تاريخ نشان خواهد داد كه دوران احمدي‌نژاد دوره طلايي سازندگي است
کدخبر : 80727725(3410363)
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۴/۱۶
زمان مخابره : ۱۴:۵۸
سرویس خبر : سياسي- ساير-
تهران- مشاور سابق رسانه‌اي رييس ‌جمهوري گفت: دوران ۸ سال آقاي احمدي‌نژاد همان‌طور كه آقاي روحاني گفتند دوران موفقي بود. آقاي روحاني گفت كه من به اين زحمات در دو دولت تعظيم مي‌كنم كه تعبير متواضعانه‌اي بود.

به گزارش روز يكشنبه گروه فضاي مجازي ايرنا، اين مطلب بخشي از اظهارات مهدي كلهر مشاور سابق رسانه اي رييس جمهوري با عنوان « تاريخ نشان خواهد داد كه دوران احمدي نژاد دوره طلايي سازندگي مي باشد» است كه در روزنامه آرمان منتشر شده است.

متن كامل گفت‌وگوي آرمان با وي كه در شبكه ايران منتشر شده است در ادامه مي‌آيد:
مهدي كلهر اگرچه مي‌گويد از دولت بازرگان در تمام دولت‌ها حضور داشته اما در دولت نهم نقش او بيش از گذشته شناخته شد؛ نقشي در قامت مشاور رسانه‌اي رئيس‌جمهور كه هرازگاهي اظهاراتش درمورد مسائلي كه طرح آن در جامعه امروز معمول نيست، چهره خبرساز مي‌شد. او در انتهاي دولت نهم به‌تدريج نقش خود را در دولت كمرنگ كرد و راهي خطه ديگري شد اما به هر حال حاشيه او را رها نكرد و جلسات رسيدگي پرونده خاتون او را هر چند وقت يكبار به تهران دعوت مي‌كرد.
او فرزند ميرزاعبدالعلي تهراني و برادر آقا مرتضي‌تهراني و آقامجتبي‌ تهراني است كه از وعاظ معروف تهران هستند البته آقامرتضي تهراني سال گذشته به ديار باقي شتافت. ظاهر مهدي كلهر از موضوعاتي است كه هيچ‌گاه فراموش نشد و همواره يكي از سوالات رسانه‌ها با او بود.
مناظره انتخاباتي او با حسين مرعشي كه به عنوان نماينده آيت‌ا...‌هاشمي حضور داشت تا امروز در خاطر بسياري افراد باقي است و زماني كه به او مي‌گوييم مرعشي از بازپخش آن مناظره استقبال كرده است، تاكيد مي‌كند «از خدا مي‌خواهم مجددا مناظره من با آقاي مرعشي پخش شود».

مردم در ۲۴ خرداد به گزينه اعتدال راي دادند. فكر مي‌كنيد چه مولفه‌هايي سبب شد جامعه، اعتدال را در اولويت نيازهاي خود قرار دهد؟
تصور مي‌كنم كه بالاخره اسلام دين اعتدال است و اصلا انقلاب اسلامي كه در ۳۴ سال پيش پيروز شد، همان زمان هم مردم به خط اعتدال راي دادند. در آن مقطع زمان جريان چپي به نام اتحاد جماهير شوروي و نوعي ديگر تفكر چين كمونيست در دنيا وجود داشت و شاخه‌هاي ديگر در آمريكاي لاتين و امثالهم بودند كه دانشجوها و مبارزان ما گرايشاتي به اين جريانات داشتند اما شعار انقلاب كه همان «نه شرقي و نه غربي» سر داده شد كه همان شعار اعتدال و ميانه‌روي بود.
در قرآن مجيد هم تاكيد شده كه خط اعتدال نزديك‌ترين خط به تقواست بنابراين خط اعتدال براي ما ريشه فرهنگي يكهزار و ۴۰۰ ساله و ريشه عميقي در فرهنگ ايران دارد. در كلام پيامبر(ص) هم آمده كه افراط و تفريط كار جاهلان است و كساني كه مي‌خواهند از جهل دور شوند بايد از افراط و تفريط پرهيز كنند.

