تعقل و خردمندي در رفتار و فرهنگ فرد و جامعه بروز و ظهور مي يابد و بالطبع اين رفتار و فرهنگ مي تواند معيار منطقي و دقيقي براي سنجش ميزان رشد و خردمندي فرد و جامعه قرار گيرد. تكيه بر خردمندي از آن رو پذيرفتني است كه انسان براي انجام هر كاري به حوزه انديشه مراجعه مي كند اما چه بسا عقل نيز گرفتار فريب و خطا شده و اشتباهات جبران ناپذيري را مرتكب شود. هم از اين رو است كه انسان در طول تاريخ در كنار استفاده از عقل، به پيروي از پيامبران، امامان، انديشمندان و خردورزان جامعه سفارش شده است.
صفحات تاريخ، مملو از ثبت اشتباهاتي است كه انسان ها در شرايط مختلف و بيشتر به دليل تبعيت نكردن از رهبران و انديشمندان جامعه مرتكب شده اند. به عنوان مثال زماني كه حضرت موسي(ع) براي عبادت به كوه طور رفت، سامري، بنياسرائيل را گرد خود آورده و ادعا كرد موسي كشته شده است اما او مي تواند خداي موسي را به آنها بنامياند. سامري، گوساله اي ساخت كه بر اثر وزش باد به دهان او صدايي به گوش ميرسيد. چون مردم بانگ گوساله را شنيدند، به يكباره همه سجده كردند و گوساله پرست شدند. هنگامي كه موسي از كوه طور بازگشت، به هارون معترض شد كه چرا مانع گوسالهپرست شدن مردم نشده است؟ هارون در پاسخ گفت كه كسي حاضر نبوده به حرف او گوش كند و حتي او را تهديد به قتل نيز كرده بودند.
در جنگ احد، پيامبرصلي الله عليه وآله براي حفاظت از سپاه، عده اي را در روي كوه احد مستقر و اعلام كرد كه تحت هيچ شرايطي محل خود را ترك نكنند. در آغاز جنگ، مسلمانان غلبه كرده و كفار را به عقب راندند، طولي نكشيد كه در بين مسئولان حفاظت از كوه، اختلاف شد. عدهاي به سراغ جمع غنائم رفتند. دشمن شكست خورده، از همان منطقهاي كه بدون محافظ مانده بود حمله كرد و اين بار مسلمانها ضربه سنگيني خوردند تا آنجا كه جان پيامبر در معرض خطر قرار گرفت و بسياري از مسلمانان پا به فرار گذاشتند.
قرآن علت شكست مسلمانان را ضعف ايمان و نافرماني از دستورات پيامبر عنوان مي كند. و قطعاً خداوند وعده خود را محقق گرداند، زيرا كه دشمن را با خواست او ميكشتيد، تا آنكه سست شديد و در كار به نزاع پرداختيد و از (دستور پيامبر) نافرماني كرديد، با آنكه خداوند آنچه را كه محبوب شما بود به شما نشان داده بود. برخي از شما خواهان دنيايند و برخي خواهان آخرت. پس آنگاه خداوند شما را از (تعقيب) آنان منصرف ساخت (و پيروزي شما به شكست انجاميد،) تا شما را بيازمايد، ولي از (خطاي) شما درگذشت و همانا خداوند نسبت به مؤمنان، صاحب فضل و بخشش است. (آلعمران - آيه ۱۵۲)
در جنگ صفين معاويه توانسته بود سپاهي انبوه تحت رهبري اشراف عرب براي رويارويي با امام تدارك ببيند اما طولي نكشيد كه سپاه او در برابر شجاعت و تدابير اميرالمومنين به زانو درآمد. معاويه چون راه نجات را بسته ديد، فرمان داد تمامي قرآن هايي كه در سپاه بود را بر سر نيزه ها كرده و فرياد انِ الْحُكْمُ إِلاّ للهِِ را برآورند. با همين واقعه در ميان سپاهيان علي(ع) اختلاف كلمه پديدار شد. هر چه امام فرمود كه اين فريب دشمن براي فرار از شكست است، وقعي به آن ننهادند تا آنجا كه ايشان را تهديد كردند كه چنانچه مالك را از جنگ بازنگرداند، امام را خواهند كشت.
يونانيان كه پس از ده سال محاصره تروا نتوانستند آن را به تصاحب آورند، پيكرهاي عظيم از اسب ساختند تا مرداني منتخب را درونش پنهان كنند. يونانيها اين طور وانمود كردند كه آنجا را ترك كردند، سربازان تروا اسب را به عنوان نشان پيروزي به داخل شهر بردند. نيمه هاي شب سربازان يوناني پنهان شده در اسب، خارج شده و دروازههاي شهر را بر روي يونان گشودند. اين در حالي است كه كاهن لائوكوئون طرح را حدس زده و به ترويائي ها هشدار داده بود. كاساندرا (دختر شاه)، پيشگوي تروآ هم اصرار كرد كه اسب باعث سقوط شهر و خانواده شاهي خواهد شد، اما او نيز ناديده گرفته شد، و در نهايت شكست در جنگ گريبانگيرشان شد.
بي توجهي به رهنمودهاي خردورزان و انديشمندان جامعه در طول تاريخ خسارت هاي جبران ناپذيري را پديد آورده تا آنجا كه گاه سرنوشت جامعه را از مسير صحيح خود خارج كرده و موجبات سرخوردگي و عقب افتادگي آن جامعه را فراهم آورده است. البته در اين ميان از نقش خواص نابخرد در به وجود آمدن اين قبيل حوادث و وقايع، نيز نمي توان غافل بود.
