تمامي پيامبران بزرگ الهي در دوران ماموريت خود به عنوان بخشي از رسالت خود به مردم وعده داده اند كه در آخرالزمان و در پايان روزگار، يك مصلح بزرگ جهاني ظهور خواهد كرد و مردمان جهان را از ظلم و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بي ديني و بي عدالتي را در تمام جهان ريشه كن مي كند.
سيري كوتاه در افكار و عقايد ملل مختلف مانند: مصر باستان، هند، چين، ايران و يونان و نگرش به افسانه هاي ديگر اقوام مختلف بشري اين حقيقت را به خوبي روشن و مسلم مي سازد كه همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آراء عقايد و انديشه هاي متضادي كه با يكديگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهاني به سر مي برند.
* ايرانيان باستان
ايرانيان باستان معتقد بودند گرزاسپه قهرمان تاريخي آنان زنده است و در كابل خوابيده و صد هزار فرشته او را پاسباني مي كنند تا روزي كه بيدار شود و قيام كند و جهان را اصلاح كند.
گروهي ديگر از ايرانيان مي پنداشتند كه كيخسرو پس از تنظيم كشور و استوار ساختن شالوده فرمانروايي، ديهيم پادشاهي را به فرزند خود داد و به كوهستان رفت و در آنجا آرميده تا روزي ظاهر شود و اهريمنان را از گيتي براند.
نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند كه از مشرق يك نفر برخيزد و تمام قبايل اسلاو را متحد سازد و آنها را بر دنيا مسلط گرداند.
نژاد ژرمن معتقد بودند كه يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام كند و ژرمن را بر دنيا حاكم گرداند.
اهالي صربستان انتظار ظهور «ماركوكراليويچ» را داشتند.
برهماييان از ديرزماني بر اين عقيده بودند كه در آخرالزمان ويشنو ظهور كند و بر اسب سفيدي سوار شود و شمشير آتشين بر دست گرفته و مخالفان را خواهد كشت و تمام دنيا برهمن شود و به اين سعادت برسد.
ساكنان جزاير انگلستان از چندين قرن پيش آرزومند و منتظرند كه ارتور روزي از جزيره
آوالون ظهور كند و نژاد ساكسون را در دنيا غالب گرداند و سعادت جهان نصيب آنها شود.
اسن ها معتقدند كه پيشوايي در آخرالزمان ظهور كرده، دروازه هاي ملكوت آسمان را براي آدميان خواهد گشود.
سلت ها مي گويند: پس از بروز آشوب هايي در جهان، بوريان بور ويهيم قيام كرده، دنيا را به تصرف درخواهد آورد.
اقوام اسكانديناوي معتقدند كه براي مردم بلاهايي مي رسد، جنگ هاي جهاني اقوام را نابود مي سازد، آنگاه اودين با نيروي الهي ظهور كرده و بر همه چيره مي شود.
اقوام اروپاي مركزي در انتظار ظهور بوخض هستند.
اقوام آمريكاي مركزي معتقدند كه كوتزلكوتل نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثي در جهان، پيروز خواهد شد.
چيني ها معتقدند كه كرشنا ظهور كرده، جهان را نجات مي دهد.
زرتشتيان معتقدند كه سوشيانس (نجات دهنده بزرگ جهان) دين را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستي را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.
قبايل اي پوور معتقدند كه روزي خواهد رسيد كه در دنيا ديگر نبردي بروز نكند و آن به سبب پادشاهي دادگر در پايان جهان است.
گروهي از مصريان كه در حدود سه هزار سال پيش از ميلاد، در شهر ممفيس زندگي مي كردند، معتقد بودند كه سلطاني در آخرالزمان با نيروي غيبي بر جهان مسلط مي شود، اختلاف طبقاتي را از بين مي برد و مردم را به آرامش و آسايش مي رساند.