در دوره پس از انقلاب مواقعي بوده كه دو پايه اجتماعي افراطي و تفريطي درمجموع داراي پايگاه ۴ يا ۵ درصد و روي هم‌رفته ۱۰ درصدي مي‌شود كه در سرنوشت سياسي تاثيرگذار است. در اين مواقع جريان‌هاي چپ و راست كه در همه دنيا حضور دارند، سعي مي‌كنند كه از اين گروه‌ها كه انرژي بيشتري دارند، يارگيري كنند.
ما خيلي قبل‌تر يعني قبل از دولت آقاي احمدي‌نژاد، اين دو جريان را غير از آنهايي كه راس بودند، در بدنه نداشتيم بنابراين مردم مجبور بودند به شخصيت‌هايي كه بودند، تكيه كنند.

در انتخابات يازدهم رياست‌جمهوري چطور؟
در انتخابات يازدهم رياست‌جمهوري، اتفاقي كه افتاد اين بود؛ ۴ نفر خارج از دو طيف اصولگرا و اصلاح‌طلب خودشان را معرفي كردند كه يكي آقاي روحاني، ديگران هم شامل آقايان قاليباف، محسن رضايي و محمد غرضي مي‌شدند.
اين ۴ نفر در اظهاراتشان از دو جريان سياسي كه در كشور ما از ابتداي انقلاب در عرصه سياسي حضور داشتند، تبري جستند. تصور مي‌كنم اولين مساله انتخابات يازدهم اين‌گونه بود كه جريان خاموش كشور كه در همه جوامع وجود دارد به همراه ۷۰ تا ۸۵ درصد از گروه ميانه‌رو به صحنه آمدند و به آقاي روحاني راي دادند كه شامل قشرهاي مختلفي هم بودند يعني از روستاييان تا اساتيد دانشگاه‌ها و شخصيت‌هاي سياسي به آقاي روحاني راي دادند. تصور مي‌كنم جامعه ما بعد از انقلاب نيازمند آرامش و اعتدال و استقرار و... بيشتر است و به همين سو حركت كرد.

آيا معتقديد در دولت‌هاي اصلاحات و سازندگي اين آرامش فراهم نبود كه اكنون نياز به آن احساس شد؟
در آن دولت‌ها هم بوده است اما به هر حال نسبي است. مثلا خود آقاي احمدي‌نژاد در اواخر دولت نهم و اوايل دولت دهم اظهار كرد كه فقط نماينده يك جريان نيست. آقاي احمدي‌نژاد بارها در پاسخ به اين انتقاد كه اصولگرايان با او فاصله داشتند، گفت من خط وسط را دارم. در مناظره‌هاي همين انتخابات هم آقاي قاليباف گفته بود كه اين‌طور است و چنين شخصيتي دارد.

پس اصولگرابودن آقاي احمدي‌نژاد را قبول نداريد؟ البته اصولگرا به معني حزبي و مرسوم در سياست.
خودم از سال ۷۷ و ۷۸ يكسري مقاله در روزنامه جمهوري اسلامي درباره چپ و راست و اصلاح‌طلب و اصولگرا داشتم كه در آنها اشاره كردم تصور مي‌كنم جامعه ديگر ظرفيتش بيش از اين است كه جرياني ادعا كند كه مي‌خواهد جامعه را هدايت كند. جامعه نيازمند جريان آرمانگرايي است كه واقعيت‌نگر باشد. تصور مي‌كنم ظهور عيني اين جريان در انتخابات سال ۹۲ بود.

در شرايطي كه معتقد هستيد مواضع اصولگرايان و اصلاح‌طلبان مدنظر مردم نبود...
اينطور نبود كه مدنظر مردم نبودند و رايشان مشخص است. الان راي آقاي ولايتي و جليلي را جمع بزنيد، راي اصولگرايان است و من مشاهدات ميداني را مي‌گويم. يكسري از اصلاح‌طلبان كه راي دادند و (مي‌دانم يكسري از اين طيف راي ندادند چون در سال ۸۸ بيش از ۴۰ ميليون راي به صندوق ريخته شد اما در سال ۹۲ حدود ۳۶ ميليون راي اخذ شد كه ۴ ميليون اختلاف است) اين ۷۰ و خورده‌اي درصدي كه راي دادند از آن ميان برخي اصلاح‌طلبان به آقاي قاليباف راي دادند كه آراي قابل‌توجهي است، بخشي از آنها را هم من اطلاع دارم كه به‌صورت شخصي و بدون جرياني به آقاي رضايي راي دادند و شايد بخش كمي هم كه از نزديك با آقاي غرضي آشنا بودند، به وي راي دادند و بخشي هم به آقاي روحاني راي دادند.
در اصلاح‌طلبان افرادي بودند كه به آقاي روحاني راي دادند ولي اينها خودشان از اين محدوده‌هاي كلاسيك اصلاح‌طلبي و اصولگرايي خروج كرده بودند. تصور مي‌كنم كه رايي كه امسال داده شد، آشكارا نشان داد بيش از ۷۰ درصدي كه كشور و نظام را مي‌خواهند و درصدد هستند آينده را خودشان رقم بزنند، وارد صحنه شدند. من به اينها مي‌گويم مردم و اين مردم امسال حضور جدي داشتند و بيشترين راي را به آقاي روحاني دادند.

