ديكتاتوري بپردازند و اجازه ندهند حاكمي مستبد روي كار آيد.
قرضاوي بدون اشاره به ماهيت اصلي تحولات جاري در مصر ادعا كرد: اقدام گروهي از افراد در سرپيچي از اطاعت رئيس جمهور مرسي، سلطه بر ملت، عزل رئيس جمهور، ابطال قانون اساسي و تحميل رئيس جمهور و قانون اساسي ديگر امري ناپسند و باطل است؛ زيرا اين يك اقدام نظامي است كه ملت بنيانگذار آن نمي باشد و عاملان آن حتي با ملت و خداوند پيمان شكني كرده اند.
قرضاوي در چند سال اخير از تريبون الجزيره قطر، فتواهاي ديني متعددي كه بيانگر موضع دوحه در قبال ناآرامي و درگيرهاي منطقه بود، صادر و همواره به حمايت از اخوانيان پرداخت اما اين شيخ سلفي يك بار هم از نامه فضاحت بار مرسي به رييس رژيم صهيونيستي و برادر خطاب كردن وي انتقادي نكرد.
وي در قضيه بحران سوريه نيز بطور تمام و كمال از تروريست هاي تكفيري حمايت كرده و با چشم پوشي از جنايات آنها در حق مردم سوريه، حتي براي يكبار نيز در سال هاي اخير از مظلومين دفاع نكرده و همواره در خدمت منافع صهيونيسم و سران مرتجع عرب بوده است.
انتقادات به اين شيخ سلفي و حامي تكفيريان به حدي است كه عبدالرحمن قرضاوي، فرزند وي نيز به درخواست پدرش از مردم اين كشور براي بازگرداندن مرسي به قدرت، در نامه اي خطاب به اين مفتي اجاره اي و با استناد به آموزه هاي فقهي تدريس شده در كتاب وي و در مخالفت اساسي با ديدگاه هاي پدرش سرنگون كردن مرسي را واجبي شرعي دانسته است.
عبدالرحمن القرضاوي در نامه اي كه پايگاه اطلاع رساني شبكه العالم آن را منتشر كرد، خطاب به پدرش نوشت: پدر عزيرم! شما در سخنان اخيرتان گفتيد كه مصري ها سي سال – اگر نگوييم شصت سال – از انتخاب رئيس جمهور محروم بوده اند و مرسي نخستين رئيس جمهور منتخب مردم مصر است و ملت با عزل مرسي در واقع بيعتي كه با او بسته بود را شكست و ادعا كرده ايد كه در طرف كساني مي ايستد كه از نظر تعداد در اكثريت هستند.
پسر قرضاوي كه از شاعران و نويسندگان مشهور مصر است، در ادامه در پاسخ به اين اظهارات پدرش مي نويسد: مقايسه مرسي و مبارك از نظر نسل ما غيرقابل قبول است. نسل ما مانند نسل شما نيست كه ۳۰ سال تحت عنوان صبوري، سكوت پيشه كند. ما نسلي هستيم كه آموخته ايم نبايد بگذاريم دانه استبداد در زمين ريشه بدواند به همين سبب تصميم گرفتيم در همان سال نخست اين شجره خبيثه را ريشه كن كنيم.