گروهي ديگر از مصريان باستان معتقد بودند كه فرستاده خدا در آخرالزمان در كنار رودخانه خدا پديدار گشته، جهان را تسخير مي كند.
ملل و اقوام مختلف هند، مطابق كتاب هاي مقدس خود، در انتظار مصلحي هستند كه ظهور خواهد كرد و حكومت واحد جهاني را تشكيل خواهد داد.
يونانيان مي گويند: كالويبرگ نجات دهنده بزرگ ظهور خواهد كرد و جهان را نجات خواهد داد.
يهوديان معتقدند كه در آخرالزمان ماشيع (مهدي بزرگ) ظهور خواهد كرد و تا ابدالآباد در جهان حكومت مي كند. او را از اولاد حضرت اسحاق مي پندارد در صورتي كه تورات كتاب ـ مقدس يهود ـ او را صريحا از اولاد حضرت اسماعيل دانسته است.
نصارا نيز به وجود حضرت(ع) قائلند و مي گويند: او در آخرالزمان ظهور خواهد كرد و عالم را خواهد گرفت، ولي در اوصافش اختلاف دارند.
* موعود در آيين اسلام
اسلام به عنوان آخرين و كامل ترين دين از اديان آسماني ، به مساله مهدي موعود بيش از ساير اديان اهميت داده و در تبيين مسايل مربوط به آن اهتمام خاصي ورزيده است.
بر اساس جايگاه مهم مهدي موعود در اسلام است كه همه مسلمانان از هر گروه و فرقه اي بر اين مساله اتفاق دارند كه در آخرالزمان حضرت مهدي (عج) خروج مي كند و بر اين مساله نيز اتفاق نظر دارند كه آن حضرت از نسل حضرت علي (ع) و فاطمه زهرا (س) و نامش نام پيامبر (ص) است.
علاوه بر آيات فراواني كه بر مساله مهدويت در اسلام و ظهور حضرت مهدي (ع) دلالت مي كند، روايات شيعه و سني در اين زمينه بسيار زياد و به حد تواتر رسيده است، به طوري كه كسي نمي تواند درباره درستي آنها ترديد به خود راه دهد.
الف - مهدي موعود در مذهب اهل سنت
در كتاب هاي اهل سنت و جماعت آن قدر روايات درباره مهدي موعود (ع) وجود دارد كه عقيده به آن حضرت از ضروريات ديني مذهبي آنان به شمار آمده است.
به عنوان مثال، درباره اصل موضوع ظهور مصلح جهاني و حضرت مهدي (ع)، ۶۵۷ حديث در كتاب هايي چون صحيح بخاري، سنن ابن ماجه، سنن ابن داود، سنن ترمذي، منتخب كنز العمال، مسند احمد بن حنبل، ينابيع المودة، الصواعق المحرقه و غير آن نقل شده است. كتاب هايي كه درباره حضرت مهدي (ع) نوشته اند و يا روايات مربوط به او را جمع آوري كرده اند، فزون از شمار است.
كتاب منتخب الاثر، بيش از ۶۰ كتاب معتبر اهل سنت را، كه به اين موضوع پرداخته اند نام مي برد، كه برخي از عالمان مشهور و بلند آوازه و نيز اكابر اهل سنت از جمله احمد بن داود، ابن ماجه، ترمذي، بخاري، مسلم، نسايي، بيهقي، ماوردي، طبراني، سمعاني، ابن عساكر، كسايي، ابن اثير، حاكم، ابن جوزي، شارح معتزلي، ابن صباغ مالكي، ابن مغازلي، شافعي، محب الدين طبري و شبلنجي مولفان اين كتاب ها هستند.
از اين رو، برغم اينكه اهل سنت به اصل امامت ـ مانند شيعه ـ اعتقاد ندارند، ولي به خاطر زيادي روايات معتبر مربوط به ظهور حضرت مهدي (عج) و تواتر آنها، اعتقاد به ظهور مهدي نامي از نسل فاطمه (س) از اعتقادات ضروري اهل سنت به شمار آمده است و لذا انكار مهدي موعود را موجب خروج از دين مي دانند.
