روابط دوستانه آلمان و آمريكا كه شالوده محكم خود را بعد از جنگ جهاني دوم با كمك هاي مالي آمريكا به آلمان در قالب طرح مارشال و حمايت از آلمان غربي در مقابل شوروي پي ريزي كرد، براي هميشه آلمان را مديون آمريكا كرد تا جايي كه اين كشور همگام با ايالات متحده در مبارزه با تروريسم پيش رفت و اكنون نيز يكي از اصلي ترين متحدان آمريكا در اين زمينه به حساب مي آيد.
موضوعات سياسي-امنيتي اساس روابط دو جانبه آلمان و آمريكا را تشكيل مي دهند. در كنار آن بايد اهتمام به آينده خاورميانه، برنامه هستهاي ايران، اتحاديه فرا آتلانتيكي و تقويت سياست امنيتي - دفاعي اروپا را از ديگر محورهاي مشاركت اين دو كشور به حساب آورد.
روزنامه آلماني زبان تاگس اشپيگل با اشاره به سابقه سفرهاي روساي جمهور ايالات متحده به برلين و پيوند ويژه آنها نوشت: در تاريخ شهري كه زماني شرق و غرب آلمان را از هم جدا مي كرد، ديدار دولتمردان آمريكايي از آلمان خاطراتي به جاي گذاشته است. ديدارهاي روساي جمهور آمريكا در طول تاريخ به ويژه در زمان وجود ديوار برلين، مردم اين شهر را بيش از هر واقعه ديگري تحت تاثير قرار داده است. از هلهله و شادي مردم در زمان سفر جان اف كندي گرفته تا هياهوي پرشور تظاهرات عليه رونالد ريگان.
روزنامه ميتل دويچه سايتونگ درباره انتخاب اين زمان براي سفر نوشت: سفر اوباما به برلين در چنين زمان نماديني، يعني به مناسبت پنجاهمين سالگرد خاطره حضور و سخنراني پرشور جان اف كندي در شهرداري شهر شونه برگ، ايراد سخنراني در دروازه براندنبورگ و جمله جاوداني من يك برليني هستم انجام شد. به اين ترتيب اوباما دنباله روي خود را نه نسبت به رييس جمهور پيشين (بوش)، بلكه به رييس جمهور ديگري (كندي) نشان داد. كندي در آن زمان در برلين تقسيم شده به اهالي آلمان غربي قول حمايت نظامي آمريكا را داد و در عوض امروز اوباما از اين سفر انتظار اعلام آمادگي پذيرش مسووليت بيشتر از سوي برلين را دارد.
** تدابير امنيتي شديد در سفر اوباما به برلين
-------------------------------------------
سفر اوباما به آلمان تدابير امنيتي ويژه اي را هم به دنبال داشت. به نوشته روزنامه ولت اين تدابير امنيتي در كنترل ده ها هزار نفر جمعيت براي رابطه رو در روي مردم با رييس جمهور ،ميليونها يورو هزينه براي آلمان به دنبال داشت، چون سخنراني در پشت ديوارهاي شيشه اي نيز اين تجربه را خدشه دار مي كرد.
در آسمان شهر موقتا ممنوعيت پرواز اعلام شد و ميادين مركزي شهر مسدود شدند. حتي غواصان رود اشپري را كنترل كردند و حتي قبل از فرود ايرفورس وان اوباما در برلين، جرثقيل ها نيز تفتيش شدند. گفتني است اير فورس وان يا يكم نيروي هوايي و يا هواپيماي شماره يك نيروي هوايي آمريكا (به انگليسي: Air Force One) عبارتي است كه از سوي كنترلكنندگان ترافيك هوايي خطاب به هر هواپيمايي گفته ميشود كه حامل رييس جمهور ايالات متحده آمريكا باشد.
برنامه خطير و وضعيت فوق العاده محافظت از اوباما، ساكنين شهر را به شدت عصبي كرد به طوري كه براي آنها حتي باز كردن در بالكن منزل يا انتقال زباله ها به خارج از منزل تابو محسوب مي شد. براساس اظهارات يك سخنگوي پليس به كساني كه از اين قوانين تخطي مي كردند به صورت مستقيم هشدار داده مي شد و ساكنين هسته اصلي منطقه امنيتي بايد براي تردد كارت شناسايي همراه داشته و پليس آنها را تا منزل همراهي مي كرد.
