مقام شهادت اوج بندگي و سير و سلوك در عالم معني است و ما خاكيان محجوب چه مي دانيم كه اين ارتزاق عند رب الشهدا چه است؟ امام خميني(ره)
هرازگاهي چند از آناني بنويسيم كه عشق را در مسير رسيدن به معبود يافتند و اين راه را به سبكي بال پرندگان طي كردند. آنان كه روشني انديشه پاك شان در دل تاريكي هاي زمان، مسير هدايت و سخن شان پاسخ همه سوالات بي جواب است. دفتر پژوهش و بررسي هاي خبري به منظور پاسداشت مقام شهيد با ارائه سلسله گزارشهاي يادنامه سخن عشق همراه مي شود با عاشقان حقيقي كه معرفت الهي را به حق درك كردند.
و امروز همراه با شهيد هادي فضلي
هادي فضلي در سال ۱۳۴۱ هجري خورشيدي در مريانج، يكي از شهرهاي استان همدان متولد شد. وي دوران كودكي و نوجواني اش را با سپري كردن تحصيلات مقدماتي در زادگاه خويش گذراند و از آن پس به دليل مشكلات اقتصادي خانواده اش نتوانست ادامه تحصيل دهد.
وي در دوران استبداد پهلوي دوم با لمس ظلمي كه بر مردم مي رفت بسمت فعاليت هاي سياسي ضد رژيم گرايش پيدا كرد و پس از آشنايي با نهضت امام خميني(ره)، مشتاقانه به نهضت عاشورايي ايشان پيوست و از مريدان ايشان شد.
وي با وجود سن كم با حضور در مبارزات خياباني و تلاش در سازماندهي و انسجام مبارزات مردم در مريانج از هيچ كوششي براي پيروزي انقلاب اسلامي فروگذار نبود.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، وي با عضويت در بسيج، در جهت تحقق خواسته معمار كبير انقلاب، كه وجود ارتش بيست ميليوني در ايران بود، سهيم شد و تلاش هاي بسياري را براي انسجام و اعتلاي اين نهاد در زادگاه خود متحمل شد.
با آغاز جنگ تحميلي، وي به خيل رزمندگاني شجاع و مبارز پيوست و با مجاهدت در قسمت اطلاعات و عمليات لشكر ۳۲ انصارالحسين(ع) نشان داد كه براي پيروزي اسلام حاضر است سخت ترين وحساس ترين كارها را قبول كند.
وي با انجام ماموريتهاي دشوار و طاقت فرسا به همراه ياران دلير خود، توانست به عمق جبهه دشمن نفوذ و بسياري از عمليات هاي آنان را شناسايي كند.
هادي فضلي در طول دوران افتخار آميز دفاع مقدس، هيچگاه لباس رزم و جهاد را از تن بيرون نياورد و روزي كه به جبهه رفت تا ۲۰ روز مانده به پايان جنگ مردانه در جبهه ماند تا رسالت تاريخي خود را به انجام رساند.
وي بارها مجروح شد و سخت تر از آن، زخم فراق بسياري از دوستان شهيدش را به جان خريد و صبورانه در راه حق و عدالت، مقاومت كرد تا آنكه سرانجام در هفتم مرداد ماه سال ۱۳۶۷ در جبهه اسلامآباد غرب، در حالي كه مسووليت فرماندهي اطلاعات عمليات تيپ سوم لشكر۳۲ انصارالحسين(ع) را به عهده داشت، به مقام رفيع شهادت نايل آمد.
شهيد هادي فضلي در بخشي از وصيتنامه خويش نوشته است...خدايا تورا شكر ميكنم كه حسين(ع) را به ما عطا فرمودي. خدايا اگر حماسه حسين(ع) در كربلا و شهادت ياران با وفايش نبود، اگر خطبه حضرت زينب(س) نبود ما اسلام را چگونه ميشناختيم و اگر حماسه كاروان سالار كربلا و علمدار باوفايش حضرت ابوالفضل(س) نبود، ما درس ايثار و شهادت و شهامت را از كجا ميآموختيم. پس تو را شكر ميكنيم كه همه اينها را به ما عطا كردي، خدايا تو را شكر ميكنيم كه اين امام عزيز و بزرگوار و اين قلب تپنده مسلمين جهان را به ما عطا كردي...
وي در ادامه مي افزايد:...اي ملت مسلمان و خدا جو، صداي هل من ناصر ينصرني حسين(ع) در اعماق بدنم جريان پيدا كرده است و اكنون كه نصيبم شده كه به اين پيام لبيك بگويم از جان و دل پذيرا شدم و به كربلاي خونين ايران عازم شدم تا به ياري حسين زمان و ياران با وفايش بپردازم و درفش بلند لا اله الا ا... را در بلندترين قلل جهان به اهتزاز در آوريم بلكه اين خون ناقابل من قابل قبول درگاه خداوند متعال قرار گيرد و كمتر كمكي به امواج خون سرخ شهدا در برانداختن حكومت ظالمان باشد...
اين شهيد والامقام در قسمتي ديگر از وصيت خويش آورده است:...اي ياوران حسين زمان، از خون سرخ تمامي شهيدان اين ندا برميخيزد كه اسلام تنها دين جاويد و بر حق و قرآن وتنها قانون پاينده و محمد(ص) پيامبرم و خميني بت شكن رهبرم و شما دنباله رو شهيدان بايد به اين پيام ارج دهيد و با وحدتي بي مانند پايه هاي تمامي ظلم را فروريخته و به آرزوي ديرين تمامي شهيدان كه همانا پيروزي اسلام است جامه عمل بپوشانيد...
همچنين در وصيت نامه اين شهيد مي خوانيم :...شما اي پيام رسانان خون شهيدان و اي كسانيكه رسالت خطيري داريد پيام ما و تمام شهيدان را به گوش جهانيان برسانيد و پيام ما را به رنج ديدگان و زحمتكشان برسانيد بگوييد كه ما چه ميگفتيم. حرف ما اين بود كه اين قدرت طلبيها و رياكاري ها و خود خواهيها بايد محكوم شود با ناحق بايد مبارزه كرد و برنامه جاهليت بايد برچيده شود و عدالت بايد باشد نه ظلم و ستم....
اطلاع**۹۱۲۸**۱۷۱۷
