**زمان و مكان
انتخابات رياست جمهوري دوره پنجم، در شرايط حساسي همراه با يك همه پرسي در تابستان ۱۳۶۸ برگزار شد. از مهمترين مسائل حاكم بر فضاي اين انتخابات رحلت جانگداز حضرت امام خميني(ره) بود. به علاوه همه پرسي بازنگري قانون اساسي همزمان با انتخابات رياست جمهوري برگزار گرديد.
حضرت امام خميني(ره) در چهارم ارديبهشت ماه ۱۳۶۸ ش، طي حكمي به حضرت آيتالله خامنه اي رئيس جمهور وقت، با اشاره به برخي از نواقص قانون اساسي خواستار تشكيل شورايي جهت بازنگري قانون اساسي شدند. اين شورا با حضور ۲۰ نفر از رجال مذهبي و سياسي و همچنين پنج نماينده به انتخاب مجلس، تشكيل گرديد. پس از تشكيل آن شورا، «آيت الله مشكيني» رئيس وقت مجلس خبرگان رهبري- به عنوان رئيس آن انتخاب گرديد. در اين بازنگري «رهبري شورائي نظام» منتفي و «شرط مرجعيت» از شرايط و صفات مقام رهبري حذف گرديد. حضرت امام(ره) در اين خصوص در ۹ ارديبهشت ۱۳۶۸ طي نامهاي خطاب به آيتالله مشكيني فرمودند:
«... خواسته بوديد نظرم را در مورد متمم قانون اساسي بيان كنم. هر گونه آقايان صلاح دانستند عمل كنند. من دخالتي نميكنم. فقط در مورد رهبري، ما كه نميتوانيم نظام اسلاميمان را بدون سرپرست رها كنيم. بايد فردي را انتخاب كنيم كه از حيثيت اسلاميمان در جهان سياست و نيرنگ دفاع كند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم كه شرط «مرجعيت» لازم نيست. مجتهد عادل مورد تأييد خبرگان محترم سراسر كشور كفايت ميكند. اگر مردم به خبرگان رأي دادند تا مجتهد عادلي را براي رهبري حكومتشان تعيين كنند، وقتي آنها هم فردي را تعيين كردند تا رهبري را به عهده بگيرد، قهري او مورد قبول مردم است. در اين صورت او وليّ منتخب مردم ميشود و حكمش نافذ است. در اصل قانون اساسي من اين را ميگفتم، ولي دوستان در شرط «مرجعيت» پافشاري كردند، من هم قبول كردم. من در آن هنگام ميدانستم كه اين در آينده نه چندان دور قابل پياده شدن نيست...» (صحيفه امام، ج۲۱، ص: ۳۷۱)
از ديگر تغييرات عمده قانون اساسي تصريح جايگاه قانوني مجمع تشخيص مصلحت نظام، حذف مقام نخستوزيري، تغيير نام مجلس شوراي ملي به مجلس شوراي اسلامي، تبديل شوراي عالي قضائي به مديريت متمركز قضاييه و... بود. به علاوه در اين تغييرات نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري نيز بر عهده شوراي نگهبان گذارده شد. پيش از آن تنها نظارت بر همهپرسي و انتخابات مجلس و رياست جمهوري بر عهده شوراي نگهبان بود.
شوراي بازنگري پس از تشكيل دهها جلسه، اين تغييرات را اعمال كرد. البته در در اواسط كار با رحلت امام خميني(ره) وقفهاي چند روزه در كار شوراي بازنگري ايجاد شد و شورا كار بازنگري را در ۲۰ تير ماه ۶۸ به پايان رساند. مقرر شد بازنگري قانون اساسي پس از تاييد رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آيتاللَّه خامنهاي، به راي عمومي گذاشته شود. اين همه پرسي همزمان با انتخابات رياست جمهوري در ۶ مرداد ۱۳۶۸ برگزار گرديد و طي آن ۹۷ درصد شركت كنندگان به قانون اساسي جديد رأي مثبت دادند.
