روابط عمومي در دنياي امروز، فارغ از اينكه به نوعي علم و شاخه آكادميك محسوب مي شود، به علت ماهيت كاري، حوزه هاي ديگر را كه خود داراي جايگاه مستقل و كاركرد متفاوتي نيز هستند، دربرمي گيرد.
اطلاع رساني و تبليغات كه خود گستره اي جدا و متفاوت با حوزه روابط عمومي است به خاطر نگاه سنتي مديريت بالادست، در اين زمره جاي مي گيرد.
نگاه سنتي و غير علمي يادشده نزد مديران بالادستي سبب شده كه بعضا افراد ناآگاه و بيگانه با اين عرصه در كرسي مسووليت روابط عمومي ها و عرصه اطلاع رساني و تبليغات جاي گرفته و فعاليت مجموعه هاي منظور از خروجي آنها منعكس و نتايج عكس را برايشان به بار مي آورد.
به عقيده بسياري از صاحبنظران، نمونه بارز قرار گيري اشتباه افراد نابلد و بيگانه بخصوص با حوزه رسانه ها و مطبوعات در مجموعه روابط عمومي عرصه سينماست.
دولت و مديريت فرهنگي كشور طي ساليان اخير با اختصاص بودجه مناسب و پيگيري برنامه هاي خرد و كلان، همواره كوشيده خروجي را متناسب با خواست فعالان و مخاطبان اين عرصه تنظيم و ارايه كند، اما انعكاس اين روند از مجاري يا بهتر عنوان شود «گلوگاه» روابط عمومي با رويكرد «انحصار گرايي» و «محروم سازي» بسياري از تربيون ها و رسانه ها، حق تلاش يادشده را به هيچ عنوان ادا نكرده است.
اصرار بر تداوم اين رويكرد در عرصه يادشده و اتخاذ شيوه هاي رفتاري غير علمي و تخصصي براي تعامل با اهالي رسانه و مطبوعات و به تعبيري «يارگيري» افراد غير موثر و مبتدي در رسانه هاي به اصطلاح منتقد با پيش فرض همراه سازي آنها براي برجسته سازي امور غير مرتبط با رويكرد كلان دولت در عرصه فرهنگ بخصوص سينما، اين حوزه را با دردسرهاي فراواني در اين سالها روبه رو ساخت.
حضور افراد نابلد در روابط عمومي مجموعه هاي يادشده و اعمال رويكرد مورد اشاره سبب رويگرداني بسياري از رسانه ها و مطبوعات و انعكاس ناقص فعاليت و دستاوردهاي دولت و مديريت فرهنگي كشور در اين سال ها شد.
بيشترين زيان از حضور عده يادشده در حوزه روابط عمومي ها را سينما در اين سال ها ديد و انبوه تلاش مديريت و فعالان و هزينه هاي صرف شده در بخش هاي مختلف هنر هفتم با لكنت ايجاد شده در عرصه اطلاع رساني و تبليغات روبه رو و نتايج به ببار آمده، بعضا به تخريب اين روند منجر شد.
به باور كارشناسان، تنها برنده از قبل حضور اين عده در كرسي روابط عمومي نهادهاي يادشده، برخي افراد منتسب به تربيون هاي به ظاهر منتقد كه به قصد سهم خواهي و ايجاد رانت به مجموعه هاي منظور نزديك شدند، بود.
اكنون كه دولت در پايان خدمتگذاري قرار دارد، همين افراد با تغيير چهره در قامت منتقد مديريت فرهنگي ظاهر شده و به تعبيري براي «بستن» با مديريت بعدي خيز برداشته اند.
غافل از اينكه امضاي افراد منظور در پاي كارهاي ارايه شده به زعم ايشان ولو ضعيف، در حافظه بلندمدت فعالان و عرصه سينما ثبت شده است.
بسياري از صاحبنظران معتقدند كه ظهور و بروز اين طيف «رند»، حاصل نگاه سنتي و غير علمي مديريت بالادستي براي گماردن افراد ضعيف و به ظاهر مطيع كه نتيجه حضورشان انعكاس ناقص و بعضا عكس در جهت تلاش انجام شده در اين حوزه بوده است.
بنابراين برطرف كردن خلا ايجاد شده از حضور اين عده در حوزه هنر هشتم عرصه فرهنگي بخصوص سينما و بستن رخنه «شارلاتانيسم» رسانه از پيكر مجموعه روابط عمومي - مديريت هنر هفتم بر دست اندركاران مفروض است.
فراهنگ(۵) ** ۱۹۸۳ ** ۱۰۷۱
