«پرويز پرستويي»؛ بازيگر لحظات ناب سينماي ايران
کدخبر : 80708486(3384019)
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۴/۰۱
زمان مخابره : ۱۳:۱۳
سرویس خبر : فرهنگی- سینما - تئاتر - تلویزیون-
تهران - بازيگران بسياري در دهه هاي مختلف در سينماي ايران حضور يافته اند كه از ميان آنها فقط برخي به ماندگاري و محبوبيت رسيده اند و بدون شك «پرويز پرستويي» يكي از شاخص ترين آنها است.

اين بازيگر توانا، دوم تير سال ۱۳۳۴ در كبودرآهنگ همدان متولد شد و پس از كوچ به تهران، همراه با خانواده در سه سالگي در جنوب پايتخت ساكن شد.
وي بواسطه علاقه به تعزيه به مرور به سمت اين سبك از نمايش كشيده شد و در اين باب به فعاليت پرداخت.
پرستويي در نوجواني كلاس هاي آموزش بازيگري را پشت سر گذاشت و در ۱۷ سالگي و پس از آشنايي با بهزاد فراهاني به عضويت گروه تئاتر «كوچ» درآمد.
گروهي كه نمايش هاي بسياري را به صحنه برده و تجربيات گرانبهايي را نصيب پرستويي جوان كرد.
«ديار عاشقان» ساخته حسن كاربخش نخستين فيلم سينمايي پرستويي بود كه در آن خوش درخشيد و جايزه بهترين بازيگر نقش اول جشنواره نوپاي فيلم فجر را از آن خود كرد.
فيلم قصه جوان ورزشكاريست كه كاملا با فضاي جبهه و جنگ بيگانه بوده، اما با حضور اجباري در آن، به شناخت تازه اي از خود و محيط پيرامون آن مي رسد.
مجيد جوانمرد از فيلمسازان نسل جوان پس از انقلاب كه علاقه خاصي به سينماي وسترن بويژه كارهاي سام پكين پا داشت، نخستين فيلم سينمايي خود با عنوان «شكار» را با شركت پرستويي و خسرو شكيبايي در همين حال و هوا ساخت كه به علت پرداخت نو و تازه، مورد استقبال همگان قرار گرفت.
وي در نقش يك راننده تريلر كه با فردي انقلابي همراه مي شود، فوق العاده ظاهر شد و بازي رواني را ارائه كرده است.
وي پس از آن در چند فيلم ديگر مانند «حكايت آن مرد خوشبخت» و «مار» نيز به ايفاي نقش پرداخت كه جزو آثار خنثي كارنامه او محسوب مي شوند.
پرستويي در دهه هفتاد به مانند يك پرنده شكاري اوج گرفت و جمعي از بهترين فيلم هاي سينماي ايران را به كارنامه خود افزود.
پرستويي در «آدم برفي» ساخته داود ميرباقري كه قرباني سليقه ها شد و چند سالي از اكران دور ماند، نقش يك لمپن تمام عيار به نام «جواد كولي» را روي پرده سينما جان بخشيد.
موجودي با دو شخصيت متفاوت كه گاه مخاطب را به دلسوزي و گاه نفرت وامي دارد.
«ليلي با من است» ساخته كمال تبريزي به عنوان اولين فيلمي كه اندكي پا را از خطوط قرمز سينما فراتر گذاشت و با جبهه و جنگ شوخي كرد، بسيار مديون بازي درخشان پرستويي است.
وي با يك «تايمينگ» مناسب كه در كمدي هاي موقعيت اصل مهمي به حساب مي آيد، شخصيت درخشاني را شكل داد كه تماشاگران را به شدت مي خنداند.
آن هم نه خنده اي از جنس لودگي هاي مرسوم، بلكه خنده اي ناشي از تماشاي يك كمدي درخشان و پر از ظرافت. اين بازي درخشان نخستين سيمرغ بلورين نقش اول را براي پرستويي به ارمغان آورد كه از هر جهت شايستگي آن را داشت.
سال هاي ۷۶ و ۷۷ را مي توان سالي بسيار موفق براي پرستويي دانست، زيرا در اين سالها وي با فيلم هاي «رواني» ساخته داريوش فرهنگ، «آژانس شيشه اي» اثر ابراهيم حاتمي كيا و «مرد عوضي» ساخته محمدرضا هنرمند گيشه ها را تسخير كرد و توجه عميق نويسندگان سينمايي را نيز به خود جلب كند.
«آژانس شيشه اي» به عنوان يكي از بهترين نمونه هاي سينماي سياسي، بازي هاي فوق العاده تاثيرگذاري دارد كه در اين ميان بازي پرستويي همچون نگيني بر تارك آن مي درخشد.
