اما به اعتقاد خودش پيش از اينكه تعزيه خوان باشد، از چاووش خوانان بوده كه همراه پدرش كوچه به كوچه و خانه به خانه نويد حلول ماه رمضان را مي دادند.
چاووشي خواني براي او از خواندن تعزيه مهمتر است چرا كه اول خود را چاووش خوان مي داند، اگرچه اين روزها صداي چاووشان كمتر در كوچه ها شهر شنيده مي شود.
حاج ميرزا رضا، خاطرات خوشي از روزهاي چاووش خواني ماه روزه دارد، آن زمان كه از پله هاي قديمي و چوبي مسجد پايين افتاد و سه ماه پايش در تخته بود و دكتر حسيني خدابيامرز، دوبار مچ پايش را جا انداخت.
حاج ميرزا رضا كه در كسوت نواي خوش تعزيه مو سپيده كرده، صداي لرزانش را هنوز به سختي صاف مي كند تا شايد يك بار ديگر به ياد آن روزهاي با پدر بودن، به كوچه هاي تنگ بزند و نواي خوش رمضان آمد را سر بدهد.
حاج ميرزا رضا، از سحرگاهي مي گويد كه در كوچه اي تنگ از سوي قزاق هاي كلاه آبي رضا شاهي پشت كوچه امامزاده، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و حتي سه روز به خاطر بانگ چاووشي در خانه اي محبوس اش كردند.
برادرش حاج رجب علي كه دير زماني چاووش خوان بهار بوده، اكنون در يكي از مساجد شهر، هر بامداد، ظهر و عصر اذان مي گويد و مكبر است.
حاج رجب علي نيز ديگر دل و دماغي براي چاووش خواني ندارد و صداي حلول ماه رمضان را از بلندگوي مسجد از طريق راديو براي مومنان پخش مي كند.
سنت ديرين چاووش خواني بر درگاه سحرگاهي، صور سركشيدن پيمانه قالوا بلي است، آنجا كه خورشيد شاه نشين آسمان، بر چله گاه رياضت تن، نورافشاني ميكند.
اگر چه در سنت چاووش خواني، چاووش خوانان آمدن بهار را نويد ميدادند، اما برخي از چاووشخوانان در سحرگاه روزهاي رمضان، چونان صوراسرافيل با دهل نوازي آمدن بهار ماههاي خدا و بهار قرآن (رمضان) را نويد ميدهند و مردم را براي بيدار شدن در سحرگاهان رمضان آگاه ميكنند.
اين سنت ديرينه اكنون در برخي مناطق رو به فراموشي است و راديو و تلويزيون جاي چاووش خوانان را گرفته است، مردان و زنان در سحرگاهان، اينك با بانگ اذان مساجد و رسانههاي شنيداري وديداري براي قامت روزهداري و اقامه نماز، قيام ميكنند.
بيش از اين كه بلندگو درمساجد باب شود، برخي ازمردم با كوبيدن برطبل، نواختن بوق، زدن درب خانه مردم و به صدا درآوردن جرس ها آمدن سحرگاه رمضان را نويد ميدادند.
اين افراد كه از آنها دركتاب طهران قديم نيز نامبرده شده، براي بيدار كردن مردم در سحرگاه رمضان به ديوارهاي خانهها نيز با ضرباتي آرام ميكوبيدند و مردم را آگاه ميكردند و مردم از كار اين افراد خشنود بودند.
چاووش خوانان همچنين مردم را براي رفتن به زيارت اماكن مقدس و متبركه با خواندن آياتي از قرآن و شعر نويد ميدادند.
يكي از كارشناسان تاريخ اسلام دراين خصوص مي گويد: درگذشته مردم در بيشتر كشورهاي اسلامي به واسطه بيدار باش سحر گاهي كه توسط عدهاي از نقالان و نوازندگان سازهاي بومي نواخته ميشد، خود را براي آغاز ماه مبارك رمضان آماده ميكردند.
سمانه زرم مهر در گفت وگو با ايرنا مي افزايد: در نخستين سحرگاه ماه مبارك رمضان مردم از شب تا ظهر بيدار ميماندند و با برگزاري آيينهاي معنوي و تطهير و پوشيدن لباس نو و رنگين، به استقبال ماه مبارك رمضان ميرفتند و روز نخستين ماه رمضان كسب و كار تعطيل بود.
زرم مهر گفت: اين آيين هنوز در برخياز شهرهاي ايران و شهرهاي مختلف جهان اسلام به صورت كمرنگ تداوم دارد و مردم در نخستين سحرگاه روز اول رمضان تا صبح بيدار ميماندند و خود را براي آغاز اين ماه آماده ميكنند.
اين كارشناس تاريخ اسلام يادآور مي شود: در يك دوره زماني دشمنان اسلام به دليل وحشت از بركات ماه رمضان و تجميع براثر نواخته شدن دهل و احتمال اقدام عليه حكومت اشتغالگر، انجام آيين بيدار باش و چاووش خواني را در برخي از كشورها غيرمجاز اعلام كردند و با آن به شدت برخورد ميكردند.
زرم مهر اظهار مي دارد: چاووش خوانان و بيدارباش گوهاي ماه رمضان، افرادي متدين و مومن بودند و از بين افراد صالح ضمير و مسجدنشين انتخاب ميشدند و در آخرين سحرگاه ماه مبارك رمضان نيز مردم به آنها عيدي و فطريه پرداخت ميكردند.
به گزارش ايرنا، بسياري از مردم به استقبال ماه مبارك رمضان ميروند تا با ورود به اين ماه الهي، دست در دامن خالق خويش زده باشند.
آيين چاووش خواني روزاول ماه رمضان اكنون تنها در دو سه روستاي چهارمحال و بختياري رواج دارد و آنها هم توسط پيرمردهايي خوانده مي شود كه صدايشان به سختي حتي به خانه همسايه مي رسد.
گزارش از محمود رييسي
۷۳۵۹/۵۵۸/