مروري بر وقايع و رويدادهايي كه طي سال هاي پس از انقلاب به وقوع پيوسته، نشان مي دهد هر كجا ميان روشن انديشان با مردم فاصله افتاده و يا در پيروي از خردورزي اهمال و سستي صورت گرفته است، مشكلات جامعه و بالطبع مردم افزايش يافته است تا جايي كه براي بازگشت به نقطه انكسار و شروع مجدد، مدت ها وقت و سرمايه هزينه شده است. بنابر اين پرسش مهم و سرنوشت ساز همواره آن بوده كه روشن انديش و خردورز چه كسي است و چگونه بايد آن را شناخت تا از رهنمودهاي او تبعيت كرد؟
حقيقت امر آن است كه روشن انديشان و خردورزان در طول تاريخ بشريت كساني بوده اند كه برخلاف غفلت و كوتاهبيني حاكم بر محيط، از آگاهي، تيزبيني و دورنگري لازم بهرهمند بوده و با دست يافتن به آگاهي ناب، خود را از قيد و بند خطا و خرافه، رها ساخته اند. آنها ظرايف و دقايقي را درك كرده اند كه از نظر ديگران پنهان هستند. در واقع خردورزي و روشن انديشي نوعي بعثت و بيداري است و لازمهاش اصلاح رفتارهاي فردي و اجتماعي برخاسته از فريب و خطا است. بنابر اين بسيار طبيعي است كه نسبت به جهل و گمراهي جامعه حساس بوده، دست به اصلاح زده، از سازش و مساحمه دوري جويند.
شعار عدالت براي همه، حفظ شان و كرامت افراد و عشق ورزيدن به همه انسان ها كه دكتر احمدي نژاد در ۸ سال دوران رياست جمهوري، پايبندي خود را به حفظ و گسترش آنها به اثبات رسانده است، شيوه اي خردورزانه در بسط و گسترش فرهنگ ديني و تمريني در راستاي جهاني انديشيدن است كه به نوبه خود يكي از مهمترين نشانه هاي خردورزي در شرايط كنوني جهان است. در واقع در شرايطي كه جهان تلاش مي كند، در يك روند و حركت تدريجي، جهاني با ارزشهاي مشترك ايجاد كند؛ چنانچه ايران از اين گردونه باز بماند، شكست و سرخوردگي سرنوشت محتوم او خواهد بود. وقتي امروزه قدرت هاي برتر جهان تلاش مي كنند اين روند را در خدمت منافع خود بگيرند و به نوعي خود را به فرايند جهاني شدن تحميل و سير طبيعي آن را دچار انحراف كنند، شايسته ايران با آن سوابق درخشان و بي نظير در عالم علم، اخلاق و فرهنگ نيست كه تنها نظاره گر باشد بلكه همانگونه كه جناب آقاي مشايي نيز بر آن تاكيد داشته اند در اين بزنگاه تاريخي بايد فعالانه وارد عرصه شده و زيبايي ها و توانمندي هاي مكتب اهل بيت(ع) را به دنيا بنماياند كه اگر چنين شود، بارقه اميد در دل مشتاقان مهرورزي و عدالت طلبي در سراسر گيتي پديدار خواهد شد.
در چنين شرايطي يك جامعه نمي تواند به صورت يك جزيره مستقل، فارغ از تحولات جهاني عمل كرده و توقع تاثيرگذاري در تحولات جهاني هم داشته باشد. چگونه مي توان خود را زمينه ساز ظهور منجي عالم دانست لكن نسبت به سرنوشت بيش از هفت ميليارد جمعيت دنيا بي تفاوت بود؟ با طرح چه انديشه اي مي توان مردم دنيا را با آن همه تنوع در دين و مذهب به زبان مشتركي رساند كه خداوند آن را نويد داده است؟ آيا وهابي ها، سلفي ها، طالبان، القاعده و دهها نحله اي كه امروزه داعيه دار گسترش اسلام واقعي در سراسر جهان هستند، مي توانند نگاه جهان را نسبت به حقايق واقعي دين خوش بين و همراه سازند؟ يا اين كه مكتب ايراني مطرح شده از جانب آقاي مشايي كه متاسفانه تحت تاثير القائات رسانه اي، اجازه درك صحيح آن به جامعه داده نشد، مي تواند مردم جهان را به آينده زيبا و مملو از عشق و محبت به انسان ها اميدوار سازد؟
در طريق عشق بازي امن و آسايش بلاست
ريش باد آن دل كه با درد تو خواهد مرهمي
بايد اعتراف كرد كه به سنت مالوف به خصوص در دو سال گذشته، مقابله با اصل خردورزي توسط دو نحله متحجران و دگرانديشان، بار ديگر فعاليت خود را آغاز كرده و با طرح موضوعاتي چون جريان انحرافي، انديشه هاي امانيستي و پلوراليستي، انجمن حجتيه و ... مانع از انتقال دقيق مفاهيم عميق مطرح شده توسط رئيس جمهور محترم و نزديكان وي به جامعه شده اند. آنها كه خود ناتوان از درك حقيقت هستند تلاش كرده اند تا با پوشاندن انوار انديشه هاي ناب، ديگران را در تاريكي خود سهيم كنند.
البته با توجه به اين كه جهان هستي در مسيري تكاملي قرار دارد، اين قبيل تلاش ها قادر به جلوگيري از تحقق بسط و گسترش حقيقت نخواهد شد و تنها مي تواند حركت آن را كند سازد كه البته به ضرر جامعه و مردم خواهد بود. به همين خاطر است كه انديشمندان معتقد هستند هر جامعهاي كه از طبقه روشن انديش و خردورز خود فاصله گرفت، به يقين دچار آسيب شده و گرفتار مشكلات جهل و عقب ماندگي مي شود.
در ميخانه ببستند خدايا مپسند
كه در خانه تزوير و ريا بگشايند
رامين شريف زاده