جوابم را نگرفتم. شما معتقديد راي اصولگرايان و اصلاح‌طلبان به آقاي روحاني موثر نبود و اين مردم بر اساس نظرات و شناخت شخصي به او راي دادند؟
بله، بله و بله. معتقدم روحاني در بين كانديداها از ابتدا مواضعش را درمورد اصلاح‌طلبي و اصولگرايي شفاف كرد و شايد شفاف‌ترين مواضع مربوط به وي بود. شخصيتش اين‌گونه است كه يا راجع به مسائل صحبت نمي‌كند و يا اگر صحبت ‌كند، خيلي شفاف توضيح مي‌دهد. در بين كانديداها در زمان مناظره‌ها گفتم كه مواضعش را شفاف مي‌گويد البته جدا از اينكه ما مواضعش را مي‌پسنديم يا نمي‌پسنديم. مردم پيام آقاي روحاني را گرفتند. مردم خواستند به يك فرد مستقل راي دهند. در نشستي كه چندي قبل در صداوسيما بود هم تقريبا همين موضوعات را مفصل اشاره كرد.

چندي قبل آقاي مرعشي عنوان داشتند دوست دارد مناظره‌اي كه با شما در سال ۸۴ داشتند بازپخش شود تا مردم بفهمند اظهارات او در آن سال چقدر درست بوده است. شما هم تمايلي به پخش مجدد آن مناظره داريد؟
چه اشكالي دارد؟ از خدا مي‌خواهم مجددا مناظره من با آقاي مرعشي پخش شود. اگر آقاي مرعشي اكنون مي‌گويند در آن زمان درست گفتند، نمي‌دانم كدام بخش را درست گفته‌اند. آدم معتدلي هستم كه اين ويژگي اگر بار ديگر مناظره پخش شود، مشخص خواهد بود. خودم قبل از دولت احمدي‌نژاد و اصلا از قبل انقلاب سعي داشتم خط اعتدال را پيش بگيرم چون به آن اعتقاد دارم.
در سال ۸۴ هم شايد تنها فردي بودم كه براي آقاي‌ هاشمي و براي كارهايي كه كردند، احترام قائل شدم. براي رئيس دولت اصلاحات هم احترام قائل شدم، در همان مناظره (سال ۸۴با مرعشي) من از تنش‌زدايي كه سياست خارجي دولت اصلاحات بود، دفاع كردم. اگر آن مناظره بازپخش شود، خوشحال مي‌شوم اما اينكه الان اتفاق افتاده را نبايد اين‌گونه تفسير كرد كه دولت‌هاي قبلي، دولت‌هاي معتدلي نبودند. جامعه به سمت استقلال و اعتدال درحال حركت است لذا طبيعي است كه جامعه در سال ۹۲ اعتدال بيشتري را طلب كند.
فكر مي‌كنم مردم در اين انتخابات بين نمايندگان موجود، معتدل‌ترين كانديدا كه سابقه فعاليت‌هاي سياسي و مديريتي دارد را انتخاب كردند.

دوست داشتيد امسال هم در مناظره‌هاي انتخاباتي حضور داشتيد؟
نه، براي چه بايد بودم؟ خود مناظره كه موضوعيتي ندارد. بايد حرف براي زدن باشد. امسال خود نامزدها حرف‌هايشان را مي‌زدند به‌ويژه در مناظره دوم هيچ حجاب و منعي نبود شايد مناظره اول خوب نبود اما بقيه خوب بود.

