|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
'محسن سلیمانی فاخر' عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی روز شنبه در یادداشتی كه درمورد فیلم 'تلفن همراه رییس جمهور' دراختیارگروه فرهنگی ایرنا قرار داد؛ آورده است: به نظر می رسد 'علی عطشانی' كارگردان این فیلم سینمایی، دغدغه سیاسی دارد و می خواهد با این داستان ها و اندیشه هایش جمله 'جانا سخن از زبان ما می گویی' را به كرسی ذهن تماشاگر سوار كند و از اقبال و همراهی مخاطب بهره برد. او می خواهد با زبلی از سوژههای نو و آلام جامعه سخن بگوید اما دوران این دیالوگ ها كه در برهه ای از زمان همچون مجله 'گل آقا' سوپاپ اطمینان برخی نگرش ها بود، به سر رسیده و این اعتراضات ساده و پرداخت نشده دیگر آب سردی بر دل مخاطب نیست. از مشكل اصلی نگارش فیلمساز كه بگذریم، سوژه وقتی در فضای رئال عنوان می شود به ناچار باید از پشتوانه فكری محكمی برخوردار باشد كه اینگونه نیست. چرا باید تلفن همراه یك رییس جمهور از یك خرده فروش در بازار عرضه شود؟ چرا تمام كسانی كه از اقشار مردمی تماس می گیرند از نوع آدم های قشر پایین و نیازمند جامعه هستند؟ مگر نه اینكه تلفن همراه یك رییس جمهور در فضای رئال با كمی خوشبینانه فقط در اختیار وزرا و معاونان است و با كمی اغماض كسانی كه در راس قدرت هستند؟ آخر یك زن بدبخت از كجا تلفن همراه یك رییس جمهور را بدست می آورد. اگر فضای فیلم را فانتزی در نظر می گرفتیم، می توانستیم این را بپذیریم اما فیلمسار باز میخواسته به مخاطب بگوید كه در شرایط عادی و مرسوم می خواهد از جامعه و مشكلات او سخن بگوید اما به بیراهه رفته است؛ اصلا از فیلمساز، تهیه كننده و فیلمنامه نویس بخواهیم كه الان با ارتباطاتی كه دارند آیا می توانند تلفن رییس جمهور را بدست آورند تا ما به اتفاقات داستان ایمان آوریم؟ فیلم در برخی از سكانس ها به تناقصاتی برمی خورد كه جای تامل دارد؛ دختری كه امروز و در سال 90 محصل است و پیكسل دوربین موبایل را میداند در رویارویی با موبایل به همراه مادرش اینقدر ساده لوحانه برخورد می كنند كه نمی توان آنها را نرمال پنداشت. آیا تماس یك رییس جمهور به یك فرد عادی جامعه قابل پذیرش است و بعد هم سوال كند كه 'ببیخشید مزاحم شدم ظاهرا میهمان دارید'. آیا اساسا فضای داخلی منزل با شخصیتی كه كار می كند و درآمدش هم با آن نیسان مدل بالا و با آن كرسی در سال 90 منطقی است؟ آیا كسی كه كارش یافتن آدرس است و در پلان نخست به راحتی نشانی را پیدا می كند برای یافتن آدرس فروشنده موبایل اینقدر ناشیانه عمل می كند؟ آیا می توان دغدغه یك فرد معمول جامعه را این قدر نشان داد كه به روانپریشی ختم شود و آیا منطقی است كه رییس جمهور با تصورهایی كه در پایان فیلم میبینیم - پایان رها و معلق - و امروز موج آن در سینمای ایران در حال حركت است به خانه مرد باربر بیاید یا به دنبال تلفنش باشد و آیا بیاید تا مشكلات را سر و سامان دهد. شخصیت اكبر عبدی و نیما شاهرخ شاهی در كجای داستان هدف پیشبردی در اهداف داستان دارد. آیا اگر حذف می شد اتفاقی در روند قصه حاصل می شد؟ آیا انتخاب نیكی كریمی برای این نقش با این كاراكتر همخوانی دارد؟ فیلمساز باید بداند استفاده ابزاری از چهره بازیگرانی كه پولساز هستند در نقش هایی كه اساسا نقش فرعی دارند تمام شده چرا كه مخاطب در آستانه سال 91 می داند كه كاربرد آنها فقط در پوستر و بنرهای تبلیغاتی و تیزرها به سر آمده است. دیگر مخاطب آگاه شده است همچنان كه گلزار در امتداد شهر دیگر كاركرد تجاری اش را از دست داد. فیلم 'تلفن همراه رییس جمهور' سوژه ای ناب دارد كاش یا در یك موقعیت كمدی فانتزی ساخته می شد یا از یك پشتوانه محكم در اَكت ها و عمل ها همراه بود و خیلی دغدغه حرف از زبان قشر نیازمند را نداشت. فراهنگ **9183**1588
انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 30797721
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||