** نگاه اوباما به نقش كليدي آلمان در اروپا
-------------------------------------------
بسياري از تحليلگران ضمن توجه به تاريخچه روابط فراآتلانتيكي رو به رشد، انگيزه سفر اوباما به برلين را تحكيم و توسعه روابط برلين-واشنگتن مي دانند. روزنامه ميتل دويچه سايتونگ در ادامه گزارش اين سفر مي نويسد: تايسون باكر (Tyson Barker) كارشناس مسايل فرآتلانتيك از دفتر انديشگاه آلماني برتلزمن واقع در واشنگتن معتقد است دولت آمريكا در دو جبهه از آلمان انتظار ايفاي نقش هاي مهمي را دارد. به عقيده اوباما دولت آلمان بايد سكان قدرت در اروپا را به شكل قوي تري به دست بگيرد تا بتواند بر بحران حاكم در منطقه يورو فائق بيايد. علاوه بر اين واشنگتن اميدوار است كه آلمان در مسايل مربوط به امنيت بين المللي حضور قوي تري داشته باشد.
اوباما در سالهاي گذشته همواره آزردگي خاطر خود را از مديريت بحران در منطقه يورو و سياست رياضتي اعمال شده از سوي آلمان ابراز داشت. رييس جمهور آمريكا از فروپاشي اين واحد پولي كه اقتصاد آمريكا را به ضعف مي كشاند و فرصت انتخاب مجدد او را كمرنگ مي ساخت، بيمناك بود، اما با آغاز دومين دوره رياست جمهوري اوباما ديگر از اظهارات هشدار آميز واشنگتن خبري نيست. رشد اقتصادي آمريكا به ثبات رسيده و خطر فروپاشي منطقه يورو موقتا مرتفع به نظر مي رسد، اما رييس جمهور آمريكا در ديدار خود با آنگلا مركل صدراعظم آلمان قطعا اين سوال را مطرح كرده است كه روند اصلاحات در اروپا در چه شرايطي به سر مي برد. باركر معتقد است براي حل بحران اروپا، از ديدگاه آمريكا، برلين هسته مركزي و عنصر كليدي است.
البته احتمالا اوباما مي داند كه تاثير او در سياست نجات يورو حداقل است، به طوري كه او در سپتامبر ۲۰۱۱ وزير دارايي خود تيموتي گايتنر را به نشست اتحاديه اروپا اعزام كرد اروپايي ها اين سفير آمريكا را نپذيرفتند. به باور استيو زابو مدير انديشگاه آكادمي فرا آتلانتيكي رفته رفته آمريكا و آلمان به شركايي با حقوق برابر تبديل مي شوند.
وي مي گويد البته زماني كه كندي به آلمان سفر كرد، آلمان به حمايت آمريكا وابسته بود و حالا واشنگتن از برلين انتظار ايفاي سهم نظامي خود در برنامه هاي آمريكا را دارد.
** سهم نظامي آلمان در پروژه هاي آمريكايي
--------------------------------------
آلمان كه زماني كانون سابق جنگ سرد براي آمريكا بود حالا به نوعي محور براي حضور نظامي در سطح جهان تبديل شده است و بيش از چهار هزار سرباز آمريكايي در خاك آلمان مستقر شده اند. در پايگاههاي آموزشي ارتش در بايرن سربازان آمريكايي براي جنگ در افغانستان تمرين مي كنند و سربازان زخمي آمريكايي نيزدر بيمارستان نظامي لنداشتول مداوا مي شوند.
اين روزنامه آلماني زبان در ادامه مي نويسد: آلمان به عنوان سومين تامين كننده قواي نظامي در عمليات هندوكش نيز نقش كليدي بر عهده دارد. زابو معتقد است با اين همه، تعهد بين المللي برلين براي آمريكا كافي نيست. به عنوان نمونه آلمان دو سال پيش در مقوله قطعنامه ليبي در شوراي امنيت سازمان ملل، زماني كه اعضاي پيمان ناتو راه را براي استقرار نظامي به منظور حمايت از مخالفان معمر قذافي كه در آن زمان قدرت را در دست داشت هموار مي كردند، دخالتي از خود نشان نداد. اخيرا نيز در بحران سوريه آلمان توانست با عدم ارسال تسليحات به منظور حمايت نظامي از شورش ها كه هدف آمريكا بود، از اين درگيري كناره گيري كند.