شخصيت «حاج كاظم» كه بعدها در برخي فيلم هاي ديگر حاتمي كيا نيز تكرار شد، با بازي حسي و درگيركننده پرستويي به شخصيتي ماندگار در تاريخ سينماي ايران تبديل شد و به شدت مورد توجه مردم قرار گرفت.
اوج بازي او را مي توان در سكانس داستان گويي او در آژانس براي شاهدان ماجرا مشاهده كرد.
اين بازي درخشان سرانجام دومين سيمرغ بلورين نقش اول را براي پرستويي به ارمغان آورد.
«آب و آتش» ساخته فريدون جيراني نيز از جمله فيلم هاي خط قرمزي سال هاي پاياني دهه هفتاد است كه پرستويي در آن ظاهر شد و يكي از بدترين نقش آفريني هاي عمر خود را در آن ارائه كرده است.
شخصيت نويسنده اي كه متهم به قتل همسر خود شده از هر لحاظ با فيزيك اين بازيگر دوست داشتني تناسب نداشته و به همين خاطر نيز با موفقيت روبرو نشد.
موفقيت هاي پرستويي در عرصه بازيگري در دهه هشتاد نيز در مقياسي كوچكتر ادامه داشته و به فيلم هايي همچون «بيد مجنون»، «كافه ترانزيت» و «ديوانه اي از قفس پريد» ختم شد.
در «كافه ترانزيت» وي در نقش رستوران داري ترك زبان كه روي همسر برادر تازه درگذشته اش تعصب خاصي دارد،حضوري نسبتا موفق داشته و از پس اداي ديالوگ ها به زبان تركي به خوبي برآمده است.
اما «بيد مجنون» كه سومين سيمرغ نقش اول را براي او به همراه آورد، حكايت ديگريست.
وي در نقش استاد دانشگاه كه در كودكي نابينا شده و در ميانسالي با عمل پيوند قرنيه دوباره بينا شده، حضوري غافلگيركننده و تاثيرگذار داشته و تماشاگر با تمام وجود آن را درك مي كند.
وي در «پاداش سكوت» ساخته مازيار ميري كه براساس داستاني كوتاه از كتاب «من قاتل پسرتان هستم» نوشته احمد دهقان ساخته شد، جلوه غريبي داشت و بازي به شدت تاثيرگذاري را ارائه كرده است.
پرستويي در نقش يك كهنه سرباز زمان جنگ كه به ضرورت جنگ و براي نجات جان ديگران سربازي زخمي را از بين برده، بازي متفاوتي را در قياس با ديگر نقش هاي جنگي خود ارائه كرد و از نقاط قوت فيلم به حساب مي آيد.
پرستويي در ديگر فيلم ميري به نام «كتاب قانون» نيز تجربه نويي را پشت سر گذاشت و در يك نقش بلند و چند نقش كوتاه، بازي شيريني را ارائه كرد و تاثير عميقي روي فيلم برجاي گذاشت.
پرويز پرستويي علاوه بر نقش هاي سينمايي، در عرصه تلويزيون نيز فعال بود و در مجموعه هايي همچون «رعنا»، «امام علي(ع)»، «آپارتمان»، «زير تيغ» و «آشپزباشي» حضور يافت كه در اين بين بازي او در «زير تيغ» ساخته محمدرضا هنرمند تاثير عميقي دارد.
سامان سالور هم پس از ساخت چند فيلم تجربي در رويكرد تازه به سينما، «سيزده ۵۹» را با نگاهي متفاوت به جنگ ساخت.
پرستويي براي ايفاي نقش يك جانباز چندين سال در كما مانده زحمت بسيار به خرج داده و باورپذيري آن را به شدت افزايش داد.
اما فيلمنامه اين فيلم بواسطه حفره هاي بسيار موجود، نتيجه دلخواه پرستويي را كه تهيه كنندگي مشترك فيلم را نيز برعهده داشته، رقم نزد.
اين اتفاق به شكلي ديگر در «من و زيبا »ساخته فريدون حسن پور نيز رخ داد و رويه جذاب نقش، وي را به ايفاي آن فراخواند اما نتيجه كار كاملا با آنچه كه در ذهن سازندگان بوده تفاوت دارد.
اما با همه اينها پرويز پرستويي همچنان بازيگر مهم و تاثيرگذاري براي سينماي ايران است كه كاركردي نزديك به يك ستاره فوتباليست در سطح اول فوتبال جهان دارد؛ بازيكني باهوش كه كمتر دويده اما در يك لحظه با بهره گيري از هوش و بازيخواني مي تواند نتيجه بازي را رقم بزند.
كاري كه پرستويي چندين بار آن را به انجام رسانده و همچنان توانايي آن را از دست نداده و منتظر لحظه اي طلايي براي اثبات دوباره آن است.
فراهنگ(۵) ** ۹۲۶۶م.ج ** ۱۰۷۱

آخرین اخبار