برخي اين‌گونه مطرح مي‌كنند كه دليل انتخاب آقاي روحاني، انتقاداتش از دولت دهم بوده است. تائيد مي‌كنيد؟
نه. خود آقاي روحاني هم گفت كه معجزه‌اي قرار نيست رخ دهد. جامعه براي ساختن خودش و زيرساخت‌هايش بايد زحمات بكشد و هزينه بدهد. دوران ۸ سال آقاي احمدي‌نژاد همان‌طور كه آقاي روحاني گفتند دوران موفقي بود. آقاي روحاني گفت كه من به اين زحمات در دو دولت تعظيم مي‌كنم كه تعبير متواضعانه‌اي بود. خيلي كارها براي كشور صورت گرفته و امروز زيرساخت‌هايي مهمي در كشور آماده است كه در سال ۸۴ نبود كه يكي از آنها سيمان، يكي از آنها آهن، يكي از آنها نانوتكنولوژي و... است.
خيلي از چيزهايي كه اكنون شما مي‌بينيد در سال ۸۴ نبود و خيلي با الان فاصله داشتيم مثلا در هوا و فضا با الان خيلي فاصله داشتيم. دوران احمدي‌نژاد يك دوره طلايي است كه در تاريخ ثبت خواهد شد البته اشكالاتي هم داشت.

چه اشكالاتي درمورد دولت آقاي احمدي‌نژاد مي‌توانيد بگوييد؟
يكي از اشكالات آن، برخي تصميمات شتابزده است.

برخي معتقدند استفاده از مديران كم‌تجربه ضعف عمده دولت احمدي‌نژاد بوده البته به شتابزدگي در تصميم‌گيري هم اشاره مي‌شود.
نه؛ احمدي‌نژاد در برخي جاها اين‌طور بود و در برخي جاها نبود. عينك دوربين آقاي احمدي‌نژاد خوب كار مي‌كرد اما عينك نزديك‌بينش به‌دليل مشغله‌هايي كه داشت برخي اوقات اصلا نمي‌ديد. تيمي كه سال ۸۴ با آنها شروع كرد، تيم خوبي بود و حداقلش اين بود كه تيمي كه شروع كرد و تعدادشان هم زياد نبودند، تيم صادقي بودند كه كارنامه خوبي از نظر تجربي و مديريتي داشتند اما در دولت دهم، آرام‌آرام تيم جديدي وارد شد كه به تعبير شما شايد كم‌تجربه بودند و آن كم‌تجربگي تاثير گذاشت و تصميماتي گرفته شد كه قابل دفاع نبود. مثل خروج ۴۰ درصد كارمندان دولت از تهران در يك‌ماه؛ تصميمات اينچنيني مشخص بود كه پختگي لازم را نداشت و طبيعي بود كه نتيجه مطلوبي ندارد.

الان زمان چينش كابينه است و افرادي كه سهمي در پيروزي آقاي روحاني ندارند، به ميدان آمده و خواستار سهم هستند. نظرتان درمورد اين گروه‌ها و افراد چيست؟
اين نشان مي‌دهد خط وسط درست شده كه حسن است و نشان مي‌دهد اين گزينه (روحاني) به نوعي است كه هر دو طرف احساس مي‌كنند متعلق به خودشان است. البته هميشه همين‌طور بود و جريانات سياسي زياده‌خواه هستند. وقتي توقعات را در حد جريانات سياسي مي‌بينيد، اين موضوع يعني زياده‌خواهي بروز پيدا مي‌كند اما مردم اين‌طور نيستند و رئيس‌جمهور را از خودشان مي‌دانند و فضاي خوبي الان در جامعه حاكم است.
همه بايد كمك كنند تا آقاي روحاني موفق باشد و بنده برايشان خيلي آرزوي موفقيت دارم و فكر مي‌كنم او بتواند بسياري از مشكلات اقتصادي و غيراقتصادي را پشت‌سر بگذارد.

اينكه دوران آقاي احمدي‌نژاد دوران طلايي است، نظر همه مردم است؟
نه. اين را تاريخ نشان مي‌دهد البته سازندگي دوره آقاي احمدي‌نژاد آسيب‌هايي هم داشته است كه تلخي آن هنوز در كام همه ما هست. ولي معمولا در تاريخ اين تلخكامي‌ها از بين مي‌رود و آنچه مي‌ماند، آن جاده‌ها، سدها، راه‌ها و پيشرفت‌هاي علمي و... است. تاريخ سياسي و تاريخ علم بشر نشان داده كه اگر مدتي از يك مقطع عبور كنيد، آنچه اشاره كردم، محقق خواهد شد. در همه ادوار اين‌طور است. اينها مي‌ماند چون همه سدها و راه‌ها را نمي‌توانند تخريب كنند. همه ريل‌ها را نمي‌توان از جا درآورد.
قبول دارم الان كاستي‌هايي وجود دارد اما كم‌كم به فراموشي سپرده خواهد شد و آن آثار ماندگار مي‌ماند و اين دوره به نام دوره شاخص سازندگي كشور ثبت خواهد شد البته اميدوارم كه اين سازندگي با همين سرعت ادامه داشته باشد اما سرفصل اين سازندگي در دوره احمدي‌نژاد بود.

