به گزارش گروه فضاي مجازي ايرنا، اين مطلب بخشي از گزارش شاخصه هاي گفتماني دولت احمدي نژاد با عنوان «دوران طلايي اصلاحات حقيقي» است كه در روزنامه ايران منتشر شده است:
متن كامل اين گزارش بدين شرح است:
خدمات دولت احمدي?نژاد مثال زدني است
حسين طلا نماينده مردم تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر و عضو كميسيون اجتماعي در مجلس شوراي اسلامي در مصاحبه با روزنامه ايران در پاسخ به اين سوال كه چه ويژگي باعث شد رهبر معظم انقلاب در يكي از ديدارهايشان با هيات دولت يكي از نقاط مثبت دولت احمدينژاد را بهرهبردن از روحيه تحولگرايي و اصلاح حقيقي بدانند؟ گفت: خدمات دولت احمدينژاد در عرصه عمران و سازندگي كشور و طيكردن مسير پيشرفت مثالزدني است و اگر روحيه وفاق و همدلي و همبستگي در طول عمر دولت احمدينژاد در ميان تمام ظرفيتهاي كشور اعم از قواي سهگانه و نهادهاي ديگر به نحو بهتري شكل ميگرفت اين خدمات از سرعت و شدت بيشتري برخوردار ميشد.
عضو كميسيون اجتماعي مجلس اعتقاد دارد از آن جايي كه پرونده اجرايي ۸ ساله دولت احمدينژاد در حال بسته شدن است بايد بيانات رهبري انقلاب در باره اين دولت و چرايي حمايتهاي مكرر ايشان مورد بازبيني قرار بگيرد چرا كه ايشان همواره به اين مسأله اشاره كردهاند كه عملكرد دولت بايد مورد تقدير قرار بگيرد.
انقلاب اسلامي ايران بيشك پديدهاي نوظهور بود. انقلابي غايتگرا، آرمانگرا، اسلامگرا و عالمگير كه از سوي رهبري مدبر و فرهيخته در جهان اسلام چون امام خميني(ره) هدايت گرديد و با اصلاحات حقيقي توانست تحولي شگرف در عرصه روابط بينالملل و در معادلات سياسي منطقه و جهان پديد آورد.
اما با گذشت حدود ۳ دهه از پيروزي انقلاب، ضرورت تحول و اصلاح حقيقي در روشها و حوزههاي ساختاري، تربيتي، نگرشي، بينشي و باورها امري بود كه خلأ آن برخلاف شعار سالهاي (۷۶ تا ۸۴) يعني اصلاحات و رفرميسم بهشدت احساس ميشد! چرا كه كار تا آنجا پيش رفت كه مقام معظم رهبري در ارديبهشت ماه سال ۸۴، در جمع دانشجويان كرماني تاكيد كردند: «ما بايد روشها را اصلاح كنيم. در روشها اشتباه و نقص وجود دارد. گاهي به مرحلهاي ميرسيم كه امروز ديگر جواب نميدهد، بايد مرحله ديگري را شروع كنيم. حفظ اصول و اصلاح روشها، معناي اصلاحطلبي است.»
سوم تير ۸۴ را بايد آغاز اصلاحات حقيقي مدنظر مقام معظم رهبري در حوزه تحول و اصلاح حقيقي دانست. تحولاتي كه نه تنها در ظواهر و شعارها، كه در ساختارها صورت گرفت. تا جايي كه امام خامنهاي از دولت احمدينژاد با تعبير بازگرداننده قطار انقلاب به ريل اصلي آن ياد كردند.
روزنامه ايران در بخشهاي قبلي از سلسله گزارشهاي بررسي شاخصههاي گفتماني دولت احمدينژاد به شاخصههايي همچون عدالت، سادهزيستي، مهدويت، احياگر ارزشها، عزتمداري جهاني، مردمي بودن و تلاش و پركاري پرداخت. در قسمت هشتم، به سراغ شاخصهاي رفتهايم كه مقام معظم رهبري آن را به اين دولت نسبت دادند، يعني روحيه تحولگرايي و اصلاح حقيقي.
اصلاحات، برگشتن از راه و عقبگرد نيست!
امام خامنهاي كه همواره در سخنان و بياناتشان اصولگرايي و اصلاحطلبي را در كنار هم قرار ميدهند و اين دو را لازم و ملزوم يكديگر ميدانند، با انتقاد از آنچه كه با عنوان اصلاحات و اصلاحطلبي در سالهاي گذشته از آن ياد ميشد و برمبناي آن حركت ميشد، فرمودند: «بعضي به نام نوانديشي و به نام اصلاح، در هدفها تجديدنظر ميكنند. اصلاح نيست اين، برگشتن از راه و عقبگرد است، ارتجاع است،... بنده با شعار اصلاح ۱۰۰ درصد موافقم، [آن هم] اصلاح در روشها، اصلاح در شيوهها.»