انتخابات پنجمين دوره رياست جمهوري نيز از جهات مختلف داراي اهميت فوقالعادهاي بود. از يك سو حضرت امام به ملكوت اعلا پيوسته بودند و از سوي ديگر به دليل بازنگري قانون اساسي مقام نخستوزيري حذف و اغلب وظايف و اختيارات اين مقام به رئيس جمهور منتقل ميشد. به علاوه اين انتخابات اندكي پيش از موعد و حدود دو ماه زودتر برگزار گرديد. زيرا دوره رياستجمهوري حضرت آيتالله خامنهاي تا نيمه مهرماه ادامه داشت و ايشان پس از ارتحال حضرت امام(ره) از سوي مجلس خبرگان رهبري به عنوان رهبر برگزيده شده بودند و تا تعيين رئيس جمهور، امور مربوط به رياست جمهوري زير نظر مقام معظم رهبري انجام ميگرفت.
در انتخابات پنجمين دوره رياست جمهوري، ۷۹ نفر به عنوان داوطلب ثبت نام كردند. شوراي نگهبان پس از بررسي پرونده داوطلبان، سه نفر از آنها شامل آقايان اكبر هاشمي رفسنجاني(رئيس وقت مجلس شوراي اسلامي)، عباس شيباني(نماينده وقت مردم تهران) و اسدالله جامي (نماينده وقت مردم تربت جام و تايباد) را واجد صلاحيت دانست. با اين حال، جامي عملاً در صحنه رقابتها حضور نيافت و رقابت بين آقايان هاشمي و شيباني ادامه يافت.
در اين انتخابات ۳۰ ميليون و ۱۳۹ هزار و ۵۹۸ نفر واجد شرايط راي دادن بودند. از اين تعداد ۱۶ ميليون و ۴۵۲ هزار و ۶۷۷ نفر (حدود ۵۹/۵۴ درصد واجدان شرايط) شركت كردند. در نتيجه شمارش آراء هاشمي رفسنجاني با كسب ۱۵ ميليون و ۵۳۷ هزار و ۳۹۴ رأي (معادل ۱۵/۹۴ درصد آراي شركت كنندگان) به عنوان چهارمين رئيس جمهور برگزيده شد. شيباني نيز ۲۳۶ هزار و ۷۴۲ رأي(معادل ۸۵/۳ درصد آراء) كسب كرد. ۹۶۲ هزار و ۶۰۶ رأي باطله نيز به صندوق هاي اخذ رأي ريخته شده بود.
مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري روز پنجشنبه ۱۲ مرداد ۶۸ در حسينيه جماران برگزار شد. از آنجائي كه هنوز دروه رياستجمهوري حضرت آيتالله خامنهاي پايان نيافته بود، پس از مراسم تنفيذ حكم، معظم له طي نامهاي استعفاي خود را از سمت رياست جمهوري اعلام داشتند و خطاب به هاشمي مرقوم فرمودند:
«با سلام و تحيت و تبريك مجدد كسب اعتماد عظيم ملت انقلابي و فداكار و انتصاب به مسئوليت افتخارآميز رياست جمهوري اسلامي ايران و آرزوي توفيق و تأييد الهي براي جنابعالي در راه خدمت به اسلام و مسلمين و خدمت به اين ملت عزيز به اطلاع جنابعالي مي رسانم كه اينجانب براي اينكه بتوانيد مسئوليت خطير خود را رسماً آغاز نماييد. امروز (۲۵ مرداد۶۸) از سمت رياست جمهوري استعفا داده ام.»
همزمان با آغاز كار آقاي هاشمي رفسنجاني، در مقام رياستجمهوري وي رياست مجلس شوراي اسلامي را هم ترك گفت و آقاي مهدي كروبي كه تا اين زمان نائب رئيس مجلس بود، به عنوان رئيس مجلس برگزيده شد. به علاوه با شروع كار رئيس جمهور جديد، دوران مسئوليت ميرحسين موسوي به عنوان آخرين نخست وزير جمهوري اسلامي هم پايان يافت و هاشمي رفسنجاني، حسن حبيبي را به عنوان معاون اول خود برگزيد.