** چالش هاي روابط دوجانبه برلين-واشنگتن
--------------------------------------------
اگر چه بسياري معتقد بودند كه سفر اوباما به برلين و سخنراني او در دروازه براندنبورگ، فرصت هاي جديدي را به ارمغان خواهد آورد، زخم هاي كهنه بهبود مي يابند و افق هاي تازه نمايان مي شوند، اما به نوشته روزنامه تاگس شاو كارشناسان سياسي مي گويند روابط بين آلمان و آمريكا بدتر از آن حدي است كه بسياري تصور مي كنند. در گزارش اين روزنامه آمده است: اگر از جان كري و گويدو وستروله وزاري خارجه دو كشور به عنوان عاليترين ديپلمات هاي كشورشان در مورد كيفيت روابط دوجانبه آلمان و آمريكا سوال شود قطعا پاسخي دوستانه و تا حدي بي محتوا را دريافت خواهيم كرد. يكي مي گويد آلمان شريك برجسته اي است و ديگري مي گويد آلمان و آمريكا مايل به تقسيم ارزش هاي مشترك و تقويت روابط دوستانه هستند.
هيدركنلي از مركز استراتژيك و مطالعات بين الملل نيز در مورد اين رابطه مي گويد: اين روابط به وضوح مي تواند بهتر از اين باشد. روابط دو سويه در بحران اقتصادي اروپا دچار خدشه شده و نشان داده است كه آلمان و آمريكا تصورات كاملا متفاوتي براي حل اين بحران دارند و اين يك چالش بزرگ است. دولت اوباما فراموش نكرده است كه آلمان در راي گيري در مورد ايجاد منطقه پرواز ممنوع در ليبي موضع ممتنع اتخاذ كرد كه اين واكنش به زعم واشنگتن عملي كاملا غيردوستانه به حساب مي آيد. باراك اوباما تحمل كناره گيري آلمان در مساله ليبي را نداشت حال آنكه آنگلا مركل صدر اعظم آلمان از جاسوسي آژانس امنيت ملي ايالات متحده آمريكا در آلمان ابراز نارضايتي مي كند.
كنلي تاكيد مي كند: رييس جمهور به صدر اعظم نياز دارد تا بحران رشد اقتصادي آمريكا به مخاطره نيفتد و صدر اعظم براي برنامه محدوده آزاد تجاري فراآتلانتيكي به رييس جمهور نياز دارد.
در كنار انتقاد به تعلل آلمان، آمريكا براي جمهوري فدرال آلمان جايگاه ويژه اي قايل است. زابو تاكيد مي كند كه آلمان از چند ديدگاه به عنوان الگو قلمداد مي شود. اتاق فكر بروكينز در ماه مي امسال قدرت اقتصادي آلمان را با عنوان معجزه جهاني ياد مي كند. اوباما نيز همواره از آلمان به عنوان مثال مثبتي مثلا در حوزه انرژي هاي تجديد پذير ياد مي كند. فوريه سال جاري نيز رييس جمهور آمريكا در مقابل ميليونها تماشاگر تلويزيون آموزش فني حرفه اي عملي توليد آلمان را مورد ستايش قرار داد.
** كاريزما و فريبكاري براي فرار از مسووليت
------------------------------------
يكي از برنامه هاي مهم سفر اوباما به برلين سخنراني او در دروازه براندنبورگ برلين بود كه بسياري از تدابير امنيتي نيز به همين خاطر انديشيده شده بود. روزنامه تاگس شاو و وبسايت شبكه تلويزيوني ان.تي.وي. با طرح محور سخنراني اوباما و محتواي قابل انتظار آن نوشتند: بسياري از ناظران پيش از سخنراني اوباما معتقد بودند كه وي با ايراد يك سخنراني تاريخي با اشاره به گذشته روابط، افق هاي آتي مناسب خود را از نظر خواهد گذراند، زيرا آلمان به عنوان موتور قدرت اقتصادي اروپا اهميت تعيين كننده اي حتي براي آمريكا خواهد داشت و در چند سال يا حداكثر چند دهه آينده مشخص خواهد شد كه با چنين كشوري نبايد مشكل داشت و وقت آن رسيده است كه گمراهي هاي فراآتلانتيكي كنار زده شود.
وبسايت شبكه ان.تي.وي. در مقاله اي با طرح اين سوال كه آيا مي توان در مقابل چنين مردي بد بود نوشت: آلمان همه خطاهاي اوباما را مي بخشد. اوباما در سفرش به بخش كمي از اهداف مورد انتظارش در آلمان دست يافت. او كمتر از مسايل جديد خبر داد، با اين وجود حتي افرادي كه چندان چيزي از سخنراني او نمي فهمند برايش هورا كشيدند.