ايشان در آن سالها با تاكيد و تفكيك اصلاحات امريكايي، از اصلاحات نظام اسلامي، مطالبات و خواستههاي منطقي و مشروع نظام اسلامي و مردم را از اصلاحات واقعي بيان نمودند و خاطرنشان كردند: «گاهي ميخواهند القا كنند كه «اصلاحات» يعني اصل اين نظام را تغيير داده و به نظام ديگري يا ساختار ديگري مبدل كنيم؛ البته اين از نظر آنان نوعي اصلاحات است، اما دليل نميشود كه نظام نيز اين براندازي را اصلاحات بداند و بنامد.
البته از نظر امريكاييها اصلاح يعني ضديت با نظام جمهوري اسلامي. رضاخان آمد اصلاحات راه انداخت، محمدرضا هم آمد اصلاحات راه انداخت، اين همان چيزي است كه بنده گفتم اصلاحات امريكايي. اين اصلاحات به درد خودشان ميخورد. ملت ايران اصلاح را براساس اصول خود انجام ميدهد.»
روحيه تحولگرايي و اصلاح حقيقي
اما رهبر معظم انقلاب در ديدار هيات دولت در شهريور ماه سال ۸۶ با تاكيد مجدد بر ويژگيهاي دولت نهم دكتر احمدينژاد، با قدرداني از حاكم بودن، روحيه «تحولگرايي، نوآوري و اصلاح» ، ميگويند: «اصلاح واقعي يعني ايجاد تغييرات اساسي و ساختاري در جهت صلاح و دولت نهم به اين كار همت گماشته است.»
ايشان در بياناتشان تاكيد ميكنند: «از جمله خصوصيات ديگري كه من يادداشت كردهام در اينجا بگويم، مسأله روحيه تحولگرايي و نوآوري و اصلاح است. همينطور كه الان آقاي رئيس جمهور گزارش دادند، تغييراتي كه در ساخت عمومي تشكيلات دستگاه و دولت داده ميشود، خيلي كارهاي اساسياي است. اصلاح هم واقعاً همينها است كه انسان بيايد و در جهت صلاح، بخشهاي مختلف را نگاه كند و ساختها را بهطور اساسي تغيير بدهد و دگرگون كند.»
امام خامنهاي همچنين در ديدار جمعي از اساتيد، فضلا، پژوهشگران و مبلغان در سال ۸۶ با بيان اينكه تحول مسألهاي اجتنابناپذير و حتمي است، خاطرنشان ميكنند: «كنارهگيري از تحول موجب از بين رفتن و يا منزوي شدن خواهد شد، بنابراين تحول را بايد پذيرفت و آن را در جهت صحيح مديريت كرد.»
ضرورت اصلاح در نظام?تربيتي مهدوي
در نظام تربيت مهدوي، اصل بر اصلاح بنيادين امور و تغيير و تحول واقعي و دروني انسانها است. محمود احمدينژاد نيز كه مهدويت همواره يكي از شاخصههاي گفتماني و دولت دارياش بوده است بر اين اصل همت و تاكيد ويژهاي داشته است. رئيسجمهور در مراسم توديع و معارفه رؤساي قديم و جديد سازمان مديريت و برنامهريزي كشور در سال ۸۵ تصريح ميكند:
امروز ملت تصميم گرفته است با پرشي بلند به نقطه اوج برسد و ما موظفيم اين را سازماندهي، برنامهريزي و حركت كنيم. اين مأموريت امروز ماست. در اين مسير كارهاي گوناگوني بايد انجام بشود. يكي از مهمترين كارهايي كه بايد انجام بشود، اصلاح ساختارها و روالهاي اداري است. اين وظيفه دولت است. بايد ساختار اداري?اي داشته باشيم كه ظرفيت حمل اين بار را داشته باشد. اگر يك ساختار اداري داشته باشيم كه با بازدهي كم كار بكند، نميتواند اين بار را تحمل كند.