**تفنيذ حكم
مراسم تنفيذ حكم در روز ۱۲ مرداد ۱۳۶۸ برگزار گرديد. از اين پس، روز دوازدهم مرداد همواره به عنوان روز تنفيذ حكم روساي جمهور بعدي نيز تثبيت شد. در آن زمان اين مراسم در حسينيه «جماران» و به همت حجت الاسلام و المسلمين سيداحمد خميني(ره) برگزار شد و ياد و خاطره حضرت امام(ره) بر اين مراسم سايه افكنده بود. مقام معظم رهبري پس از برگزاري اين مراسم از سيداحمد خميني به سبب تلاش براي برپائي خوب آن تقدير كردند.
متن حكم اولين دوره رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني به شرح زير مي باشد:
«بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله الحكيم: و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون.
سپاس و ستايش خداوند منّان را كه با عنايات خاصه خود، ملت بزرگ ايران را در فراز و نشيب هاي مسير دهساله انقلاب راهنمائي و دستگيري فرمود و با دست قدرتمند خود انقلاب و نظام اسلامي را از آفات دهر و شرارت شياطين و فريب مكاران و دغلكاران و دسيسه منافقان و نفوذ بد خواهان و جمود متحجران و جاه طلبي سياست بازان و وسوسه خناسان مصون داشت و به دعاي حضرت ولي الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداء آتش توطئه ها را بر اين ملت صالح و رشيد، برد و سلام فرمود و دشمنان قوي پنجه را زبون كرد و روز بروز جلوه هاي نصرت خود را با ثبات قدم و رشد و آگاهي امّتي بيدار و زنده و نستوه، بر همگان آشكار ساخت.
و حمد بي پايان پروردگار را كه حيات طيبه خود را به ملتي بخشيد كه حضرت روح الله را چون جان شيرين در خود پذيرا گشت و به هدايت و زعامت او پرچم اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله و ولايت علوي و حسيني را برافراشت، چشم جهانيان را در او خيره ساخت و آيات فرج مستضعفان را در سرگذشت پرماجراي او آشكار ساخت.
و پس از ارتحال امامش و جان عزيزش بسوي رفيق اعلي، قلب او را محكم و راه او را روشن داشت و بر عزم و اراده يپولادينش در ادامه راه خود، استوار ساخت.
اينك پس از گذشت دو دوره كامل رياست جمهوري كه بحمدالله با وجود آن همه دشواري ها و توطئه هاي دشمنان، به خير و صلاح و عزت و عظمت اسلام و مسلمين سپري شده است، ملت رشيد و مقاوم و باوفا، به وصيت امام فقيد عظيم الشأن خود عمل كرد و در نخستين امتحان و در همان حال كه دشمنان قسم خورده اسلام نيرنگ ها پرداخته و اميدها بدان بسته بودند، جهانيان را به حيرت و اعجاب واداشت و با حضور وسيع و سيل آساي خود، بنيان آمال بدخواهانه دشمن را بركند و با شناخت و آگاهي و آزادي كامل و كم نظير، در انتخاباتي كه نقش تبليغات مرسوم در آن به كمترين حد ممكن رسيد، به پاي صندوق هاي رأي رفت و به پيمان با خدا بر نفي پرستش شيطان، و به عهده خود با رسول خدا در پاسداري از ثقلين، و به تعهد خود در برابر امام و انقلاب در وحدت كلمه و كلمه توحيد و استقامت تا استقرار قسط عمل كرد.
و خدا را شكر كه اراده و رأي ملت عزيز، بار سنگين امانت و مسئوليت الهي را بر دوش تواناي مردي بزرگ از فرزندان اسلام و حواريين امام عظيم الشأن، عالمي مجاهد، فقيهي اسلام شناس، سياستمداري هوشمند و مديري درد آشنا و دلسوز قرار داد.
شخصيتي كه پرونده تلاش در راه خدا و مجاهدتش براي حاكميت دين و اعلاء كلمه اسلام حتي پيش از نخستين روزهاي شروع نهضت آغازشده و سرگذشت رنج ها و سختي ها و فعاليت هاي كم نظير را در خود گنجانيده است، چهره ي موجهي كه به بركت حركت در صراط مستقيم انقلاب، همواره امين امام و محبوب امت بوده و انشاءالله از اين پس نيز خواهد بود.