عبدالرحمن قرضاوي مي افزايد: پدر بزرگوار! من از شما آموخته ام كه مسلمانان اگر با كسي عهد ببندند بايد به عهد خود پايبند باشند. مرسي با مردم عهد بست كه بر اساس نظر اكثريت عمل كند، وقتي چنين رئيس جمهوري نظر اكثريت را زير پا گذاشته و نظر خود را تحميل كند، بايد با او به عنوان عهدشكن برخورد كرد و او را كنار گذاشت. ما با اين مرد عهد بستيم كه قانون اساسي را بر اساس توافق تدوين كنيم، به عهد خود وفا نكرد، عهد كرديم در خصوص تقسيم پست هاي وزارتي با توافق عمل كنيم، به عهد خود وفا نكرد، عهد كرديم كشور را با مشاركت اداره كنيم نه با قدرت طلبي و حاكميت خواهي، اما او به عهد خود وفا نكرد، با او عهد بستيم كه رئيس جمهور همه مصري ها باشد اما او به عهد خود وفا نكرد، از آن مهم تر با او عهد بستيم كه رئيس مصر ِ انقلابي باشد، اما او در سالگرد پيروزي انقلاب به سازمان پليس - كه عهد بسته بود آن را پاكسازي كند اما به آن عهد هم وفا نكرد؛ ديگر چه عهدي مانده بود كه مرسي نشكسته باشد؟
فرزند قرضاوي همچنين از آشتي دولت مرسي با پسمانده هاي رژيم مبارك و عناصر اين رژيم و تلاش براي جلب نظر آن ها به نفع اخوان المسلمين نوشت: مرسي با اين كار به ظالمان در ظلم و ستم ياري كرد.
وي با اشاره به يكي از كلمات قصار مهم پدرش كه گفته بود آزادي بر دين مقدم است ادامه داد: بر اين اساس من هم در انقلاب ۲۵ ژانويه شركت داشتم و هم در انقلاب ۳۰ ژوئن و در هر دو انقلاب تنها دغدغه من برپاداشتن آزادي در كشور بود!
عبدالرحمن سپس با اشاره به درخواست پدرش از السيسي و همه احزاب و نيروهاي سياسي و آزادي خواهان براي بازگرداندن مرسي و نصيحت كردن او و ارائه برنامه به او، به مفتي اجاره اي قطر خاطر نشان كرد: در تمام يك سال گذشته، مردم و احزاب و نخبگان همين كار را كردند، اما مرسي نه تنها نصيحت نپذيرفت، بلكه ناصحان را از اطراف خود راند و تكروي پيشه كرد و تنها مرجع نصيحت پذيري خود را اخوان المسلمين و رهبري اخوان قرار داد، اما اخوان و رهبر آن ها هيچ گاه ناصح مشفقي براي او نبودند و كشور را به سمت نابودي كشاندند و اين قرار ما با مرسي نبود. ما اميدوار بوديم كه مرسي به عنوان نخستين رئيس جمهور منتخب موفق شود، اما او شخصا مشروعيت خود را خدشه دار كرد و به دنباله رو يك گروه تبديل شد و اخوان المسلمين رياست جمهوري را به عنوان شعبه اي از اين حزب تبديل كرد.
وي خطاب به پدرش تاكيد كرد: اظهارات اخير شما از حد نظر شخصي و دعوت فراتر رفته و تبديل به فتوا شده است اما مردم و انقلابيون مصر ديگر به تنها فتوايي كه گوش مي دهند، مبارزه با ظلم خواهد بود.
يوسف قرضاوي كه به مفتي سلطنتي و يا مفتي درباري شهرت دارد در سال هاي گذشته با چشم پوشي از جنايات صهيونيست ها در حق مردم فلسطين و كشتار مردم عراق توسط تروريست هاي بعثي و تكفيري همواره براي خوش خدمتي به امير سابق قطر و براي لقمه اي نان (البته از نوع حرام) از جنايت پيشگان حمايت كرده و به طور كامل در خدمت سران مرتجع عرب كه آنها نيز در خدمت منافع آمريكا، غرب و صهيونيسم هستند، بوده است.
هر چند كشور كوچك قطر نيز كه پيش از اين يكي از حاميان اصلي اخوان و از روي كار آورندگان مرسي بود اما يك روز بعد از عزل مرسي حمايت خود را از مردم مصر اعلام كرد و رياست جمهوري موقت را به عدلي منصور تبريك گفت و شيخ تميم امير جديد قطر نيز براي منصور پيام تبريك ارسال كرد بايد درس عبرتي براي اين شيخ سلفي باشد، اما عملكرد چند ساله يوسف قرضاوي نشان مي دهد كه او باز هم به انحاي گوناگون در خدمت منافع غرب، صهيونيسم و سران مرتجع عرب خواهد بود.
از: مجيد جعفري
ايرانم/۱۲۷۵**۱۱۴۴