ما به ساختار اداري چابك، منسجم، سريع و تصميمگير و مصمم بر اجراي تصميمات نياز داريم، والا يك سازمان درهم پيچيدهاي در كشور كه در مركز تصميمي گرفته ميشود، با اهداف مشخص، وقتي وارد اين هزار توي سيستم اداري ميشود خروجي آن انطباقي با ورودي و تصميمات و اهداف ندارد. نه اينكه ندارد؛ بالاخره تطبيق آن بسيار پايين است، اين نميشود و بايد اصلاح بشود.
نظام برنامهريزي ما بايد نظامي بسيار روشن و شفاف باشد به گونهاي كه همه ملت و دلسوزان، هم بفهمند و هم امكان مشاركت در تحقق برنامه را داشته باشند. والا اگر كسي خيال بكند يك سازمان، يك اداره و مجموعه ادارات هستند كه اهداف را محقق ميكنند، اين تلقي صددرصد اشتباه است.
ملت است كه يك كشور را ميسازد و نظام برنامهريزي ما بايد به گونهاي باشد و برنامهاي را تدوين بكند كه هم در ادبيات، هم در جهتگيريها و هم در چرخش كارها ملت آن را بفهمد و همراهي بكند. ملت همراهي نكند هيچ برنامهاي محقق نخواهد شد و نظام برنامهريزي و برنامهاي كه تحت تأثير فشارهاي سياسي، گروهي، گرايشهاي فردي و... (افراد نباشد) محقق نخواهد شد.
وجود مقاومتها در برابر تغيير مناسبات و اصلاح امور
رئيسجمهور در سخناني ديگر با اشاره به مقاومتها در راه اصلاح و تحولگرايي حقيقي ميگويد: البته طبيعي است و شما هم ميدانيد و ما ميدانيم. بالاخره كساني كه عادت كردهاند از برخي اتصالات و پيوندها ارتزاق نامحدود بكنند وقتي بنا باشد كه مناسبات تغيير بكند حتماً ناراحت ميشوند. البته نميآيند بگويند كه دست ما از آنجا دارد قطع ميشود.
چيز ديگري را بهانه ميكنند، مثلاً در قضيه هستهاي به جاي اينكه به دشمن فشار بياورند، به دولت فشار ميآورند... اصلاً ما در پروژه هستهاي بحث سياسي نداريم، يعني حاضر نيستيم با آنها بحث سياسي كنيم و به آنها گفتهايم؛ بحث حقوقي و روي مقررات. ما در مقابل مقررات تسليم هستيم و در چارچوب همين مقررات است كه بعضي دوستان بحق به آن انتقاد داشتند و ما ميتوانيم حقوقمان را تامين و تحصيل بكنيم. جاي ديگر گير ميدهند.
ما هيچ وقت نميگوييم كه آقا! من با تو رفيق هستم، با يك تلفن ۱۵ ميليارد تومان وام گرفته و كارخانهاش را درست كرده و اقساط آن را هم با قلدري برنميگرداند و حالا اين دولت آمده و ميخواهد اين را برگرداند و ميخواهد دست نامحرم را از بيتالمال مسلمين قطع بكند...
? ? ?
اگرچه بحث از اصلاح حقيقي در دولت احمدي?نژاد مجال بيشتري مي?طلبد اما براي نتيجه?گيري همين مختصر به سخنان معاون رئيس?جمهور و سخنگوي دولت بسنده مي?كنيم.
دكتر غلامحسين الهام در تبيين ويژگيها و شاخصههاي گفتماني احمدينژاد به تغيير و اصلاح و تحول در زمينههاي مختلف اشاره و خاطرنشان ميكند: تغيير ادبيات ديگر ويژگي اين دوران بود. بحث ادبيات توسعه كه روح غربي داشت و در واقع قربانيكننده طبقات عمومي مردم و مستضعفان بود تبديل شد به مسأله پيشرفت و تعالي.
ادبياتي كه در قانون اساسي ريشه دارد و جزو نخستين كارهاي اساسي بود كه در دولت احمدينژاد شروع شد. هم ادبيات تغيير كرد و هم مباني به چالش كشيده شد. مباني برنامه چهارم توسعه به نقد كشيده شد. مباني كه ميرفت نظام اسلامي را كاملاً در نظام غربي منحل كند و نظم موجود جهاني را نظم حاكم بداند و در واقع، همه مباني سياسي و معرفتي و فكري غرب را بپذيرد و در واقع پذيرفته بود! يك برگرداني آغاز شد كه اين برگردان ضمن آنكه داشت از درون مباني را نقد ميكرد، در عمل هم مردم را معطل نگذاشته بود و مردم حس ميكردند كه يك تحول و حركت تازهاي در عمل صورت ميگيرد.
سيام(۱)**۱۰۵۸