بي شك اين يك دستاورد بزرگ است كه همزمان با انجام اصلاحات در قانون اساسي كه زمينه اداره صحيح كشور را فراهم ساخته، مديريت اجرائي كشور در دست تواناي كسي همچون رئيس جمهور منتخب ملت قرار گيرد و اميد است همچنان كه مردم قدرشناس و هوشمند كشورمان انتظار مي برند، تأييدات و تفضلات الهي راه را به سوي رفع مشكلات و تحقق آرمان هاي انقلاب هموار سازد.
اينجانب ضمن سپاس مجدد از الطاف نهان و آشكار حضرت حق تعالي جلت عظمته، به پيروي از ملت عظيم الشأن و با معرفت به مقام و مرتبت ياور صميمي امام و شخصيت برجسته نظام جمهوري اسلامي و بازوي توانا و زبان گوياي آن، جناب آقاي هاشمي رفسنجاني دامت تأييداته رأي ملت را تنفيذ و ايشان را به رياست جمهوري اسلامي ايران منصوب مي كنم و بديهي است كه اين رأي و تنفيذ تا زماني است كه ايشان در همين صراط مستقيم و نوراني كه عمر شريف خود را تاكنون در آن گذرانيده اند يعني راه دفاع از اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله و مجاهدت براي تحقق حاكميت كامل قرآن و عمل به شريعت و طرفداري از محرومين و مستضعفين و كوشش براي ريشه كن كردن فقر و محروميت و استقرار عدالت اجتماعي، راه خود را ادامه دهند كه البته چنين خواهد بود.
در پايان رئيس جمهور محترم و كساني را كه در اداره كشور توفيق همكاري با ايشان را خواهند داشت به رعايت تقوي و تداوم ياد خدا و حسن سلوك و ارتباط با مردم و بخصوص قشرهاي ضعيف و محروم كه صاحبان انقلاب و سربازان هميشه در صحنه ي آن مي باشند و رعايت عزت و عظمت اسلام و استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي جمهوري اسلامي در تنظيم روابط خارجي توصيه مي كنم و ملت عزيز را نيز به همكاري و حمايت كامل از اين مسؤولين دلسوز و لايق دعوت مي نمايم و اميد و اطمينان كامل دارم كه با وحدت كلمه ي ملت و تلاش مخلصانه مسؤولين و حركت عمومي همهي اقشارمردم در همكاري و كمك به مجريان امور، اين ملت بزرگ خواهد توانست به همه ي آرزوهاي بزرگ خود دست يابد و كيد و كينه دشمنان پليد را به ناكامي بكشد و فروغ اميد را در دل همه ملت هاي مستضعف جهان برافروزد.
انه ولي التوفيق. والاسلام عليكم و رحمةالله و بركاته. سيدعلي حسيني خامنه اي. ۱۲ مرداد ۱۳۶۸»
**بررسي اجمالي
در فراز نخستين اين حكم، از اينكه ملت بزرگ ايران «از آفات دهر و شرارت شياطين و... مصون» مانده و «به دعاي حضرت ولي الله الاعظم... آتش توطئه ها را بر اين ملت صالح و رشيد، برد و سلام» گرديده، خداوند متعال حمد و ستايش گرديده است.
در ادامه اين حكم با اشاره به مقام شامخ «حضرت روح الله» در «هدايت و زعامت» و برافراشتن «پرچم اسلام ناب محمدي (ص) و ولايت علوي و حسيني» به امتحان سخت ملت ايران پس از رحلت ايشان اشاره شده است.
در متن حكم رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني، مقام معظم رهبري، همانگونه كه حضرت امام خميني(ره) در احكام روساي جمهور سابق اذعان مي كردند، ضمن تنفيذ راي ملت، رياست جمهوري هاشمي را «مشروط» عنوان كرده اند، بدين ترتيب كه «اينجانب... رأي ملت را تنفيذ و ايشان را به رياست جمهوري اسلامي ايران منصوب مي كنم و بديهي است كه اين رأي و تنفيذ تا زماني است كه ايشان در همين صراط مستقيم و نوراني كه عمر شريف خود را تاكنون در آن گذرانيده اند يعني راه دفاع از اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله و مجاهدت براي تحقق حاكميت كامل قرآن و عمل به شريعت و طرفداري از محرومين و مستضعفين و كوشش براي ريشه كن كردن فقر و محروميت و استقرار عدالت اجتماعي، راه خود را ادامه دهند...»
