بهار در گفتمان رادمرد بهاري
کدخبر : 80709818(3385747)
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۴/۰۲
زمان مخابره : ۱۱:۵۹
سرویس خبر : سياسي- ساير-
تهران- «بار ديگر خاطره ميلاد بهار را در انتظار آمدنش مرور مي‌كنيم و مشام جان را از عطر خوش يادش پر مي‌سازيم كه نسيم كويش و شكوفه‌زار رويش، بوي بهار مي‌دهد.»

به گزارش گروه فضاي مجازي ايرنا، اين مطلب بخشي از يادداشت «بهمن شريف زاده» با عنوان «بهار در گفتمان رادمرد بهاري» است كه در روزنامه ايران منتشر شده است.
متن كامل اين يادداشت به شرح زير است:

سلام بر بهار انسان‌ها و خرمي دوران‌ها
وقتي يادش مي‌كني، دل هميشه خزانت به سبزي مي‌گرايد و بهاري مي‌شود كه خزان را در او راهي نيست. چه توصيف زيبايي است بهار خواندن او كه بهار، حيات است و زيبايي، نشاط است و بالندگي و اينها همه وصف اوست كه بهانه ماندن است و آرزوي شيرين شكفتن. درود بر رادمردي كه با بازخواني واژه دلنشين بهار، كام جانمان را با ياد بهار هستي شيرين كرد و گفتمان انقلاب اسلامي را گفتمان بهار ناميد كه انقلاب خميني بزرگ از آغاز، تعريفي جز نهضتي مستمر تا ظهور مهدي نداشت و استمرار نهضت جز با توجه پيوسته به او كه مظهر بيكران همه خوبي‌ها است، ناممكن است. احمدي‌نژاد پاك و صميمي به خوبي دريافت كه رمز بقاي نهضت، اميدواري است و اميد، جز با نظر به افق تابناك ظهور و اعتقاد به آمدن بهار، ممكن نيست. آري، آينده روشن را با نويد ظهور خورشيد مي‌توان به باور نشاند و طراوت و شكوفايي را با زمزمه بهار. اميد، بدون باور به بار نمي‌نشيند و جهان انساني را فقط با باور مي‌توان اميدوار ساخت. آنها كه جز خزان و زمستان را براي جهان باور ندارند، از اهالي نهضت خميني نيستند. ياران امام، دل به بهار هستي خوش داشته‌اند و اميدي به استحكام كوه و بلندي آسمان دارند. آنها نيك باور دارند كه تنها با توجه به انسان كامل است كه مي‌توان به استعداد و ظرفيت انسان‌ها ايمان آورد و فقط با چنين ايماني مي‌توان به بهشت جهان اميدوار بود كه جهان جز با شكوفايي استعداد بي‌اندازه انسان‌ها بهشت نمي‌شود و شكوفايي باطن آدمي بدون معرفت به استعدادش ممكن نيست. اين معرفت به بهار است كه بشر را با استعداد بيكران خويش آشنا مي‌سازد و چشمش را بر جهان نهفته در درونش بينا مي‌سازد و بدون آن، فرصت شكوفايي از دست مي‌رود و پژمردگي حاصل مي‌شود كه آن كه بدون شناخت امام زمان خويش بميرد، در جاهليت مرده است؛ زيرا خود را نشناخته و قدر و قيمتش را ندانسته است. آنچه به باور دكتر احمدي‌نژاد كه به درستي مي‌توان گفتمان بهارش خواند، تشخص دارد، تكيه و تاكيد او بر توجه به انسان كامل براي آغاز و استمرار شكوفايي است. سرگشتگي ناشي از سكولاريزم، مانع از شكوفايي استعدادهاي بيكران انسان مي‌شود و او را از دريافت جهان بزرگي كه در درون دارد، باز مي‌دارد. او را در چاه تاريك ماترياليزم نگاه داشته و اميدش را از فرداي بهتر سلب مي‌سازد، اما توجه به انسان كامل، توجه به بالاترين نقطه اوج انسان است، توجه به زيبايي، مهرباني، عشق، عدالت، علم و همه خوبي‌ها است و با اين توجه، بشر به قيمت خويش پي مي‌برد و پس از اين آگاهي است كه توان پي‌ريزي تمدني را كه شايسته آن است، پيدا مي‌كند. بيهوده نيست كه دكتر براي همه مردم جهان از انسان كامل و بهار هستي سخن مي‌گويد. او مي‌داند كه همه مردم جهان، واجد ظرفيت بيكران هستند و براي شناخت ظرفيت خود بايد به مظهر كمال انساني توجه كنند. آنگاه كه بفهمند انسان كامل، انساني است كه عشق و عدالت در وجودش تجلي بي‌اندازه دارد و سراسر، عزت و عظمت و مهرباني است، ارزش‌هاي نهفته در خود را يافته و به حركت در مي‌آيند. انسان كامل براي آن‌ها همچون چراغي مي‌شود كه از تاريكي مادي‌گرايي نجاتشان داده و به روشنايي رهنمون مي‌شود. احمدي‌نژاد فرياد كرد كه اي همه انسان‌ها! فقط با نگاه به امام است كه مي‌توانيد به ظرفيت خود پي ببريد، يعني وقتي به انسان كامل كه آينه تمام‌نماي كمالات خدا است، نگاه كرديد، مي‌فهميد كه انسان مي‌تواند همه كمالات خداوندي را به صورت بيكران و بي‌اندازه در خود منعكس سازد. نكته ديگر آن‌كه در اين نگاه، فرآيند جهان رو به رشد و كمال است، چرا كه اولاً اقتضاي حركت،‌شكوفايي و تكامل است و ثانياً بهار هستي، آخرين ذخيره خداوندي است كه آمدنش، قابليت مي‌خواهد و علت غياب او از ديدگان، فقدان همين قابليت بوده است، پس تا وقتي جهان قابليت نيابد، خورشيد وجودش ظهور نمي‌كند و حقيقت بهاري‌اش نمي‌آيد. اين امتياز است كه گفتمان احمدي‌نژاد را مشحون از اميد مي‌سازد و دل‌ها را بهاري مي‌كند و هم از اين‌رو است كه وقتي لب مي‌گشايد و از بهار هستي برايت مي‌گويد، زنده مي‌شوي، جان مي‌گيري، بهاري مي‌شوي.
آه اي كبوتر حَرَم! با ناله‌هاي صبحدم
بخوان كه هاي و هوي تو بوي بهار مي‌دهد
براي من كه جز خزان نديده‌ام در اين جهان
بهشت آرزوي او بوي بهار مي‌دهد
سيام**

آخرین اخبار