به گزارش گروه فضاي مجازي ايرنا، اين مطلب بخشي از يادداشت مهدي كوچكزاده نماينده مردم تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر در مجلس شوراي اسلامي با عنوان «نسبت احمدينژاد با اصلاحطلبي حقيقي» است كه در ماره امروز دوشنبه روزنامه ايران منتشر شده است.
متن كامل اين يادداشت در زير منتشر شده است:
رهبر معظم انقلاب در يكي از ديدارهاي خود با كابينه دكتراحمدينژاد از دولت ايشان با عنوان دولتي كه برخوردار از روحيه تحولگرايي و اصلاح حقيقي است، ياد ميكنند و تاكيد ميكنند كه اصلاح واقعي يعني ايجاد تغييرات اساسي و ساختاري در جهت اصلاح و تصريح ميكنند دولت آقاي احمدينژاد به اين امر همت گماشته است.
مهمترين اصلاح و تحولي كه با روي كار امدن دكتراحمدينژاد روي داد و از عوامل اصلي برگردانده شدن قطار انقلاب به ريل اصلياش بود، روحيه مردمي و مردمدوستي دولت ايشان در عمل و نه فقط در حرف بود.
من معتقدم احمدينژاد در يكي از خطرناكترين بزنگاههاي جمهوري اسلامي كه همانا فاصله گرفتن مردم از حكومت بود، به روي كار آمد چرا كه كمرنگ شدن يا از ميان رفتن روحيه خدمتگزاري بيمنت در مسئولان مساوي است با شنيدن آژير قرمز براي نظام كه در سال ۸۴ اين خطر احساس شد.
احمدينژاد با بهره بردن از چنين روحيه و رويكردي اول از همه دايره بستهاي كه در رأس قوه اجرايي كشور وجود داشت را شكست و فرصت ورود استعدادهاي تازه و جوان و به طور كلي همه اقشار ملت را به عرصه مهيا كرد.
چينش كابينه ايشان در اين ۸ سال به وضوح نشان ميدهد محصور و محدود به كساني كه خودشان را وزيرزاده ميدانستند، نبود. دوم اين كه به خاطر بهره بردن از همين روحيه بخشي از ساختار و اداره اجرايي كشور با درايت و جسارت احمدينژاد دستخوش اصلاح و تحول بنيادين شد.
نمونه اين اصلاحگري در سازمان مديريت و برنامهريزي صورت گرفت؛ گرچه اين سازمان حسب عنوان موجه جلوه ميكرد ولي در واقع آنچه تحت اين عنوان وجود داشت، به جز خسارت و صدمه براي كشور، خروجي ديگري نداشت.
يك سازمان عريض و طويل متشكل از اشخاصي كه عموماً آبشخور تفكرات آنها ارزشهاي ليبرالي و سرمايه داري غرب بود، با تصميم بجاي احمدينژاد، اصلاح شد. در واقع اصلاح اين سازمان به معني توقف برنامهريزي در كشور نبود كما اين كه ديديم نبودن آن موجب ايجاد خللي در برنامهريزي كشور نشد بلكه رويكردهاي برنامهاي كشور اصلاح و كارها از سرعت و شفافيت بالايي برخوردار شد.
براي مثال در دولت احمدينژاد استاندارها براي پيشبرد امور با معاون برنامهريزي سر و كار داشتند نه با يك سازمان عريض و طويل در هر استان كه مستقل از استاندار قدرت تصميمگيري داشت.
در يك مقطعي جرياني در كشور به روي كار آمد كه خود را اصلاحطلب ميدانست اما به واقع اصلاحات مورد نظر بسياري از مدعيان در واقع انحراف از مباني انقلاب اسلامي و ارزشهايي بود كه مردم براي آن قيام كرده بودند.
در حالتي خوشبينانه اصلاحاتي كه در مقطعي مسئولين اجرايي رده اول كشور مجبور به اعمال آن شده بودند، آن چيزي نبود كه مردم خواستار آن بودند.
در واقع مردم خواستار اصلاح روشها و ساختارهاي ناكارآمد و بيمار بودند اما عدهاي مباني را مورد بازنگري قرار ميدادند.
يكي از اين به اصطلاح آقايان در جايي با تحريف جمله اباعبدالله(ع) كه فرموده بود «من براي اصلاح امت جدم قيام كردم» از قول امام حسين(ع) گفته بود «من براي اصلاح دين جدم قيام كردم.» فرق اصلاحطلبي حقيقي كه احمدينژاد خواهان آن بود با اصلاحطلبي امريكايي همين بود.
اصلاحطلبي امريكايي ايستادگي در برابر امريكا، از ميان بردن اشرافيت دولتي و پايينكشيدن جايگاه ناحق اين جريان را نهتنها بر نميتافت بلكه خواهان رسميت بخشيدن به آن نيز بود. اما اصليترين رويكردي كه در دولت احمدينژاد مطرح بود، عدالت بود.
رهبر معظم انقلاب در جايي از اين رويكرد با عنوان حركت در وادي طولاني، دشوار و پرخطر ياد ميكنند.
چرا كه با مرور زمان موانعي در نظام اسلامي براي تحقق عدالت شكل گرفته بود كه دولت احمدينژاد درصدد از ميان بردن آن موانع ساختاري بود.
البته در اقدامات دولت به سوي اين هدفگذاري صحيح فراز و نشيبهايي هم در رفتار دولت ايجاد شد.
لازمه رويكرد تحولخواهانه و اصلاحطلبانه، بهرهمندي از خصيصه شجاعت و جسارت و تقويت روحيه تحولخواهي است.
براي مثال در دولت احمدينژاد با همين روحيه طرحهايي اجرا شد كه دولتمردان قبلي به صراحت عنوان ميكردند كه ما جرأت نزديك شدن به آنها را نداشتيم.
يكي همين سهميهبندي بنزين با ايجاد كارت سوخت بود كه مصرف بنزين كشور را نصف كرد و كشور را از يك خطر حتمي نجات داد. يا هدفمندي يارانهها كه همه كارشناسان بر ضرورت اجراي آن متفقالقول بودند و نيازمند يك مرد عمل بود.
يا ساختن انبوه مسكن روستايي و شهري براي نيازمندان و البته معني اين حرفها اين نيست كه دولت احمدينژاد بدون اشكال بوده است، چرا كه داشتن ضعف و اشكال در هر دولتي امري طبيعي است اما رويكردهاي دولت احمدينژاد منطقي، اصولي و به موازات اصلاح ساختارهاي ناكارآمد بوده است.
امروز و در اين روزهاي آخر عمر دولت احمدينژاد به عينه مشاهده ميكنيم بيانصافترين رانتخواران و وابستگان به كانونهاي ثروت و قدرت ناجوانمردانهترين حملات را به اين دولت ميكنند.
اين هم دليل ديگري است بر اين كه دولت احمدينژاد يك ويژگيهايي دارد كه كانونهاي ثروت و قدرت و رانتخواران از بزرگترين دشمنان او هستند.
سيام(۱)**۱۰۵۸