از منظر ديگري موضوع را مطرح مي‌كنم. الان شاهد هستيد كه حاميان دولت اصلاحات و سازندگي به جد هنوز حامي روساي اين دولت‌ها هستند اما اين روزها حاميان دولت آقاي احمدي‌نژاد مثل آقايان كوچك‌زاده و باهنر مي‌گويند مجبور شدند از آقاي احمدي‌نژاد حمايت كنند. اين تفاوت در كجاست؟
من اينطور نيستم. بنويسيد من هنوز معتقدم هر دو دولت نهم و دهم درمجموع، خدمات ارزنده‌اي در طول تاريخ كشور ايران داشته‌اند. سازندگي از اين دولت‌ها شروع شد و به‌ويژه توزيع سازندگي منحصربه‌فرد بود. ما هميشه تهران‌سالاري داشتيم اما در دولت احمدي‌نژاد، دورترين نقطه اين كشور به سمت آباداني رفت كه اين خدمات، ديده مي‌شود.
اكنون و پس از سال‌ها در دورترين نقطه كشور احساس مي‌كنيد آن روستايي نسبت به اينكه تبعه ايران است، افتخار مي‌كند چون احساس مي‌كند ديده شده و اين، موضوع مهمي است. من از افرادي هستم كه هميشه دفاع كردم و وقتي از اين دولت هم جدا شدم، باز دفاع كردم. اخيرا در گفت‌وگويي كه داشتم هم دفاع كردم. شما هم از جانب من بنويسيد كه من مجبور نبودم...

مخاطب من در اين سوالات شخص شما نيست، اصلا به نقل از شما تيتر مي‌زنيم كه دوران احمدي‌نژاد دوران طلايي بود كه مطمئن شويد مخاطب سوالات شما نيستيد!
باشه. اشكالي ندارد. پس بزنيد دوران طلايي سازندگي منظورم برخي اطرافيان آقاي احمدي‌نژاد بود كه به نوعي براي منفعتشان به سمت حمايت از آقاي احمدي‌نژاد رفتند و با پايان اين دولت، به قولي نمكدان شكستند و در نقش منتقد جدي ظاهر مي‌شوند.

ببينيد ياران آقاي احمدي‌نژاد در سال ۸۴ تعدادشان به ۱۰ نفر نمي‌رسد. آنهايي كه بعدا آمدند (در دور دوم انتخابات آمدند) طبيعي است كه اكنون جدا شوند. من ۲ يا ۳ ماه پيش به خود آقاي احمدي‌نژاد هم گفتم كه او هم تاييد كرد. نظرشان انگشتان يك دست بود. آنهايي كه در سال ۸۴ براي سازندگي كشور آمدند، تعداد كمي بودند كه من يكي از آنها هستم و اگر اجازه داشتم اسامي بقيه را هم مي‌گفتم.
هنوز هم معتقدم دوره آقاي احمدي‌نژاد دوره طلايي سازندگي در طول شايد تاريخ مكتوب كشور است و اين دوران را با دوره شاه‌عباس و حكام لايق در قبل و بعد از اسلام مقايسه مي‌كنم. بايد اجازه دهيد كه اين تلخكامي‌ها بگذرد كه ما، منكر اين موضوع نمي‌شويم. اين تلخكامي‌ها هميشه در تاريخ هست و با پايان آن، خيلي‌ها با من همنظر مي‌شوند.

سوال آخرم اينكه دوست داريد در دولت يازدهم حضور داشته باشيد؟
به‌دليل شرايط جسمي و عمل قلبي كه انجام داده‌ام و دو بار بعد از آن سكته كردم، نمي‌توانم كار اجرايي كنم اما همكاري مي‌كنم و تا جايي كه جسمم اجازه بدهد، كمك دولت خواهم بود. من با همه دولت‌ها كار كردم. در دولت آقاي مهندس بازرگان، مشاور وزير آموزش و پرورش بودم تا دو سال پيش كه بازنشسته شدم، در دولت‌ها بودم. الان هم بيكار و فارغ از جريانات كشور نيستم اما فكر مي‌كنم جوان‌تر از امثال من بايد براي كارهاي اجرايي بيايند.
سيام(۱)**۱۰۵۸

آخرین اخبار