اين شرط را معظم به، همانند امام در احكام روساي جمهور بعدي (آقايان خاتمي و احمدي نژاد) نيز قيد كردهاند.
در اين حكم معظم له با اشاره به تواناييها و ويژگيهاي هاشمي ابراز اميدواري شده است كه وي بتواند «بار سنگين امانت و مسئوليت الهي» را بر دوش بكشد و همچنان با حركت در صراط مستقيم انقلاب، محبوب امت بماند.
در ادامه از رئيس جمهور و همكارانش درخواست شده با «رعايت تقوي و تداوم ياد خدا» با مردم و بخصوص قشرهاي ضعيف و محروم كه «صاحبان انقلاب و سربازان هميشه در صحنه» مي باشند، «حسن سلوك» داشته باشد و در مقابل از ملت عزيز خواسته شده از «مسؤولين دلسوز و لايق» حمايت كامل داشته باشند. همچنين ابراز اميدواري شده كه با «وحدت كلمه ملت» و «تلاش مخلصانه مسؤولين» ملت ايران بتواند با دستيابي به همه آرزوهاي بزرگ خود، «كيد و كينه دشمنان پليد» را ناكام بگذارد و حتي «فروغ اميد را در دل همه ملت هاي مستضعف جهان» برافروزد.
**نكات تكميلي؛ تداوم خط امام (ره)
حضرت آيت الله خامنه اي در مراسم تنفيذ حكم اولين دوره رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني، بياناتي دارند كه ضمن شرح و بسط بيشتر محتواي حكم داراي نكات بارزتري است. در ادامه به چند فراز آن به طور اختصار اشاره مي شود:
«حسينيه جماران... همواره سازنده تاريخ انقلاب ما در طول ده سال اخير بوده است. در اين نقطه و در زير همين جايگاه مقدس و متبرك بوده كه ما توانستهايم در طول اين ده سال، تجربههاي دشوار را از سر بگذرانيم... ما امروز با فقدان رهبر و امام عزيز...مان، بيشك دچار كمبود و خلأ مهمي هستيم؛ ليكن با ياد صلابت و قاطعيت و معنويت و روحانيت آن بزرگوار و با الهام از درسهاي فراموشنشدني ايشان، امروز مقطع و دوران ديگري را آغاز ميكنيم. به نظر من، امروز روز مهم و شروع مقطع حساس و حايز اهميتي است...»
«... استكبار جهاني و صهيونيسم، ميخواهند هم به ملت ايران و هم به افكار عمومي عالم و شايد هم به بعضي از مسؤولان القا كنند كه نظام... دوران جديدي با جهتگيري جديدي را آغاز كرده است! اين حرف... بسيار ناشيانه و ابلهانه است... انصراف از خطوط ترسيم شده قطعي به وسيله امام... كه همان خطوط انقلاب و اسلام است و چيزي از آن فراتر نيست - هرگز در انقلاب ما پيش نخواهد آمد.»
«تا وقتي كه دلهاي بيدار و مردم مسؤول و مسؤولان مؤمن و اسلامشناس و امامشناس، در اين كشور هستند، آمريكا و ديگر دشمنان و مستكبران عالم و بدخواهان و منافقان، بايد آرزوي چنين روزي را به گور ببرند...»
«ما امروز، فصل جديدي را ... آغاز ميكنيم. ما آن خانواده بزرگ و فعّالي هستيم كه اميد و اتكاء و قوّت قلبش، به پدر اين خانواده بود. با بودنش، همه تكيهها - بعد از خدا - به او بود. هر مشكلي براي كشور و مسؤولان پيش ميآمد، سرانگشت هنرمند و كارآمد او بود كه گره را باز ميكرد... در دوران مسؤوليت... بارها به ياد اين جمله اميرالمؤمنين(ع) ميافتادم كه ميفرمايد: «اذا اشتدّ بنا الحراق التجينا برسولاللَّه» (نهجالبلاغه، كلمات قصار)..؛ وقتي در جنگها كار بر ما سخت ميشد و احساس ميكرديم كه در مقابل حادثه ضعيفيم، به رسول خدا پناه ميبرديم. وقتي اين جمله اميرالمؤمنين(ع) به يادم ميآمد، ميديدم بر وضع ما نيز صادق است... امام(ره)... با نظر صايب و اراده قوي و ايمان و توكل بينظير خود، مشكل را حل ميكرد...»
