مهرجويي: تمام فيلم هايم با «اصالت بشري » سر و كار دارد
کدخبر : 80720578(3399340)
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۴/۱۱
زمان مخابره : ۰۹:۵۹
سرویس خبر : فرهنگی- سینما - تئاتر - تلویزیون-
بندرانزلي - «داريوش مهرجويي» كارگردان با سابقه سينما كه پيشتر در دوازدهمين جشنواره فيلم داكا حضور يافته بود در گفت و گو با نشريه «سلولوئيد» بنگلادش گفت: تمامي فيلم هايم با «اصالت بشري» سرو كار دارد.

مهرجويي در پاسخ به سوال خبرنگاران نشريه فيلم سلولوئيد در مورد چهار دهه فعاليتش در سينما به شرح زير سخن گفت:
سوال:گاو يك فيلم پيشگام از موج نو سينماي ايران است، در اين مورد چه احساسي داريد؟
مهرجويي: من حس خوبي به اين فيلم دارم چرا كه فيلم بسيار مهمي در تاريخ سينماي ايران است. اين فيلم دوبار قبل و بعد از انقلاب سينماي ما را نجات داد . قبل از انقلاب ، ما موج نو را شروع كرديم و فيلم گاو نخستين فيلمي بود كه هم موفقيت تجاري و هم تاييد منتقدان را به همراه داشت. گرچه فيلم هاي ابراهيم گلستان به جشنواره هاي بين المللي راه پيدا كرده بودند اما فيلم گاو نخستين فيلمي بود كه در جشنواره هاي معروفي مانند ونيز راه پيدا كرد.
فيلم گاو كيفيت و توانايي ارتباط با تماشاچي را دارد. درسالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، نمايش فيلم گاو براي مدت دو سال در ايران ممنوع بود. بنابر اين من فيلم را از طريق يكي از دوستان فرانسوي ام به خارج فرستادم . اين گونه بود كه اين فيلم به ونيز راه يافت و به شهرت رسيد . ناگهان ايران در سينماي جهان مشهور شد ، همه شروع كردند به صحبت در مورد فرهنگ و سينماي ايران . دولت هنوز تا زمان جشنواره شيراز در سال ۱۹۷۰ نمايش آن را در ايران ممنوع كرده بود. فيلم گاو نخستين بار در اين جشنواره به نمايش در آمد بازتاب آن فوق العاده بود و اين گونه شد كه مقامات مجبور به صدور مجوز نمايش آن در داخل كشور شدند.
سوال: آيا در آن زمان شما ايده هايتان را با فيلمسازان معاصر كشورتان همچون مسعود كيميايي ، ناصر تقوايي كه روي موج نو بودند به اشتراك مي گذاشتيد ؟
مهرجويي : ما دوستان خوبي بوديم و هميشه با هم بوديم . كيميايي و من تقريبا در يك زمان كار فيلمسازي را شروع كرديم . قيصر دومين فيلم كيميايي مثل فيلم گاو موفقيت كسب كرد اما اين موفقيت قدري تجاري بود و با فيلم گاو فرق داشت. هر دو فيلم در جشنواره هاي ايراني به نمايش درامد و به گونه اي منتقدين را به دو بخش تقسيم كرد. پيش از اين دو فيلم سينماي ايران به طور كامل تجاري بود پر از رقص و آواز و تقليد از فيلمهاي هندي.
تقوايي نيز كم و بيش هم سن و سال ما است. متاسفانه نمايش فيلم او چند سال ممنوع بود.
سوال: ما در فيلم گاو استفاده از استعاره را شاهد بوديم كه شما از طريق آن يك داستان انساني ساده را به يك مساله فلسفي پيچيده تبديل كرديد . آيا اين حاصل مطالعات شما در زمينه فلسفه است ؟
مهرجويي: خوب من هميشه به سينمايي كه عمق فلسفي دارد علاقمند بودم .من خيلي زياد تحت تاثير «اينگمار برگمن» و «مايكلانجلو آنتونيوني» بودم كه فيلم هايشان لايه هاي متفاوتي براي تفسير داشت . آنها فيلم هايي هستند كه من دوست داشتم بسازم .به اين دليل داستان گاو را انتخاب كردم . اين داستان براي من ابعاد فلسفي بر مبناي عشق را فراهم مي كرد . عشق يك درون مايه بزرگ براي هنر ، ادبيات ، شعر و فلسفه است.
گاو داستان مردي است كه عاشق دام خانگي باردارش شده . وقتي مي فهمد كه گاو به طور ناگهاني مرده به لحاظ روحي چنان تغيير مي يابد كه خود را به گونه اي گاو تصور مي كند . اين ايده ، عاشقي كه در معشوق حل مي شود موضوعي است كه توسط شاعران كهن ما نظير حافظ، عمر خيام و مولانا رومي مكرر شرح داده شده است.