پرداختن به مساله مهدويت و ظهور مهدي از اهل بيت پيامبر اكرم (ص) و نسل فاطمه زهرا(س)، اختصاص به محدثان اهل سنت ندارد؛ چرا كه بسياري از دانشمندان ديگر سني مذهب نيز به دليل اهميت اين مساله در تفكر ديني اعتقادي به آن توجه كرده و به اظهار عقيده درباره آن پرداخته اند. ابن ابي الحديد معتزلي از متكلمان مشهور سني مذهب و محي الدين عربي عارف نامدار اسلامي از آن جمله اند.
ب - مهدي موعود در مذهب تشيع
انديشه مهدويت و مساله مهدي موعود در مذهب تشيع به دو دليل مهم از جايگاه برتر و حساسيت و جذابيت بيشتري برخوردار است يكي به دليل اصالت مساله امامت و جايگاه اعتقادي آن، كه در فرهنگ ديني اعتقادي شيعه تداوم رسالت است و دوم اينكه طرح مساله مهدويت در شيعه از صراحت، شفافيت و جامعيت بسيار بيشتري برخوردار است به طوري كه همه ابعاد آن و زواياي شخصيتي حضرت مهدي (عج) و چگونگي ظهور و تشكيل حكومت واحد جهاني اسلام توسط آن حضرت به خوبي روشن شده و هيچ گونه ابهامي در آن وجود ندارد.
به بيان ديگر، مساله مهدي موعود در مذهب تشيع مضاف بر آنچه در ديگر اديان و مذاهب معمولا به ذكر كليات بسنده كرده اند، جزييات آن را نيز بيان و تعيين مصداق كرده، مصداق آن را نيز به صورت مستدل و قابل قبولي ارايه كرده است.
در اينجا به برخي از روايات مربوط به حضرت مهدي (ع ) اشاره مي شود. پيامبر اكرم (ص) خطاب به علي (ع ) مي فرمايد: پس از من دوازده امام خواهد آمد، اول آنها تو هستي اي علي و آخر ايشان قائم همان كسي كه بـه لطف خداي متعال بر همه شرق و غرب جهان پيروز مي شود.
امام جواد(ع ) نيز در روايتي خطاب به حضرت عبدالعظيم حسني درباره حضرت مهدي (ع) مي فرمايد: اي ابوالقاسم ! قـائم ما همان مهدي است كه لازم است در غيبت او انتظارش را بكشند و در هنگام ظهورش اطاعتش كنند. او سومين از فرزندان من است.
درباره حتمي بودن ظهورش، رسول خدا (ص) مي فرمايد: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را آن قدر طولاني كند تا مردي از اهل بيتم كه نامش نام من است بيايد و زمين را پس از آن كه از ستمگري و بيداد پر شده بود، از عدل و داد پر كند.
روايات درباره حضرت مهدي (عج) بسيار است و در منابع شيعه نيز مانند اهل سنت و حتي بيشتر از آنها روايات بي شماري كه به قول علامه طباطبايي تعداد آنها از سه هزار روايت بيشتر است از پيامبر (ص) و ائمه (ع) نقل شده است.
تمامي اين اعتقادات از يك حقيقت مسلم حكايت مي كند و آن اينكه اين افكار و عقايد و آرا كه همه آنها با مضمون هاي مختلف، از آينده اي درخشان و آمدن مصلحي جهاني در آخرالزمان خبر مي دهند، نشانگر اين واقعيت است كه همه آنها در واقع از منبع پر فيض وحي سرچشمه گرفته است، ولكن در برخي از مناطق تنها كلياتي از نويدهاي مهدي موعود و مصلح جهاني در ميان ملت ها به جاي مانده است.
برگرفته از حوزه نت
فراهنگ (۲)**۱۸۸۳**۱۵۸۸
