تهران - وقتي به دست نوشته هاي عرفاني شهيد مصطفي چمران نظر مي افكنيم، ‌به عمق بينش، درك وسيع و ابعاد شخصيتي اين فرمانده شجاع جنگ تحميلي پي مي بريم.

به گزارش ايرنا، ۳۱ خرداد سالروز شهادت دكتر چمران بنيانگذار ستاد جنگ هاي نامنظم در جنگ ايران و عراق است، وي پيش از انقلاب، انجمن اسلامي دانشجويان آمريكا را پايه ريزي كرد، سپس به لبنان ‌رفت و در آنجا به همراه امام موسي صدر سازمان امل را تشكيل داد.
همزمان با وقوع انقلاب پس از ?? سال به ايران باز گشت و پس از آموزش نيروهاي سپاه، به معاونت نخست‌ وزيري دولت موقت در امور انقلاب منصوب شد.
بعد از موفقيت در پاوه ‌امام خميني(ره) مسئوليت وزارت دفاع را به وي ‌سپرد. از ديگر مسئوليت ‌هاي او مي‌توان به نمايندگي تهران در اولين دوره مجلس شوراي اسلامي و نماينده امام راحل در شوراي عالي دفاع اشاره كرد.
دكتر چمران با شروع جنگ به اهواز رفت و ستاد جنگ‌هاي نامنظم را بنيان گذاري كرد، از ديگر كارهاي مهم وي، ايجاد هماهنگي بين نيروهاي ارتش، سپاه و نيروهاي داوطلب مردمي بود كه در منطقه حضور داشتند.
وي در سي و يكم خرداد ماه ???? در مسير دهلاويه - سوسنگرد براثر اصابت تركش خمپاره به پشت سرش به شهادت رسيد.
پس از شهادت، دست نوشته هاي زيادي از او كشف شد كه درطول ساليان اقامت در آمريكا، لبنان و بازگشت به ايران نگاشته شده بود.
اين دست نوشته ها ابعاد جديدي از شخصيت و تفكر دكتر چمران را براي همگان روشن كرد،‌ سبك نگارش اين دست نوشته ها بيشتر به صورت عرفاني و عاشقانه است كه در بعضي قسمت ها داراي سوز عميق وشكننده اي است كه نشان دهنده عمق بينش و درك وسيع دكتر چمران مي باشد.

**چند خاطره از دكتر چمران
- شهيد چمران به روايت همسرش
بناي ازدواجم با مصطفي، عشق او به ولايت بود، دوست داشتم دستم را بگيرد و از اين ظلمات و روزمرگي بيرون آورد، همين مباني بود كه مهريه ‌ام را با بقيه مهريه‌ها متفاوت كرده بود، مهريه‌ ام قرآن كريم بود و تعهد از داماد كه مرا در راه تكامل و آشنايي با اهل‌بيت (ع) و اسلام هدايت كند، در شهر صور (لبنان) اين ازدواج نخستين ازدواج با چنين مهريه اي بود.

- يادم هست وقتي در لبنان بود، در يكي از سفرهايي كه به روستاها مي رفت، همراهش بودم، داخل ماشين، هديه اي به من داد، اولين هديه اش به من بود، هنوز ازدواج نكرده بوديم.
خيلي خوشحال شدم، همانجا آن را باز كردم، ديدم يك روسري قرمز با گلهاي درشت است.
جا خوردم اما او لبخند زد و با مهرباني گفت: بچه ها دوست دارند شما را با روسري ببينند.
از آن زمان روسري سر كردم اما مي دانستم بچه ها به مصطفي خرده مي گيرند كه چرا شما خانمي را كه حجاب ندارد به موسسه مي آوري اما او مي گفت: اينطور كه شما فكر مي كنيد نيست، ايشان مي خواهند از شما حجاب را ياد بگيرند، انشاءالله خودمان به او ياد مي دهيم.
او نگفت، من حجابم درست نيست همين رفتار روي من تاثير فراوان گذاشت، او مرا مانند يك كودك گام به گام جلو برد و با اسلام آشنا كرد.

** دكتر چمران به روايت دوستانش
- يك استاد داشتيم كه اصرار داشت، همه دانشجوها بايد كراوات بزنند، تهديد هم كرده بود كه اگر سر امتحان كراوات نزده باشيد، نمره كم مي كنم ولي مصطفي اصلا برايش مهم نبود براي همين خيلي راحت بدون كراوات سر جلسه آمد، استاد هم تهديد خود را عملي كرد و از او دو نمره كم كرد، شد ۱۸؛ بالاترين نمره!

- آن زمان در دانشكده فني گروهك هاي سياسي؛ موسوم به توده اي و جبهه ملي و ماركسيست فراوان بود.
بچه مذهبي ها خيلي غريب بودند، در چنين اوضاعي، يك دانشجو، يك نظرسنجي از همه بچه هاي سال اولي و سال بالايي انجام داد و از آنها پرسيد: بهترين دوست شما كيست؟ نتيجه نظرسنجي خيلي عجيب بود؛ چون اكثرا نوشته بودند: چمران، با اينكه بسياري از آنها از نظر فكري با وي مخالف و حتي عده اي دشمن او بودند.

- با مهندس بازرگان درس ترموديناميك داشتيم، براي نمره پايان ترم، يك امتحان كتبي مي گرفت كه ۱۸ نمره داشت و ۲ نمره هم به امتحان شفاهي و نحوه جزوه نوشتن مي داد؛ كه جمعا ۲۰ مي شد ولي سال قبل از آن، عباس چمران (برادر مصطفي) از اين درس نمره ۲۱.۵ گرفته بود، اين قضيه كلي سر و صدا راه انداخته بود كه چطور ممكن است يك نفر از ۲۰ نمره ۲۱.۵ بگيرد؟
مهندس بازرگان هم گفته بود: من به جزوه و امتحان شفاهي۲ نمره مي دهم اما جزوه عباس چمران آنقدر دقيق و خوش خط است كه ۲ نمره برايش كم است.
آن سال هم قرار بود دو نفر- دو نفر به اتاق استاد برويم تا هم امتحان شفاهي و هم جزوه هايمان را تحويل دهيم، بعد از اينكه من و مصطفي داخل اتاق شديم، مهندس بازرگان با دقت زياد شروع به ورق زدن جزوه مصطفي كرد بعد سرش را آورد بالا و به او گفت: بايد به تو هم مثل برادرت نمره ۲۱.۵ بدهم.
اجتمام(۵)۱۸۸۰**۱۵۵۸

آخرین اخبار