به گزارش گروه فضاي مجازي ايرنا، اين مطلب بخشي از يادداشت محمد منصوري بروجني با عنوان «پيام ۲۴ خرداد، رجعت شكوهمند احمدي نژاد» است كه در پايگاه اطلاع رساني فرارو منتشر شده است.
متن كامل اين يادداشت به شرح زير است:
اينك در ميان برخي اصولگرايان اين تحليل در حال دست به دست شدن است كه يكي از علل شكست ما حمله گاه و بيگاهمان به جريان انحرافي و نقد وقت و بيوقتمان به دولت بوده است. آنها معتقدند از لشكر فرضي جريان انحرافي شكست خورده اند. آنقدر وقت خود را صرف مشايي كردند كه از اصلاحطلبان غافل شدند.
اين زمزمههاي خوشبينانه كه تلاشي براي كاستن از ابعاد شكست بيست و چهارم خرداد و ناديده گرفتن لطف بزرگ پديده جريان انحرافي براي استمرار حيات جمعي از اصولگرايان در انتخابات مجلس نهم است، البته در خود پيامي مستتر دارد: احمدينژاد هر چه قدر برايمان بد بود، بدتر از اصلاحطلبان نبوده.
اين يك بعد ماجراست، بعد ديگر ماجرا آن است كه اصولگرايان براي نخستين بار انتخابات بدون احمدينژاد را طي ۱۱ سال گذشته تجربه كردند و در همان يك تجربه باز هم شكست خوردند. آنها درست مثل انتخابات ۷۶، ۷۷، ۷۸ و ۸۰ شكست خوردند. وقتي با نوميدي تمام به انتخابات مينگريستند، يكي از اعضاي جمعيت ايثارگران تابلوي آبادگران را بلند كرد و با به ميدان آوردن چهرههاي جديد روح تازهاي در كالبد فرسوده و پير جناح راست دميد. او خيلي زود به پاداشش رسيد و با پيروزي اين فهرست تازه، مرد پشت پرده آن، يعني محمود احمدينژاد به شهرداري تهران رسيد.
عملكرد نسبتا موفق وي در دوره كوتاه تصدي اش تا انتخابات مجلس هفتم سبب اقبال نسبي تهرانيها به جريان نوظهور آبادگران شد. احمدينژاد آن تابلو را براي مجلس هفتم هم علم كرد و مجلس را هم فتح كرد. در انتخابات رياست جمهوري تن به ساز و كار پيشنهادي ناطق نداد، چه اين كه گمان ميكرد اگر خود وارد صحنه نشود، اصولگرايان شكست خواهند خورد و حدسش هم درست بود. بدون احمدينژاد شانس به قدرت رسيدن اصولگرايان كم بود.
احمدينژاد كه به قدرت رسيد سدهاي انتخابات يكي پس از ديگري و عمدتا بدون رقيب جدي بازشكسته شد. مجال سخت، انتخابات ۸۸ بود. هر كس ديگري مثل احمدينژاد در انتخاباتي دومرحلهاي كه حضور در دور دوم آن هم كم اما و اگر نداشت به رياست جمهوري ميرسيد، بايد انتظار چنين لحظات سختي را ميكشيد. خاصه آن كه اقداماتش طي ۴ سال رياست جمهوري اجماع نخبگاني را هم عليه وي كرده بود. ميرحسين موسوي از موضعي وارد بازي انتخابات شد كه توانست بخش قابل توجهي از فعالان اصولگرا را نيز با خود همراه كند. شكست احمدينژاد حتمي بود، اما او توانست با بهرهبرداري از بخش خاكستري تاريخ نظام به سود خود، تلافي شكار ميرحسين از سبد راي خود را كند: ميرحسين از اصولگرايان راي گرفت، احمدينژاد از خاموشها و شناورها. اين شاهكار انتخاباتي احمدينژاد بود كه البته آنچه حشمت الله فلاحت پيشه، اصولگراي سابقا نماينده مجلس، «مهندسي انتخابات» ميخواند براي او هزينههايي هم داشت.
اما پس از اين شاهكار، ستاره اقبال او رو به غروب رفت. اصولگرايان مست از قدرت به احمدينژاد پشت كردند و در انتخابات بيرقيب مجلس پيروز ميدان بودند. حالا وقتي در سال ۹۲ با حضور نيمبند جريان رقيب، دوباره مثل ۱۶ سال قبل غافلگير شده اند، هيچ بعيد نيست فوبياي قديمي انتخابات به سراغ آنها بيايد. آنها تنها يك مرد انتخاباتبر ميشناسند و آن كسي نيست جز محمود احمدينژاد. ۲۴ خرداد ۱۳۹۲، نقطه عطف ديگري در حيات سياسي اين سياستمدار سختكوش سمناني است. شكست اصولگرايان باعث خواهد شد تا سردوشيهاي ژنرال انتخابات با عزت و احترام به او باز گردد.
سيام(۱)**۱۶۴۷