«امروز، اين پدر خانواده... در ميان ما نيست. در چنين شرايطي، بايد مثل همه خانوادههايي كه پدر و بزرگ خود را از دست ميدهند، عمل كنيم... برادران عزيز! اين، خصوصيت دوران جديد ما مسؤولان و ملت است. بايد با تلاش و همكاري مسؤولانه و محبت و پيوند مستحكم و حضور دايمي مردم در صحنه و دلسوزي كامل علماي اعلام و بزرگان اسلام و قشرهاي مختلف كشور و با وحدت كلمه و حفظ حاكميت نظام جمهوري اسلام و مركزيت اين نظام و تجمع حول اين محور و تسليم در مقابل جهتگيريهايي كه برخاسته از همان رهنمودها و اصولي كه بر طبق مصالح كشور است، اين خلأ را پر كنيم.»
«...فقدان امام بزرگوارمان را به هيچوجه به معناي پايان يافتن راه يا تكليف يا اميد، به حساب نميآوريم. پيامبر خدا(ص) از دنيا رفت و تازه فتوحات عظيمه مسلمين شروع شد. او، با ايجاد بنا و قاعده يك نظام عظيم جهاني، توانست جامعهيي اسلامي بسازد كه قرنها پس از رحلتش، به صورت مقام و قدرتِ اولِ سياسي و اقتصادي و نظامي و اجتماعي، در دنيا خود را نشان داد. اگر فساد سردمداران در دورههاي بعد نبود كه به نام اسلام، سالها بعد از رحلت پيامبر(ص)، در ميان مردم حكومت كردند، يقيناً اثر حركت رسول خدا، تا قرنهاي متمادي ديگر و شايد تا اين روزها ادامه ميداشت...»
«ما ميتوانيم بعد از رحلت امام(ره)، راه او را ادامه دهيم. همچنان كه رسول خدا، ده سال و چند ماه در ميان امت خود بود، امام عزيز ما هم كه شاگرد و پيرو راه انبيا و اوليا بود، حدود ده سال و چند ماه در ميان ما بود. اگر ما همان اصول و خطوط و همان قاعده و مبنا را به معناي حقيقي كلمه و بهصورت جدي و با همان اراده و اميد در دست بگيريم، اين راه را ادامه خواهيم داد...»
«... علاج مشكلات ما در اين است كه سازندگي كشور را در كنار تأمين روحيه انقلابي در مردم و حفظ همان صلابت و چهره باعظمت و هيبت انقلاب ببينيم. اگر به رفاه عمومي نينديشيم و به سازندگي كشور فكر نكنيم، مطمئناً نظام جمهوري اسلامي نخواهد توانست الگو و تجربه مطلوب را به دنيا ارايه بدهد. اگر در مسايل رفاه زندگي عمومي و ايجاد تسهيلات و رفع مشكلات غرق شويم، به طوري كه جهتگيريهاي انقلابي را به دست غفلت بسپريم، به ابهت و هيبت انقلاب ضربه زدهايم و جاذبه آن را در دنيا مخدوش كردهايم و اين، مطمئناً به كارايي ما ضربه خواهد زد. بنابراين، اين دو در كنار هم مطرحند.»
«البته، در مسايل داخلي و سازندگي، رفاه و رفع مشكلات و ايجاد سازندگي، تنها هدف نيست. در مسايل داخلي هم، تأمين عدالت اجتماعي و امنيت عمومي و رعايت طبقات ضعيف و محروم، يك ركن اصلي است؛ همچنانكه در سطح حركت عمومي كشور، اخلاق و روحيات اسلامي و برادري و گذشت و ايثار و بقيه خلقيات حسنه اسلامي هم، بايد مورد توجه قرار بگيرد. توكل ما به خداست...»
سيام/۵