اين روزنامه در ادامه تصريح مي كند: اين يك حقه رتوريك (سخن پردازي) قديمي است كه يك سخنران به واسطه آن مخاطب را به خود جلب مي كند: او كت خود را در مي آورد و اعلام مي كند، آنقدر احساس خوبي دارم كه ميتوانم كتم را در بياورم و آدم مي تواند در بين دوستانش راحتتر باشد. اين ايجاد جو مطلوب باعث شد كه جمعيت حاضر با شادي شبيه شادي پس از زدن گل در فوتبال، براي اوباما ابراز احساسات كنند.
** سحر سخنوري
-----------------
جالب اينجاست كه بسياري از حضار به تاسي از اوباما، كت شان را در آوردند. اين درحالي است كه بسياري از مردمي كه با پلاكاردهايي براي اعتراض به باراك اوباما و سياست هاي آمريكا به اين ميدان آمده بودند و خواهان پاسخگويي وي بودند، چنان از سخنان وي به وجد آمده بودند و مسحور حركات اوباما شدند كه نه تنها شعاري عليه وي نداند بلكه عليرغم نفهميدن سخنان اوباما به تشويق بيشتر وي ترغيب شدند.
مقاله اين شبكه مي نويسد: به نظر مي رسد كه آلماني ها هنوز هم اوباما را دوست دارند، گوش به حرف او هستند و او را مانند يك ستاره پاپ ارج مي نهند، كاري هم ندارند كه اوباما اينترنت را كنترل مي كند يا به كشتار هدفمند مظنونين به ترور روي مي آورد و زندان ضد حقوق بشري گوانتانامو را كماكان باز نگه داشته است. حداقل مي توان گفت كه جمعيت حاضر در دروازه براندنبورگ برلين مايل نبودند وقتي اوباما پشت تريبون سخنراني مي كند به اين مسايل فكر كنند.
يك دانش آموز آلماني هيجان زده مي گفت ما قدرتمندترين مرد دنيا را ديديم و براي مردم حاضر انتظار سه ساعته در گرماي شديد ارزش داشت. هر سال دهها ميهمان دولتي به برلين مي آيند ولي سفر اوباما به برلين يك رويداد واقعي مانند يك كنسرت يا مراسم ورزشي بود.
اوباما مي داند چطور از نفوذش استفاده كند. او همه استعداد سخنوري خود و همه كاريزمايش را به كار مي بندد تا آلماني ها را به دنبال خود بكشاند. مثلا مركل به مساله بحران يورو، با ذكر مسايل دقيق و جزييات پاسخ مي دهد و از توانايي رقابت و قيمت انرژي صحبت مي كند ولي اوباما مي گويد: همه ما خواهان مساوات هستيم، همه ما دنيايي مي خواهيم كه هر كس در آن به فرصت هاي خودش دست يابد. اينها لفاظي هاي سياسي است و نه زورآزمايي سياسي.
آلماني ها از اين سخنراني اوباما مانند سخنراني پنجاه سال پيش كندي ابراز خرسندي مي كنند. در جايي كه سياست مركل قدم به قدم و با احتياط پيش مي رود آلماني ها با وجود همه پاس كاري هاي سياسي و همه ترديد ها، از اينكه باز هم از كليتي همه جانبه مانند اظهارات پرزيدنت در مورد بهتر كردن جهان، فرصت نسل هاي آتي و نگارش مجدد تاريخ سخن به ميان آورده مي شود رضايت دارند.
اين سخنراني سياسي انتظارات براي شنيدن نويدهاي جديد در خط مشي سياست خارجي در رابطه با مناسبات فراآتلانتيكي را به ياس تبديل كرد و براي تحليلگران سياسي نيز چيز جديدي در بر نداشت. البته اوباما اشاره كرد كه وي در راه سفر خود به همراه خانواده اش به برلين آمده و وعده يك سخنراني ديگر را داد.
رييس جمهور آمريكا تلاش كرد دست خالي و كاستي هاي موجود در سخنراني خود را با مطرح كردن كاهش كلاهك هاي هسته اي آمريكا تا يك سوم جبران كند كه البته طرح اين موضوع مبهم بود، زيرا وي روشن نساخت كه آيا بحث بر سر خلع سلاح است يا خير.
پژوهش**۹۲۹۲**۹۱۳۰**۹۲۴۱