سوال:شما در تحصيلتان در دانشگاه ( يوسي ال اي) امريكا تغيير رشته داديد .مي خواستيد فيلمسازي بخوانيد كه بعدا منتهي به فلسفه شد ، چرا؟
مهرجويي: در يوسي ال اي تاكيد بيشتر روي جنبه هاي تكنيكي سينما بود. آنها سعي مي كردند كارگردانهايي به شيوه هاليوود بسازند .اين نگرش ، مرا جذب نمي كرد. در آن زمان من بسيار تحت تاثير سينماي فرانسه بودم . اين بر مي گردد به اوايل دهه ۱۹۶۰؛ تمام استادان بزرگ نئورئاليسم و موج نو از آنجا امده بودند كه يك الهام براي من بود. براي من تمركز صرف بر روي سينما كافي نبود . من يك واحد درسي با ژان رنوار برداشتم كه بسيار به من كمك كرد. من بيشتر علاقمند به جنبه هاي تئوري سينما بودم تا موضوعات تكنيكي.
سوال: بعضي از قهرمانان داستان شما مثل حسن در فيلم گاو ، پري ، هامون و بانو درگير بحران ديالكتيك با فلسفه وجودي خود هستند . ايا آنها به نحوي بازتابي از مهرجويي اند ؟
مهرجويي: نه لزوما؛ اما هميشه جنبه هاي مشخصي از زندگي من ، برداشت من از زندگي در فيلمهايم بازتاب پيدا مي كنند . براي مثال شايد هامون نه به طور كامل ولي قدري زندگينامه من باشد.
تمام فيلمهاي من به نوعي با موضوعات اصالت انسان سر و كار دارند. آنها درگير هستي افراد و بحرانهايي هستند كه قهرمان داستان درون آن افتاده . همه فيلم هاي من اين را دنبال مي كند كه قهرمان داستان خود را در موقعيتهاي بحراني و تاثيرگذار مي يابد.
اين وضعيت او را مجبور به تغيير شيوه زندگي اش مي كند تا به يك آگاهي جديد در مورد او و افرادي كه در اطرافش زندگي مي كند دست يابد.
فيلم هاي من چنين وضعيتي را بازتاب مي دهند . مانند بانو قهرماني كه شرايط دردناكي را تجربه مي كند تا تبديل به يك انسان جديد شود.
سوال: دلايل اصلي پشت موفقيت سينماي ايران چيست؟
مهرجويي : نخست اين كه همه سالن هاي سينماي ما فيلم هاي داخلي نشان مي دهند. پرداختن به موضوعات انساني ، روابط ساده و غيره ، فيلم هاي ساده كم و بيش در همه جاي دنيا موفق بوده اند چرا كه شيوه سنتي فيلمهاي هنري را دنبال مي كنند و ما فرصت و نياز به سرمايه گذاري بر روي چنين فيلم هايي را داريم.
محدوديتهايي نيز وجود دارد. مانند اين كه تاثير سينماي ايران هنوز به اندازه اي زياد نيست كه بتواند بر تهديدات در بسياري از كشورها غلبه كند. در مورد فيلمهاي من بايد بگويم فيلمهاييم در اروپا توزيع شده در اروپا براي مثال فرانسه فيلم هايم معمولا در سالنهاي كوچك با بيننده محدود نمايش داده شده . نمايش به مدت دو يا سه ماه طول مي كشد ، بنابر اين از نظر فروش موفق نيست . اما از ديد اكادميك و جشنواره ها موفق است.
سوال: نظر شما در مورد نسل سوم فيلمسازان ايران چيست ؟ آيا آنها واقعا توانايي اين را دارند كه ميراثي را كه نسل نخست فيلمسازان مانند عباس كيارستمي ، مهرجويي و غيره به وجود آوردند با خود منتقل كنند؟
مهرجويي : بله چرا كه نه . من خيلي به فيلمسازان جوانمان اميدوار و در موردشان خوشبين هستم .اين روزها يك فيلمساز جديد ظهور پيدا كرده ، اصغر فرهادي كه فيلمهايش بسيار خوب است . تقريبا در همان حد و اندازه فيلمهاي ما . آدم با استعدادي است . اميدوارم رشد كند و فيلمهاي بهتري بسازد . نسل هاي جديد نيز مي توانند مثل ما فيلم بسازند . در فرهنگ ما تاثير ادبيات و شعر زياد است. به عبارتي هر كس يك بازيگر است . بنابر اين فكر مي كنم همانطور كه آنها رشد مي كنند و به دليل وجود مدارس فيلم سازي ، كتابهايي كه منتشر مي شود و امكانات موجود ، افراد حتي فيلمهاي بهتري خواهند ساخت.
سوال: شماري از نسل سوم فيلمسازان و عوامل فيلم اكنون خارج از كشور بسر مي برند. فكر مي كنيد آنها راه درستي را انتخاب كرده اند؟
مهرجويي: نه . فكر نمي كنم راه درستي را انتخاب كرده باشند . من در هاليوود بودم و فرصت ساخت فيلم در آنجا را داشتم . چهار سال هم در پاريس بودم و آنجا هم فيلم ساختم . اما آن فيلمها روي من تاثير نداشت. سينما يك حس انساني است . به ندرت پيش مي آيد كه فيلمسازي از كشور ما به اروپا برود و يك فيلم خوب و معنادار بسازد . بحرانهاي اروپايي شبيه مال ما نيست . اگر من چيزي را از درون حس نكنم نمي توانم انجامش دهم . من به ايران برگشتم چرا كه ايده ها و منشاء تغذيه من آنجا است . فيلم سازي من در ايران است كه معنا مي يابد.
سوال: از ديد شما هدف اصلي يك فيلم چيست ؟ آيا تنها روايت يك داستان است ؟
مهرجويي: فيلمسازي يك كار هنري است . براي من هدف اصلي يك فيلم ايجاد ارتباط با بيننده و كوشش براي گسترش آگاهي ، درك و فهم آنها از جامعه شان است.
داستان گويي صرف يك كار سطحي است . اين كاري است كه ۹۰ درصد سينماي جهان در زمان حاضر انجام مي دهد . سعي در سرگرم كردن ما . براي من هدف از يك فيلم اين است كه چيزي بگويد نه فقط داستان .
سوال: آيا شما شيوه خاصي براي انتخاب يك خط داستاني در فيلم هايتان داريد؟
مهرجويي : نه من هيچ شيوه خاصي ندارم . روزها و سالها مي گذرد و من معمولا ايده ها و داستانهايم را مي نويسم . سپس وقتي كه مي خواهم يك فيلم جديد بسازم بايد ببينم در چه جايگاهي هستم . من چيزهاي اطرافم و امكاناتي را كه براي چنين فيلمي دارم مي بينم . اين است شيوه اي كه من يك خط داستاني را انتخاب مي كنم يا خودم داستان فيلم را مي نويسم يا با همكاري دوستانم.
سوال: چقدر تركيب مهارت و ايده ها براي ساخت يك فيلم موفق اهميت دارد ؟
مهرجويي: ادبيات منبع خوبي براي تغذيه سينما است، اما خود فيلم چيز مهمي است. نه لزوما اين كه چه كسي داستان را مي نويسد يا داستان چيست؟ شما يك داستان انتخاب مي كنيد و نمي دانيد چه كنيد و يك فيلمنامه بد مي نويسيد . مهم اين است كه پس از انتخاب يك داستان يك فيلمنامه خوب بنويسيد . اين داستان ممكن است توسط شما يا فرد ديگري نوشته شده باشد . من فكر مي كنم يك فيلم ساز خوب فيلمسازي است كه توانايي كارگرداني فيلمنامه را داشته باشد . شما بايد فيلمنامه را به يك فيلم خوب تبديل كنيد.
سوال: در فيلم سنتوريشما طرف تاريك تر جامعه تان را نشان داديد . موضوع سوء مصرف مواد مخدر در اين فيلم پررنگ شده است كه اين در سينماي ايران بي نظير است . آيا مساله اعتياد واقعا در حال نابود كردن جامعه كنوني ايران است؟ چه چيزي شما را بر آن داشت كه اين موضوع را براي فيلم انتخاب كنيد؟
مهرجويي : اعتياد به مواد مخدر هميشه مشكل جدي است ئ دولت سعي دارد كه با اين وضعيت مبارزه كند؛ اعتياد واقعا يك مشكل بزرگ به ويژه درميان جوانان است، من مي خواستم اين مساله را در ميان افراد تحصيلكرده مطرح كنم . وقتي فيلم به نمايش در امد نامه هاي زيادي به من رسيد از كساني كه نوشته بودند اين فيلم كمك كرده حتي سيگار را ترك كنند.
سوال: آيا فيلمهاي شما سياسي هستند ؟ اگر نه پس چگونه است كه ؟چه نوع تعهدات سياسي در كارهاي شما پديدار است ؟
مهرجويي: سياست همه جا هست . به اين معني هر فيلمي يك فيلم سياسي است. من به فيلمهايي با موضوعات سياسي مستقيم مثل سينماي جريان ساز كه سعي مي كند براي يك ايدئولوژي خاص تبليغ كند علاقه ندارم . فكر مي كنم سينما يا هنر ابعاد متفاوتي دارد . سينما شبيه شعر است و شعر نمي تواند ايدئولوژيكي باشد. هنر نبايد ارزش خود را به يك وسيله ساده براي تبليغ نزول دهد.
فراهنگ ۶** ۶۲۰** ۱۵۸۸

آخرین اخبار